...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

یکشنبه 7 شهریور 1395

حامد سجادی را از سال ۱۳۸۷ می‌شناسم. آن موقع تازه دانشجوی سال اول رشته ما (معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام) شده بود. حامد پرشور، فعال، توان‌مند و خوش‌فکر بود. در دروس تخصصی، اهل مطالعه و پی‌گیر بود. آینده خوبی برایش پیش‌بینی می‌شد. اواخر دوره تحصیل متأهل شد. بعد از دفاع از پایان‌نامه ارشدش به سربازی رفت. به زودی فرزند دومش هم به دنیا می‌آید. در راستای اقتصاد مقاومتی، بدون هیچ پیشینیه خانوادگی، وارد زنبورداری شد و عسل طبیعی نابی را تولید می‌کند. خب، بالاخره اگر کسی عقلش کار کند، در شرایط فعلی، به جای ادامه تحصیل دانشگاهی، باید به بازار رو بیاورد. واقعیت‌های زندگی چیز دیگری است.

این افتخار را داشتم که در پایان‌نامه‌ای که اخیراً دفاع کرده است، سمت استاد راهنما را داشته باشم. (طبق معمول،‌ همه زحمت‌ها را دانشجو می‌کشد و اسم استاد راهنما آن بالاها درج می‌شود.) استادی راهنما، تجربه شیرین و خاطره‌انگیزی بود. به ویژه این‌که اولین کسی بود که تتوانست با موفقیت مراحل کارش را به اتمام برساند.
در این‌جا به او تبریک می‌گویم و برای موفقیت های بیش‌تر او دعا می‌کنم.

حامد سجادی حمید درویشی شاهکلائی
عکس یادگاری با «پایان‌نامه»!
همان‌طور که در تصویر،‌ مشخص است،‌ این پایان‌نامه ارتباطی با دانشگاه امام صادق علیه‌السلام ندارد.

  • نظرات() 
  • یکشنبه 7 شهریور 1395

    «مهدی دلبند»، کارشناسی‌ارشد خود را در جامعه‌شناسی گرفته است.
    در کثرت مطالعه، گوی سبقت را از من ربوده است. 
    او یک «لر» اصیل دوست‌داشتنی است.
    جوان است اما صریح و ساده حرفش را می‌زند. 
    او بعد از اتمام تحصیلاتش، به دیار خود، «کهگیلویه و بویراحمد» بازگشته و به مردم باصفایش خدمتش می‌کند.

    کانال «پیچ عظیم تاریخی» حاوی مطالب سیاسی و اجتماعی اوست و اطلاع‌رسانی از برنامه‌هایش.
    نشانی کانال او:
    https://telegram.me/mahdidelband

    #جوان_مؤمن_انقلابی_جهادی

    کانال من در تلگرام: @pavaraqi

  • نظرات() 
  • شنبه 6 شهریور 1395

    احمد قدیری ابیانه را از ۱۳۸۸ می‌شناسم. از او، دو کتاب «ملیتا: سفرنامه مصور لبنان» و «تکنیک‌های عملیات روانی در حوزه رسانه و خبر» را خوانده‌ام. او یک جوان مؤمن‌، انقلابی و جهادی است؛ با نشاط و پرانرژی. 
    خدا او را برای نظام و انقلاب حفظ کند.
    احمد قدیری ابیانه
    در این کانال «شب‌نوشته‌ها»، خاطرات سفر مکزیک را نوشته است. مثل همیشه از عکس،‌ استفاده خوبی کرده است. رد ریز‌بینی‌های خواندنی‌اش را این‌جا هم می‌توانید دنبال کنید.
    نشانی کانال: @ShabNeveshtha
    بعدالتحریر: 
    ملیتا، خاطرات اولین راهیان نور دانشجویی به لبنان است.
    #جوان_مؤمن_انقلابی_جهادی

    نشانی کانال پاورقی: @Pavaraqi

  • نظرات() 
  • جمعه 5 شهریور 1395

    داشتم اسناد بایگانی شده را مرور می‌کردم که به سند جالبی درباره وب‌نوشت دروازه گربه رسیدم. آن وسط‌ها هم این را پیدا کردم؛ یک سند تاریخی از مسائلی که دهه قبل، مهم‌ترین دغدغه فکری دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه السلام بوده است. این مباحث که در پی اوج‌گیری مطالبات دانشجویی (پس از ممانعت برخی مسئولان دانشگاه از حضور آقای زاکانی در دانشگاه به منظور ارائه توضیحات درباره تفحص از دانشگاه آزاد و کشته شدن مرحوم فرهاد گرجی و عالم نظری) به یک شورای دانشجویی محول شده بود، سرانجام در قالب یک محترمانه به رئیس وقت دانشگاه ارسال شد. مرحوم حضرت آیت‌الله محمدرضا مهدوی کنی، در پاسخ با ادبیات تند و ناشایستی دورتادور صفحه اول این نامه چنین ابراز داشتند که «...این حرف‌ها مطالبه نیست؛ مطالبه طرفینی است و این‌ها طلب است... این‌جا بهترین دانشگاه کشور است،‌ نمیخواهید بروید جای دیگر... ما می‌مانیم و شما می‌روید...» پاسخ آیت‌الله مهدوی،‌ همزمان با قضایای غزه بود که همه دانشجویان درگیر آن شده بودند و فرصتی برای توجه به مسائل دانشگاه نبود.

    متن نامه دانشجویان به جهت ارزش تاریخی‌اش حیف است از دست برود. دهه نودی‌ها! شما هم به نسل بعد برسانید! 

    بسم الله الرحمن الرحیم

    «ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله» (هود/88)

    ریاست محترم دانشگاه امام صادقعلیه السلام؛ حضرت آیت الله مهدوی کنی‌دام‌ظله

    ضمن عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات، به استحضار میرساند پیرو نامه‌های پیشین دانشجویان این دانشگاه به حضرتعالی و اینکه ایشان جنابعالی را به مثابه پدر دلسوز خود میدانند و نیز با عنایت به صحبت های شفاهی صورت گرفته و فرمایش حضرتعالی مبنی بر نگارش مطالبات دانشجویان، اینک کلیات درخواست‌های دانشجویان در حد ذکر سرفصل‌ها تقدیم میگردد.

    همچنین پیش از ذکر این مطالبات که به نوعی آسیب‌های دانشگاه امام صادق علیه السلام نیز به شمار میروند ذکر چهار مقدمه را ضروری میدانیم:

    ·         نخست یادآوری این نکته را بر خود فرض میدانیم که اهمیت مقوله تربیت نیروی انسانی بر هیچ کس پوشیده نیست و تیزبینی خاص حضرتعالی در اوایل انقلاب مبنی بر تاسیس دانشگاه امام صادقعلیه‌السلام و چشم‌پوشی از مناصب مختلف و صرف عمر مبارک خود در این حوزه محل تقدیر و تشکر فراوان است.

    ·         دوم آنکه هیچ کس در دانشگاه منکر وجود اشکالات و نقاط ضعف نیست و جنابعالی به عنوان راس هرم دانشگاه از همه به آنها واقف‌تر می باشید. نیز توجه به این نکته ضروری است که بهترین زمان برای اصلاح این مشکلات، زمان حضور جنابعالی در جایگاه ریاست دانشگاه است. چرا که به علت ریاست بیست و چند ساله خود بر این دانشگاه و وقوف کامل به مسائل مختلف و همچنین جایگاه ویژه حضرتعالی، برطرف کردن برخی آسیبها و تغییر برخی روندهای اشتباه جز به دست شما ممکن نیست. بنابراین به نظر میرسد اکنون که عزم راسخی در بدنه دانشجویی برای اصلاح مشکلات مشاهده شده است، بی توجهی و غفلت از این پتانسیل عظیم، نوعی فرصت­‌سوزی است.

    ·         سوم، نگارندگان این نامه و تمامی دانشجویان دانشگاه به وجود اشکالات فراوان در بدنه دانشجویی آگاهند و ذکر نقاط ضعف و آسیب­های دانشگاه به معنای بری دانستن مخاطب دانشجو نیست و به موازات تحقق اصلاحات اساسی در بدنه دانشگاه، میبایست برای اصلاحات بدنه دانشجویی نیز طرفی بست.

    ·         و چهارم آنکه در فضای خمودگی و روزمرگی دانشگاه که با حرکتی بسیار کند به سمت اهداف خود حرکت می­کند، انتظار دانشجویان این است که پس از جریانات اخیر دانشگاه و دمیده شدن روح تحول­خواهی در بدنه­ دانشجویی، حضرتعالی نیز – صرف نظر از برخی عملکردهای ناصواب - به تأیید اصل این حرکت پرداخته و انگیزه پیمودن ادامه مسیر را برای فرزندانتان دوچندان فرمائید.

    در ادامه به شماری از مهمترین مطالبات دانشجویان از مسئولین دانشگاه –در 11 بند- اشاره می‌گردد:

    ·         آزاداندیشی علمی و دانشگاهی؛ از آنجا که این دانشگاه، بایستی کانون فکر، ایده، نقد و نظر و طرح­ریزی الگوهای نظری و عملیاتی برای تحقق افکار نو برآمده از روحیه انقلابی باشد، لذا نیازمند حضور فعال اصحاب ایده و نظر، با دیدگاهها و سلایق متفاوت میباشد. در این زمینه می‌توان مقایسه­‌ای تطبیقی بین جایگاه کنونی دانشگاه با نظر اندیشمندانی همچون استاد مطهری در باب آزادی اندیشه و ... داشته باشیم. به راستی تحدی­گری معرفتی و خطرپذیری نظری در دانشگاه امام صادقعلیه السلام چه جایگاهی دارد؟ آیا پاسخ رهبر انقلاب به نامه فضلای جوان حوزه قم مبنی بر لزوم آزاداندیشی و به راه انداختن کرسی­های نظریه­‌پردازی نسبت به این دانشگاه اطلاق ندارد؟

    ·         بازبینی دائم مبانی در تطبیق با نظام ارزشی انقلاب اسلامی؛ انقلاب اسلامی یک انقلاب فرهنگی است و از این لحاظ نمودار ساختن فرهنگ انقلاب اسلامی در محیطی که ذیل گفتمان انقلاب، داعیه تولید علم و فرهنگ را داراست، امری ضروری و واجب به نظر می­رسد. هرچند دانشگاه امام صادق (علیه السلام) در تاریخ خود خیل کثیری از دانشجویان متدین و انقلابی را به خود دیده، اما وجود ضعف‌هایی سبب شده که نتواند همگام با نیازهای انقلاب اسلامی، به ایفای نقش در راستای رسالت تاریخی خود بپردازد. برای نمونه می توان به این مسئله اشاره کرد که اولویت‌های علمی و تحقیقاتی و نیز بسیاری از پایان‌نامه‌های دانشجویی -که به نوعی ماحصل دوران تحصیل دانشجویان است- در فاصله با اولویت های انقلاب بوده و از حیث عمق و محتوا نیز در موارد زیادی نتوانسته است پاسخگوی نیازهای آن باشد. در نهایت ما دانشجویان دانشگاه امام صادق (علیه السلام) خواستار استقرار سازوکارهای مؤثر به منظور تبیین و قرار گرفتن آرمان‌ها و اولویت‌های انقلاب در صدر فهرست اولویتهای دانشگاه هستیم.

    ·         پرهیز از اشرافیت علمی و دانشگاهی؛ با این سوال شروع کنیم: "نظام تولید علم در شرایطی که به کرات بر بومی بودن آن تاکید می‌‌شود تا چه حد ناظر به مسائل جامعه امروز- و فراتر از آن- انقلاب اسلامی بوده و هست؟" به نظر میرسد که محدودیت‌های متعدد تعامل دانشگاه با جامعه و نیز فرض دیوارهای بلند فرهنگی، مانع از درک مسائل زندگی روزمره مردم و همچنین فهم مشکلات اساسی و مبتلابه نظام اسلامی شده است. امروز کارآمدی این دانشگاه در گرو تطابق آن با مسائلی است که آن را احاطه نموده... برای ملموس تر شدن این بند صفحاتی از تاریخ دانشگاه را ورق زده و یک مثال تاریخی را تقدیم می نماییم؛ در خصوص مسئله جنگ که به گفته امام راحل در رأس همه مسائل کشور قرار داشت، خوب است این سؤال را مطرح کنیم که صرف نظر از فردفرد بسیاری از دانشجویان دوره های نخستین دانشگاه که البته بعضاً با تحمل هزینه هایی سنگین به حضور در جبهه های حق علیه باطل اقدام می کردند، آیا دانشکده‌ها و مراکز علمی دانشگاه، «مسئله جنگ»و مسائل برآمده از آن را در صدر اولویت های علمی خود قرار داده بودند؟ ...و آیا آن ضعف در عرصه جهاد امروزی جبران شده است؟ مخلص کلام اینکه در شرایط فعلی، ضروری به نظر می رسد که مسئله‌محوری و حضور فعال در میدان‌های واقعی، از سرحد فعالیت‌های فوق برنامه دانشجویی به بایسته‌های حرکت علمی دانشگاه تبدیل شود.

    ·         بازبینی جامع نظام آموزشی؛ آمار نشان میدهد بسیاری از دانشجویان در دوره دانشجویی و پس از پایان دوره، حجم بالایی از دروس گذرانده شده را مصداق علم لاینفع میدانند. بالاجماع جای خالی برخی دروس را خاطرنشان کرده و از بسیاری مسائل مرتبط با معاونت آموزشی گله‌مند و نگرانند. فراتر از آن نسبت به نگرش مکانیکی انباشت دانش که در برنامه آموزشی دانشگاه خود را آشکار میکند، موضع منفی میگیرند. "عدم وجود سازوکار ارزیابی قدرتمند و مسئله‌یابی کارا"، "استیلای نگاه یکسان انگارانه در برنامه ریزی برای دانشجویان بدون ملاحظه استعدادهای متفاوت ایشان" و" نیز ضعف ساختاری و فرایندی بدنه و انعطاف‌پذیری اندک آن" سبب شده که نتواند گام مؤثری در بهبود این وضعیت بردارد. بدین ترتیب دانشجویان بر «لزوم احصای کامل آسیب‌های موجود و نیز عزم راسخ و برنامه‌ریزی جدی به منظور برطرف کردن آن آسیب‌ها» تاکید می نمایند.

    ·         نهادینه کردن پژوهش‌محوری؛ اهمیت این مبحث، ما را به تأکید این مطلب باز می دارد که برخلاف جایگاه اصلی این دانشگاه –یعنی مرجعیت علمی- کمیت‌گرایی بر خلاف توجه به نگاه کیفی بر فضای علمی دانشگاه سایه افکنده و سنگینی کفه‌ی آموزش و کم‌وزنی پژوهش را -که استعداد بیشتری برای حمل مفهوم کیفیت دارد- شاهد هستیم. خط طولی آرمان‌گرایی، واقع بینی، مسئله‌یابی، ایمان به توانایی خود و همت حل مسئله، خلاقیت و نظریه پردازی، الگویی است که اراده های انقلابی را به خود میطلبد و اطمینان داریم افق مرجعیت علمی راهی جز این ندارد.

    ·         اصالت تربیت در کنار خردگرایی؛ باور داریم که دانشگاه امام صادقعلیه‌السلام محیط مناسبی برای رشد نسبی معنوی است. با این وجود، ظرفیت بالقوه این دانشگاه تا برخورداری از یک نظام تربیتی انسجام یافته کیفی ، زیاد است. نظام تربیتی منسجم است که دانشجو را از بدو ورود تا آخرین لحظه حضورش در دانشگاه مورد پوشش قرار داده، برای آن برنامه‌ریزی کرده و روی ظرفیتها و استعدادها سرمایه‌گذاری میکند. در این مسیر از بروز اعمال نظرها و سلیقه‌های شخصی در امر تربیت جلوگیری کرده و غفلت‌ها و اولویتهای ترک شده را یادآور میشود. آن نظامی که از اقامت‌گاه تا کلاس درس، و از محیط ورزشی تا محیط کاری دانشجو و سایر مواردی همچون ازدواج راکه در نظام تربیتی اسلام مورد تأکید واقع شده در بر گیرد و در نهایت تقوایی بسازد فعال و نه منفعل؛ آن گونه که بتواند جبران کننده‌ی ضعفهای گزینش و نه ضربه‌پذیر از آن باشد. در این زمینه تدوین سندی با عنوان نظام جامع تربیتی دانشگاه امام صادق علیه السلام که بتواند ابعاد مختلف این نظام را شرح و سازوکارهای وصول به هر یک را تبیین کند و لزوم تقدم تزکیه بر تعلیم را نهادینه نماید، ضروری به نظر می‌رسد.

    ·         جلب مشارکت موثر و استفاده از ظرفیت عظیم دانشجویی؛ همواره شاهدیم که رهبر انقلاب دغدغه فراوانی را برای فعال کردن بدنه اجتماعی و به ویژه جنبش دانشجویی داشته‌اند. بدون شک محیط دانشگاه به مثابه یک جامعه کوچک بستر مناسبی برای تمرین کار جمعی، روحیه‌ی پرسش‌گری، انتقاد و مشارکت فعالانه است. لذا اهتمام و توجه ویژه به تشکل‌های دانشجویی علاوه بر افزایش پویایی دانشجویان، زمینه‌ساز نهادینه‌شدن فرهنگ نظارت، نقد و مشارکت فعالانه در بین دانشجویان نیز میشود. علاوه بر این حق دانشجوست که در انتخاب سرنوشت و مسیر رشد خود حضور آگاهانه داشته باشد. لذا پذیرش تشکل‌های فعال در دانشگاه ضروری به نظر میرسد. همچنین حضور نمایندگان دانشجویان در جلسات شوراهای دانشکدهها یک پیشنهاد کوچک عملی در مسیر شفاف سازی و مشارکت بیشتر بدنه دانشجویی است.

    ·         نظام مدیریتی و حرفه‌­ای؛ با صراحت عرضه می‌داریم: هر کس که با اصول دانش مدیریت آشنا باشد، در برخی موارد دانشگاه را بیگانه با ابتداییات مدیریتی می‌یابد: چه از منظر برنامه‌ریزی و چه از منظر نظارت و کنترل، چه در تشخیص مشکلات و چه در اصلاح و ارزیابی، چه از دیدگاه ساختار و تشکیلات و چه از دیدگاه فرایندها، چه در مسئله بودجه و نظام­های مالی و چه در مسئله‌ی آیین‌­نامه‌­ها و قوانین اداری، از سیستم­های اطلاعاتی و گزارش­دهی گرفته تا مراکز تصمیم­گیری و سیاست­گذاری، در شناسایی نقاط قوت و ضعف درونی یا آگاهی از فرصت­ها و تهدیدهای بیرونی، در جلب مشارکت مخاطبان درونی یا تعامل مؤثر با مشتریان بیرونی، نظام­های تشویق و پاداش یا استفاده از محرک­های انگیزشی، و ده‌ها موضوع و سرفصل کلی و جزئی دیگر. همه این مسائل در حالی اتفاق می افتد که این دانشگاه خود تربیت کننده متخصصانی برای جامعه بوده که همواره برای تربیت آنها به خود بالیده است، اما عجیب آن است که خود بی‌اندازه از آن بدون بهره مانده است. حقیقت آن است تا هنگامی که عزمی جدی و همگانی در فراگیری و بکارگیری این اصول و نیز استفاده از ظرفیت تخصصی این دانش (چه در داخل و یا خارج از دانشگاه) اتفاق نیفتد، دانشگاه از فضای کنونی خود خارج نخواهد شد.

    ·         شفافیت؛ شاید مواردی همچون "مشغله فراوان برخی مسئولین دانشگاه" و نیز "نبود سازوکارهای مناسب برقراری ارتباط ایشان با مخاطب دانشجو" است که سبب بوجود آمدن ابهامات فراوان و بعضاً عمیقی گردیده و موجب بوجود آمدن کدورت‌ها و زمینه‌ساز بروز تنش‌ و برخوردهایی میان دانشجویان و مسئولین شده است. این روند تا بدان جا پیش رفته است که شائبه‌ی "عدم احساس پاسخگویی برخی مسئولین در برابر عملکرد خود در میان دانشجویان" پدید آمده است. در چنین شرایطی انتظار دانشجویان، نه تنها حضور مسئولین میانی در جلسات معدود و محدود پرسش و پاسخ دانشجویی، بلکه «اصلاح نگرش و اعتماد به دانشجویان به منظور اطلاع از مسائل و مشکلات موجود و استفاده از ایده‌ها و نظرات ایشان در رفع آن‌ها» و به طور کلی «استقرار سازوکارهای برقراری ارتباط مؤثر با دانشجویان و با کمترین پیچیدگی‌ها» در تمامی سطوح دانشگاه است.

    ·         تدوین سند جامع دانشگاه؛ برداشت بسیاری از دانشجویان این است که در زمینه حوزه اختیارات و شرح وظایف افراد مختلف دانشگاه (اعم از مسئولین، اساتید و دانشجویان) دقیقا مشخص نیست. برای نمونه چنین ابهاماتی در فضای دانشجویان وجود دارد که: جایگاه آزاد اندیشی در دانشگاه کجا و به چه میزان است؟ حوزه اختیار عمل نشریات دانشجویی، حوزه آزادی فعالیت‌های دانشجویی، حوزه اختیار عمل تشکل‌های مختلف دانشجویی کجاست؟ ترتیب اثر دادن به مراجع نظارتی و تصمیم‌گیری از جمله شوراهای صنفی و دانشجویی دانشکده‌ها به چه صورت است؟ اساساً پاسخگویی در دانشگاه چه جایگاهی دارد و شرایط و سازوکار آن به چه صورت است؟‌ حوزه‌ی اختیارات و وظایف ریاست دانشگاه، معاونتها و... در چه زمینه‌هایی است؟ و ده‌ها سؤال و ابهام مشابه دیگر در زمینه های مشابه. نهایتا از مسئولین دانشگاه خواستار ارائه و اطلاع رسانی سندی رسمی و قانونی می باشند که بتواند برطرف کننده چنین ابهامات و مسائلی باشد.

    ·         ترسیم چشم انداز دانشگاه؛ سوالاتی اساسی وجود دارد که پاسخ دقیق به آنها می تواند تعیین کننده سمت و سوی حرکت دانشگاه در دراز مدت باشد:

    ·         دانشگاه مخاطبین خود را چه کسانی می داند: دانشجویان؟ اساتید؟ کارمندان دانشگاه؟ سایر مراکز علمی و آموزشی کشور؟‌ عمومی مردم جامعه اسلامی؟ مردم سراسر دنیا؟ و اساساً دانشگاه برای هر دسته از مخاطبان چه برنامه‌ای را در پیش گرفته است؟

    ·         خدمات و محصولات دانشگاه چه مواردی است و یا چه باید باشد: آیا تربیت دانش آموختگانی عالم و مهذب؟ آثار علمی مانند مقالات، نشریات و کتب؟ برگزاری کلاسها و دوره های مختلف دانش افزایی و مهارت افزایی؟ یا...؟ دانشگاه برای وصول به هر یک از خروجی هایی که در نظر گرفته، چه برنامه‌هایی را در پیش دارد؟

    ·         میزان و نحوه تاثیر نیازها و انتظارات مخاطبین بر فعالیت های گروه چه میزان است؟ این مسئله چگونه خود را نشان خواهد داد؟ از چه روشهایی و در چه فواصل زمانی نیازسنجی مخاطبان انجام می پذیرد؟

    سؤالاتی اینچنینی و پاسخهای دقیقی که به آنها داده می­شود،‌ می تواند چشم انداز دانشگاه را پیش‌بینی کرده و مسیر حرکت آن را روشن کند. دانشجویان خواستار ترسیم چشم انداز دانشگاه و تبیین استراتژی ها، برنامه های بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدتی هستند که بتواند وصول به چشم انداز مورد بحث را تضمین کند. این کار سبب خواهد شد فعالیت­های روزمره و اداری بخش‌های مختلف دانشگاه از برنامه­ها و اهداف سازمانی‌شان تفکیک شده؛ وظیفه هر یک از آنها در مسیر وصول به اهداف سازمانی مشخص خواهد شد.

    در پایان بار دیگر با تأکید بر عزم راسخ بدنه دانشجویی بر پیگیری مطالبات خود، مساعدت جنابعالی را در راستای تحقق آرمان‌های فوق که حقیقتاً چیزی جز رسالت‌ و اهداف دانشگاه امام‌صادق‌علیه‌السلام نیست خواستاریم.

    والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

    6/8/1387

    اعضای شورای پیگیری مطالبات دانشجویی (به ترتیب حروف الفبا):

    مهدی ثنایی

    احسان صفرزاده

    مهدی ممی زاده

    حسین نکوفر

    حامد هادی

    حسین همازاده

  • نظرات() 
  • شنبه 9 مرداد 1395

    ما دانشجویان ورودی ۸۴ درس‌های زیادی را با دکتر حسن بشیر، دانش‌آموخته لندن و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام گذرانده‌ایم. علاوه بر آن، دو درس در مقطع دکتری هم داشتیم. هر چند گاهی ناراحتی‌هایی پیش می‌آمد (مثلا ما از حجم تکالیف گله می‌کردیم و استاد هم از کم‌کاری‌های ما!)، اما در کل یک رضایت نسبی دوطرفه و مهم‌تر از آن، صمیمت و تعامل و درک متقابل وجود داشت. 
    فراتر از محبت عمومی استاد به شاگردان، بنده به طور خاص هم مشمول لطف و مرحمت استاد بوده‌ام. مثلا شعر استاد به تأهل اینجانب موجی از سرور را سبب شد. (+)

    بحث‌های گروه تلگرامی فرهنگ و ارتباطات هم اخیرا به بهانه شعر دکتر بشیر به مناسبت تولد فرزند یکی از دانشجویان سابق، منجر به سرایش دو شعر شد که حکایت از تعاملات صمیمانه استاد-شاگردی دارد. باشد که این تعاملات روزبه‌روز در جهات اهداف متعالی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام مثمر ثمر باشد:

    (دل نوشته استاد به دانشجو)
    به دانشجوی خود در خلوت خویش
    درون دل چنین گفتم، کم و بیش
    غم من باش، اما با دلم باش
    کنار خارهای من، گلم باش
    مرا همچون پدر، غمخوار خود دان
    امین و رهنما و یار خود دان
    بدان استاد تو گر خوب یا بد
    همیشه دوستدار توست بیحد
    بجز خدمت هدف در دل ندارد
    که اندر پیشرفت تو شمارد
    تویی فرزند بی چون و چرایش
    همیشه بهترین هستی برایش
    اگر در کودکی یکتا پدر هست
    یکی دیگر تو را همتا پدر هست
    که استاد است و دلسوز تو باشد
    به فکر هر شب و روز تو باشد
    مکن تلخی اگر سختی کشیدی
    ز استادت، که جز خوبی ندیدی
    نکن پرخاش چون حرفی شنیدی
    بکن کنکاش چون حرفی شنیدی
    میان حق و باطل نیست راهی
    که در هر گام آن بنهفته چاهی
    ز بیراهی مجو راهی به هر سو
    به هر خویی که بیحاصل، مکن خو
    زمان غفلت و بازی گذشته است
    هنوز آن دشمن پنهان نرفته است
    به ایمان کن مسلح خویشتن را
    که درمان می کند هر روح و تن را
    به علم روز کن خود را مسلح
    نه هر علمی، بجز آن علم اصلح
    که هر جهل مرکب هست شیرین
    برای آنکه نادان است و بی دین
    برایت آرزوهای فراوان
    به دل دارم که گفتم با دل و جان
    اگر از من شنیدی، این سخن را
    مزین کن به نورش روح و تن را
    که هر چیزی که گفتم دوستانه است
    چه تلخ است و چه شیرین خالصانه است.
    حسن بشیر. شنبه. 1395/5/9


    (دل نوشته ای از زبان دانشجو به استاد) 
    (امیدوارم که مورد قبول باشد)

    الا یا ایها الاستاد، جانم
    فدایت می شود روح و روانم
    تویی حقا پدر هستی برایم 
    برای این سخن شاهد، خدایم
    تویی هچون پدر دلسوز هستی
    درون این دلم هر روز هستی
    کلاست درس عشق است و محبت
    مرامت با وفا هست و مروت
    اگر غفلت به من گه گاه آید
    و گاهی تنبلی همراه آید
    برای اینکه فکرم صد مکان هست
    و روحم بهر آن صدتا، جوان هست
    نمی خواهد که در یک جا بماند
    خر این علم را یکجا براند
    گناهم چیست هر چیزی بخوانم
    که آن استاد می خواهد بدانم؟
    مگر در علم، آزادی حرام است
    چنین اجبار در دانش، کدام است
    مگر باید همین یک جزوه را خواند
    همان ها را درون مغز بنشاند
    دلم می خواهد از دنیا بدانم
    هر آنچه دل بخواهد آن بخوانم
    نمی خواهم اسیر رنگ باشم
    و یا با جزوه ها در جنگ باشم
    نمی خواهم که شب تا صبح بیخواب
    بخوانم گر چه باشم در تب و تاب
    ولی گر چه بگفتم من همین ها
    شما چیز دگر باشی در این ها
    مقام تو بلند است و عظیم است
    و قطعا جایگاه تو فخیم است
    هر آنکس علم آموزد به من او
    مرا عبد خودش بنمود هر سو
    تو هم استاد خوب و نازنینی
    تو را من دوست دارم، چون همینی
    نه در تو کینه ای دیدم نه تحقیر
    اگر هم گفته ای حرفی، ز تدبیر
    درون هر دعایم جای داری
    زبانم در ثنایت هست جاری
    اگر تقصیر دارم در ثنایت
    بدان عمدا نباشد از برایت
    مرا این درسها افکنده در دام
    چو آن گوری که افکنده است بهرام
    فراموشم شده حالت بپرسم
    به هر روز و شب احوالت بپرسم
    ولی من وامدار خلق و خویت
    نباشد در دلم جز ماه رویت
    چو آیم پیش تو از بهر دیدار
    نگردم سیر در دیدار هر بار
    حسن بشیر. شنبه. 1395/5/9



  • نظرات() 
  • پنجشنبه 7 مرداد 1395

    نصیب گرگ بیابان نشود
    این یک هفته، اندازه ۱۰ سال پیر شدم. شاید به خاطر این‌که ۱۰ سال (و بیش‌تر!) را در این روزها خلاصه کردیم.
    همه‌اش پرکاری، فشار، خستگی، سردرد و اضطراب که به ناراحتی دستگاه گوارش هم منجر شد.
    هم من و هم دوستم.
    سه امتحان جامع دکتری داشتیم که پدرمان را در آورد.
    خدا رو شکر، مشکلی خاصی در پاسخ دادن به سؤالات نداشتیم و به نتیجه خوش‌بین هستم. اما لازم است برای موفقیت دعا کنید!
    ---
    این پاکتی بود که جزوه‌های مربوط به دکتری توش نگه‌داری می‌شد و همیشه همراه من بود. اندازه تقریبی‌اش یک کتاب جیبی ۱۵۰ صفحه‌ای است!
    این هم تصویر خلاصه یک صفحه‌ای برای امتحان روش تحقیق و امتحان مطالعات اسلامی در فرهنگ و ارتباطات است. می‌دانید؟! در آخرین امتحانات دکتری هم حافظه، حرف اول را می‌زند! باید بروی جزئیات و موارد و مثال‌های یک قضیه کم‌کاربرد یا بدون کاربرد را که ۱۰ سال پیش خوانده‌ای و بارها امتحان داده‌ای، عینا حفظ کنی و به روی کاغذ امتحان بیاوری. وگرنه آقایان فکر می‌کنند شما درس نخوانده‌اید و «مایه» نگذاشته‌اید!

    علت انتشار این دو تصویر، بیش از هر چیز،‌ توجه به شیوه‌های کاغذی است. متأسفانه نسل جدید از کاغذ و نوشتن گریزان است. قیدوا العلم بالکتابة! 
    تشکر
    این روزها و بیش‌تر شب‌ها، به شدت مورد لطف بچه‌های اقامتگاه دکتری دانشگاه امام صادق علیه‌السلام بودم که از وقت خودشان می‌زدند و در تهیه شام،‌ ناهار، چای، صبحانه و... جور مرا را می‌کشیدند. همین‌طور برخی دوستان دیگر که به نحوی مثل ارسال جزوه‌های درسی و... کمکم کردند.
    تشکر می‌کنم از همه‌شان به ویژه از برادران خوبم آقایان
    حسین مهدی‌پور
    مهدی دعایی
    سید مهدی میرعابدینی
    سید محمد کاظمی
    حامد آثاری
    صادق سبحانی
    سید هادی رضائیان
    علی زرودی
    محمدمحسن فیضی‌پور
    حامد سجادی
    محمدعلی شاکری
    ...
    و همین‌طور از آقا محمدمهدی گل که این روزها ماساژ دادن یک پدر خسته را یاد گرفت!
    ---

  • نظرات() 
  • جمعه 25 تیر 1395

    بازی پوکمون گو!  #PokemonGO  

    پوکمون pokemon همون pocket monster است. هیولاهای کوچولوی دوست‌داشتنی!

    محصول جدید نینتندو، به زودی همه رکوردها را خواهد شکست. 
    گفته می‌شود با یک بازی قوی،‌ جذاب و متفاوت روبه‌رو هستیم!


    پوکمان‌ها را در خیابان‌های تهران می‌بینید!
    به زودی اگر در مترو،‌ اتوبوس،‌ سینما ناگهان دیدید که کسی گوشی همراهش را به سمت گرفته،‌ زیاد تعجب نکنید! شاید در حال گرفتن پوکمانی است که در نزدیکی شما قرار دارد! این بازی به شدت حریم خصوصی دیگران را بر هم می‌زند!

    بازی پوکمان‌گو یا پوکمون‌گو، عمده آسیب‌های بازی‌های رایانه‌ای را دارد. مثلا این بازی به شدت معتادکننده است. بازی‌های رایانه‌ای معمولا انزوا و یک‌جانشینی را به دنبال دارند ولی این بازی،‌همون اول کاری،‌خیلی‌ها را به کوچه خیابون کشانده است. استفاده از قابلیت «واقعیت افزوده» در این بازی، سطح جدیدی به خود گرفته است. 

    سود تجاری خوبی برای صاحبانش داشته است. در ضمن، به شدت هم می‌تواند کاربرد جاسوسی داشته باشد؛ اطلاعات فراوانی از دوربین و موقعیت مکانی شما به دست می‌آورد که با توجه به جهانی بودن وسعت کاربران بازی، یک فرصت بی‌نظیر است.

    به خاطر شدت استقبال در سه کشور اولیه بازی، سرورهای این بازی همان روز اول‌،‌کم آوردند!

    #واقعیت_افزوده #فناوری_متوقف_نمی_شود

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 23 تیر 1395

    اخیرا یک مقاله خواندم  با عنوان «تأثیر ساختارهای انگلیسی در ترجمه از عربی به فارسی» نوشته دکتر شهریار نیازی و حافظ نصیری که در نشریه «مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران» شماره ۱۸۶، سال ۱۳۸۷، صص ۶۵ تا ۹۶ منتشر شده بود.

    حاشیه نروم، بروم سر اصل مطلب!

    می‌دانیم:
    فارسی و انگلیسی از نظر ساختار زبانی، هم‌خانواده هستند. یعنی هر دو هند و اروپایی هستند. از این جهت به هم نزدیک‌اند.
    عربی و انگلیسی هم‌خانواده نیستند. چرا که عربی، از خانواده زبان‌های سامی است. از این جهت از هم دور هستند.

    شاید بدانید:
    امروزه شاید به خاطر پیشرفت علم و فناوری کشورهای غربی و در واقع به خاطر قدرت و جنبه‌های سیاسی اقتصادی، زبان انگلیسی بر دیگر زبان‌ها به نوعی برتری یافته است. در نتیجه، ترجمه از انگلیسی به عربی هم زیاد شده است. در نتیجه، برخی ساختارهایی که در زبان انگلیسی رایج بودند، توسط مترجمان با همان شکل و ساختار به زبان عربی ترجمه شدند. یعنی در ترجمه،‌ مترجم ساختار زبان عربی را رعایت نکرد و با همان ساختار انگلیسی نوشت. مثلا باید The government and people of Kuwait را ترجمه می‌کرد: «حکومة الکویت و شعبها» ولی ترجمه کرده است: حکومة و شعب الکویت! می‌بینید؟ یک ضمیر این وسط حذف شده است!

    (این مشکل در ترجمه به زبان فارسی هم هست که ما گاهی دستور زبان فارسی را در ترجمه‌ها فراموش می‌کنیم!)

    ابتدا، این روند فقط در ترجمه‌ها بود. به تدریج با افزایش ترجمه‌خوانی‌ها و نویسنده شدن انگلیسی‌دان‌ها، ساختارهای غلطی که در ترجمه پیدا می‌شد،‌مورد استقبال نویسندگان هم قرار گرفت! در نتیجه،‌ عربی به انگلیسی نزدیک شد.
    حرف نویسنده مقاله
    نویسنده مقاله به این نکته توجه کرده که این قضیه «نزدیک شدن عربی به انگلیسی»، در «ترجمه از عربی به فارسی» کمک بزرگی است. (مثال‌ها را در اصل مقاله بخوانید.)
    یک نمونه اثر مثبت بر ترجمه از عربی به فارسی
    حرف من
    نکته‌ای که مورد توجه من قرار گرفت این است که در نتیجه نزدیک ساختارهای عربی به ساختارهای انگلیسی و بالتبع، ساختارهای فارسی، عربی صحبت کردن و آموزش عربی امروزی برای فارسی‌زبانان هم راحت‌تر شده است،‌چرا که ساختارهایمان به هم نزدیک شده است. 

    من در دوره‌ای که به یادگیری مکالمه عربی مشغول بودم،‌ بسیاری از این تغییرات ساختاری را به طور ناخودآگاه آموخته بودم. اما به کارگیری آگاهانه آن‌ها لذت بیشتری دارد.  از این رو به دوستان جوانم در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام و دیگر علاقه‌مندان یادگیری زبان عربی، خواندن این مقاله را پیشنهاد می‌کنم.


    در sid.ir هم نسخه پی‌دی‌اف جدید و شکیلی از مقاله هست.

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 9 تیر 1395

    در اطلاعیه «شرایط و ضوابط پذیرش دانشجو در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام» که هم‌اکنون در سایت گزینش و دفترچه کنکور سراسری موجود است، مواردی درج می‌شود که با واقعیت مطابقت ندارد. از جمله این‌که دانشگاه امام صادق علیه‌السلام،‌ «روزانه» است. در حالی که دانشگاه غیرانتفاعی است و به بهانه‌های مختلف از دانشجویان پول می‌گیرد.

    یکی از موارد دیگر این است که «تعهد» پول گرفتن را تنها مربوط به انصراف‌، اخراج و انتقال کرده است. این هم دروغ است؛ قابل توجیه هم نیست. چرا که صراحتا دانشجویان متعهدند که در هر صورت به ازای هر ترم که ثبت‌نام کردند-ولو آن را به پایان نرسانند و در کلاس‌ها شرکت نکنند- هزینه آن ترم را -حداقل ۹۰۰ هزار تومان- بپردازند. بله همه دانشجویان متعهدند به دانشگاه پول‌های سنگین بپردازند به نرخ گرانترین دانشگاه ایران. حالا ممکن است تا زمان دانش‌آموختگی شما، دانشگاه لطف کند و از برخی موارد این تعهد صرفنظر کند. به هر حال، اینکه تعهد رسمی دانشجویان «صرفا» به «خدمت» و «پرداخت هزینه‌های تحصیل در صورت انصراف و اخراج و انتقال» اعلام شود،‌ گناه کبیره است و مسئولان باید توبه کنند.

    اگر کسی در صحت سخنان حقیر،‌تردید دارد متن تعهد محضری که باید دانشجویان در دفاتر اسناد رسمی امضا کنند،‌منتشر می‌کنم.
    همچنین هزینه تحصیل یعنی چی؟ من که بارها از سوی دانشگاه جایزه شاگرد اولی و دانشجوی برتر گرفتم، مشمول هزینه‌های میلیونی شده‌ام. چه چیزی رایگان بود؟ این‌ها بازی با کلمات است. کدام دانشگاه، دانشجو را به دفتر اسناد رسمی می‌برد و از دانشجو تعهد می‌گیرد که هر چی ما گفتیم،‌هر وقت ما گفتیم، شما باید بپذیرید؟ بعد به همین تعهد مسخره استناد کند و بگوید پول بده.
    با زبان روزه دارم از مسئولان دانشگاه می‌خواهم این دروغ‌ها را حذف کنند. واقعیت را بنویسید. در عنوان مطلب بنویسید دانشگاه غیرانتفاعی امام صادق. بگویید مشهورترین سخن رئیس فقید دانشگاه این است که «ما برایتان دعوت‌نامه نفرستادیم.» بنویسید دیدگاه مدیران جدید این است که اول پولدار شوید و بعد درس بخوانید.
    واقعیت همان است که ما گفتیم. اگر آقایان انکار کنند، اصل تعهد را منتشر می‌کنیم.
    6-5)   هزینه تحصیل از دانشجویانی كه مطابق ضوابط دانشگاه فارغ‌التحصیل ‌شوند دریافت نمی‌شود و صرفاً دانشجو بطور رسمی متعهد می‌شود كه پس از پایان دوره آموزشی به میزان نیمی از مدت تحصیل خود را با نظر دانشگاه در داخل یا خارج دانشگاه (در پاره‌ای از موسسات دولتی یا غیردولتی) خدمت نماید و فقط در مواردی از قبیل انصراف،‌ اخراج یا انتقال، هزینه‌های طول تحصیل خود را به دانشگاه پرداخت نماید.

    در

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 2 تیر 1395

    تاکنون افراد زیادی به واسطه مطالب این وبلاگ، جذب دانشگاه امام صادق علیه‌السلام شده‌اند. طبیعی خواهد بود که این روند ممکن است ادامه داشته باشد.

    با توجه به شیوه پاسخگویی، اداره و تصمیم‌گیری فعلی مدیران دانشگاه، ما دانشجویان دکتری و بسیاری دیگر از دانشجویان، نگران آینده دانشگاه امام صادق علیه‌السلام هستیم. از این رو، با چشمانی اشک‌بار باید عرض کنم که همه پیشنهادهای قبلی را درباره تحصیل در این دانشگاه «کأن لم یکن» فرض کنید! بروید یک جای دیگر درس بخوانید،‌ باشد که عاقبت به خیر شوید. من ۲۳ نیمسال در این دانشگاه دانشجو بوده و هستم؛ از همان سال‌های آغازین کارشناسی، دانشجوی برتر و موفق دانشگاه بودم، رتبه یک کنکور دکتری بودم و سه سال منتظر تشکیل دوره دکتری این دانشگاه بودم. جوانی خود را خرج این دانشگاه کرده‌ام. امید داشتم بتوانم موجبات تعالی و تحولات بیشتری در دانشگاه بشوم. اما با روند فعلی، امید چندانی به اصلاح باقی نمانده است. اگر در آینده‌، امیدی یافت شد، مثلا تغییر محسوسی در روند فعلی مشاهده شد، مسلما از طریق همین وبلاگ به اطلاع مخاطبان خواهد رسید.

    گفتنی است دانشگاه امام صادق در اصل،‌ غیرانتفاعی است اما از موقوفات، بودجه دولتی و پول‌های دریافتی از سوی دانشجویان بهره می‌برد. این دانشگاه برخلاف روال سابق خود که هیچ هزینه قابل توجهی از دانشجویان دریافت نمی‌کرد و بلکه تا ۱۳۸۵ به آنان ماهانه، شهریه می‌داد، هم‌اکنون انواع و اقسام پول‌ها را از دانشجویان جوان خود دریافت می‌کند. حتی از دانشجویان دکتری که تعهدی مبنی بر پرداخت شهریه نداشته‌اند، مبلغ گزاف چند ده میلیونی بابت تبدیل تعهد خدمت می‌گیرد. (که همه این‌ها بدون اعلام قبلی بوده است.)

    دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد این دانشگاه باید در محضر اسناد رسمی، یک تعهد رسمی ثبت کنند و هزینه آن را پرداخت کنند. این تعهد شامل موارد متعددی است که اهم آن عبارت است از:
    ۱- پرداخت شهریه به ازای هر نیم‌سال آموزشی (با توجه به طول دوره تحصیل، تقریبا ۲۰ میلیون تومان)
    ۲- خدمت به دانشگاه (که دانشگاه می‌تواند آن را نقدی یا اقساط دریافت کند: حداقل ۱۰۰ میلیون تومان)
    ۳-پرداخت هزینه‌های اخذ مجدد واحدهای درسی (مطابق گرانترین دانشگاه‌های خصوصی کشور)
    ۴- پرداخت هزینه‌های انصراف، اخراج و دیگر چیزها (دانشگاه مبلغ آن را تعیین می‌کند که متناسب با طول تحصیل، چند میلیون خواهد بود.)
    ۵- پرداخت هرگونه هزینه‌ای که دانشگاه بعدا تصویب کند. (مثلا اقامتگاه تابستانی شبی ۱۰ هزار تومان است که شما اول باید ۱۵۰ هزار تومان واریز کنید.)

    هم‌اکنون بسیاری از دانش‌جویان در هنگام دانش‌آموختگی مقطع ارشد چند میلیون تومان جریمه (هزینه جلسه دفاع،‌ سنوات و...) پرداخت می‌کنند. (خود من که همواره رتبه اول علمی و فرهنگی بوده‌ام، مشمول انواع جریمه‌های میلیونی شده‌ام. هزینه‌های زندگی در تهران،‌به ویژه در تابستان، خود سرفصل مستقلی است که در کنار جریمه‌ها و هزینه‌های تعهد محضری باید به آن توجه شود.) 
    گفتنی است تنها مورد اول این تعهد یعنی پرداخت ترمی شهریه عملی نشده است و سایر تعهدات (مورد ۲ فقط در مرحله دکتری عملی شده است.) به مرحله عمل رسید‌ه‌اند. همه شواهد و قرائن حاکی از آن است که این مورد نیز به زودی و بدون اعلام قبلی عملی خواهد شد. (البته رئیس دانشگاه می‌گوید همین که شما در کمال صحت عقل، این سند بدهکاری‌تان را در محضر امضا می‌کنید، خودش یک اعلام قبلی است و نیازی نیست که ما در اطلاعیه‌هایمان بنویسیم دانشگاه امام صادق پولی شده است.)


    بنابراین از نظر مالی اگر ۱۲۰ میلیون (هزینه شهریه+هزینه تبدیل خدمت) به حساب امروز پول دارید، در این دانشگاه ثبت‌نام کنید. بعد از فوت آیت‌الله مهدوی، مسئولان دانشگاه به فکر پول گرفتن از دانشجویان هستند و عملی کردن آن را شروع‌کرده‌اند.


    نکته مهم بعدی، ضعف آموزش است. امروزه متأسفانه خبری از استادان باتجربه دهه ۶۰ و ۷۰ و ۸۰ نیست. با توجه به تغییر معیارهای گزینش از دغدغه‌مندی به توان علمی دبیرستان، دانشجویان نسل جدید، علاقه چندانی به مسئله‌محوری در تولید دانش ندارند و بیشتر در پی پیچوندن کلاس‌های درس هستند. حتی کلاس‌های معدود اساتید پرتوان که در دهه قبلی با استقبال مواجه می‌شد،‌در این دهه با سردی و ناراحتی استاد برگزار می‌شود. خلاصه آن روحیه علم‌آموزی مؤمنانه پس از اعمال شیوه جدید گزینش از بین رفته است.


    نکته مهم بعدی، توهین‌های مکرری است که در یک سال گذشته شنیده‌ایم. این توهین‌ها که از سوی مقام رسمی دانشگاه شده است،‌ غیرقابل بخشش و غیرقابل جبران است. بخشی از آنها صریح بوده است و مصداق تهمت و دروغ است (مواردی نظیر این‌که شما دانشجویان دکتری، ضعیفید،‌بی‌لیاقتید، خارج از اهداف دانشگاه هستید، دنبال پولید نه مرجعیت علمی و اهداف والا). بخش دیگر غیرصریح بوده است. (اول پولدار شوید و بعد بیایید درس بخوانید.)



    پی‌نوشت:
    سؤال-ظاهرا هنوز از هیچ دانشجوی کارشناسی که تحصیلات را به پایان برده، هزینه شماره یک (پرداخت شهریه به ازای هر ترم) دریافت نشده است. آیا باز هم تأکید می‌کنید که هر کسی این دانشگاه را ثبت‌نام نکند؟
    جواب- بله. 
    ۱- این‌که «دریافت نشده است»، به معنی «دریافت نمی‌شود»،‌ نیست. 
    ۲-ضمن این‌که ما در بدو ورودمان از مسئولان پرسیدیم که آیا می‌خواهید پول بگیرید،‌گفتند نه! حالا می‌گویند می‌خواهیم بگیریم، شما هم تعهد داده‌اید که بپردازید! هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرد این‌ها بخواهند پول بگیرند. از کسی پول نگرفته بودند. حالا همین اتفاق را برای دوره کارشناسی تصور کنید. مثلا هفت سال دیگر، مسئولان بگویند که همان‌گونه که قبلا از دوره دکتری پول گرفتیم، از شما هم به طور اولی باید بگیریم. شما تعهدات بیشتری نسبت به دوره دکتری دارید. اصلا برای شما رقم دقیق نوشتیم بابت شهریه. (در تعهد محضری مقطع دکتری چیزی به اسم شهریه نیست.)
    ۳- خوب توجه نکردید. بحث پول، یک مسئله فرعی بود. ما اول همین مطلب نوشتیم «با توجه به شیوه اداره،‌ تصمیم‌گیری و پاسخگویی». اون بُعد مهمی که باید حل شود،‌ این‌هاست. پایین آمدن سطح آموزش، پولی شدن،‌ توهین‌های مکرر و مواردی از این دست،‌ پیامدهای همان شیوه اداره،‌تصمیم‌گیری و پاسخگویی است. اصلا فردا هیئت امنا بگوید همه را بخشیدیم. مشکل حل می‌شود؟ خیر. مدیران این دانشگاه تفکر دارند. این تفکر مشکل‌آفرین است. یک روز قانون می‌گذارند دانشجو تنها یک‌شانزدهم امکان غیبت دارد. علی‌رغم همه اعتراضات حاضر به لغو قانون هم نشدند، فقط به طور موقت تعلیق کردند. وزارت علوم می‌گوید دانشجو حق دارد سه‌شانزدهم غیبت کند و به کسی هم پاسخگو نباشد که این ساعت‌ها کجا بوده. حالا آقایان از خودشان اجتهاد می‌کنند و شما هم مجبورید اطاعت کنید. ما در دوره دکتری،‌ یازده شب رفتیم کلاس جبرانی در محل خواب استاد! دقیقا دومتری رختخواب استاد. استاد داشت شام نون و ماست می‌خورد. اون ساعت،‌ هم من و هم استاد باید می‌رفتیم پیش زن و بچه‌مون. برخلاف میل و نظر ما و استاد،‌ این اتفاق افتاد. 
    ۴- تا زمانی که بارقه‌های امید دیده نشود، تا زمانی که مسئولان در روز پاسخگویی و گزارش عملکرد خودشان تأکید کنند که محکم و سفت به صندلی مدیریتی‌شان چسبیده‌اند، این پیشنهاد ما پابرجاست. می‌دانم بسیاری از شما هیچ گزینه دیگری در پیش رو ندارید. اما خوب است بدانید که با تحصیل در این دانشگاه، باید انتظار هر روز یک بحران تازه را داشته باشید!

    سؤال- آیا همه مدیران دانشگاه امام صادق علیه‌السلام بدند؟
    جواب-خیر. ما در بین مدیران،‌ مسئول هم داریم. کارهای خوبی هم انجام می‌دهند. در سطوح گوناگون اداری و دانشجویی،‌ در بین مدیران، کارمندان و دانشجویان، انسان‌های شریف،‌ مسئول،‌ خادم، دانا،‌ توانا فراوان یافت می‌شود. ما در این‌جا از زحمات همه این عزیزان تشکر می‌کنیم و امید به موفقیت‌های فراوان عزیزان داریم. دعا کنید که این عزیزان بتوانند دانشگاه را برگردانند به مسیر.


    سؤال-با این اطلاعات و نگرشی که الآن دارید، اگر به جای ما نود و پنجی‌ها می‌بودید، آیا باز هم به این دانشگاه می‌آمدید؟
    جواب- چون هزینه تحصیل را ندارم، خیر. دانشگاه نشان داده است که جدی است در گرفتن پول. این‌که تا الآن نگرفته و همه می‌گویند که نمی‌گیرد، کافی نیست. در سال ۱۳۹۲ برای دوره دکتری ما هم همه می‌گفتند نمی‌گیرد و اصلا این پول‌ها عددی نیست و دانشگاه نیازی به این پول‌ها ندارد.
    اگر هم هزینه تحصیل را داشتم، این‌که یک مقام مدیریتی دانشگاه در لباس پیغمبر خدا پشت سر هم راه و بی‌راه به ما توهین کند، برایم پذیرفتنی نیست. این کارها غلط است و افراد به ویژه مدیران باید شأن خود را حفظ کنند. به خاطر مرجعیت علمی، من سخت‌گیری‌های علمی و آموزشی و انضباطی و شیوه‌های ناصحیح مدیریتی را می‌توانم تحمل کنم، اما این توهین‌ها...

    جالب این‌جاست که آقایان حتی نمی‌آیند این مطالب را پاسخ دهند یا تکذیب کنند. در تریبون‌های یک‌طرفه و در غیاب ما گاهی حرف‌هایی می‌زنند و کار را خراب‌تر می‌کنند. به هر حال،‌ ما از درج پاسخ احتمالی مدیران (منظور مدیرانی است که خود را مسئول نمی‌دانند.) و مسئولان دانشگاه امام صادق استقبال می‌کنیم. 
    حتی حاضریم دیدگاه‌های موافقان تحصیل در این دانشگاه را منتشر کنیم.



  • نظرات() 
  • دوشنبه 3 خرداد 1395

    در ادامه پاسخ به سوالات رایج دکتری دانشگاه امام صادق علیه‌السلام
    تاریخ تکرار می‌شود
    این روزها زیاد به من مراجعه می‌کنند و می‌گویند که مسئولان دانشگاه امام صادق می‌گویند ما پول نمی‌گیریم!
    من هم به‌ دوستان می‌گویم که سال ۱۳۹۲ به ما هم همین را می‌گفتند! فکر می‌کنید به ما می‌گفتند پول می‌گیریم؟

    اما اواسط مهر همان سالی که خبر قبولی‌مان آمد، ما را مجبور کردند سندی را امضا کنیم و براساس آن سند، ما مجبور به پرداخت هزینه‌ای گزاف‌تر از آن‌چه فکرش را بکنید،‌ هستیم. مسئولان، امروز می‌گویند خودتان عاقل و بالغ بودید،‌ امضا نمی‌کردید! ولی آن روز ما مجبور بودیم یا باید می‌رفتیم سربازی و یک سال محرومیت از کنکور دکتری یا با اعتماد به مسئولان دانشگاه امضا می‌کردیم. آن روزها می‌گفتند کی داده؟ کی گرفته؟ از طرفی هم چهار هفته از شروع سال تحصیلی گذشته بود و شروع کلاس‌هایمان را منوط کرده بودند به اتمام امور ثبت‌نام. به آموزش می‌گفتیم چرا ثبت‌نام‌مان نمی‌کنید؟ می‌گفتند داریم آیین‌نامه‌ها را روزآمد می‌کنیم! بعد از چهار هفته یک سند تعهد محضری نشان‌مان دادند و گفتند باید این را در محضر اسناد رسمی به همراه دو ضامن کارمند امضا کنید! یک چک ۴۰ میلیونی (بدون درج تاریخ!) معتبر هم به اداری مالی بدهید. گفتند اول این‌ها را انجام بدهید، بقیه کارهای ثبت‌نامتان مشکلی ندارد! خدا پدر معاونت دانشجویی را بیامرزد که تحویل اتاق و کارت غذا را منوط به این چیزها نکرد و با ما بزرگوارانه رفتار کرد.
    خلاصه، ما تلاش کردیم شرایط تعهد را تغییر دهیم ولی گفتند جنس و ادبیات تعهدات حقوقی همین‌طور است، نگران نباشید!

    در ضمن،‌ این سند بردگی و بندگی را همه باید امضا می‌کردند. هیچ ربطی به درجه‌بندی تحقیرکننده و موهن دانشگاه ندارد؛ پذیرفته‌شدگان درجه یک هم (بر فرض وجود) باید امضا کنند. دوستی داشتیم که حافظ قرآن بود. دوستی داشتیم که چک نداشت. ما شهرستانی‌ها از کجا باید ضامن پیدا می‌کردیم؟

    هر کسی آئین‌نامه ارتقای ج به ب و ب به الف را بخواند، متوجه می‌شود مسئولان دانشگاه دنبال پول گرفتن هستند. شرایط آن‌جا جوری نوشته شده است که حداقل دانشجو ۶ نیم سال در صف ارتقا می‌ماند و هزینه این ۶ نیم‌سال،‌حداقل ۴۲ میلیون تومان را باید بپردازد. آری این شد حکایت تولید علم در دانشگاه اسلامی مرجع با شعار تربیت اسلامی.

    پاسخ سوال رایج بعدی: پول گرفتن تقریبا از اسفند ۱۳۹۳ جدی شد. اسفند ۱۳۹۴ هم برای اولین بار به طور نیمه‌رسمی توسط معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشگاه اعلام شد.

    {{{{دریافت سند تعهد محضری در قالب سند واژه‌پرداز وورد docx}}}}
    *در این تعهد،‌ دانشگاه مختار است هزینه‌ها را از دانشجویان به صورت نقدی یا قسطی دریافت کند. تعیین مقدار آن با دانشگاه است. دانشجو هم هیچ‌گونه اعتراضی را ندارد. 

    پی‌نوشت‌ها:
    ۱- من بدین‌وسیله از دانشگاه تشکر می‌کنم که ما را با واقعیت‌های زندگی رو در رو کرده است. بعید می‌دانم جای دیگری می‌توانست به این صراحت و سادگی به ما درس زندگی بدهد. دانشگاها!‌ تو را سپاس.
    ۲- جدای از همه این بحث‌ها، خدا را شاکرم که ما را از نعمت دانشگاه امام صادق علیه‌السلام بهره‌مند ساخت. ما به این دانشگاه و بسیج دانشجویی آن بدهکاریم و مشتاق خدمت به دانشگاه «انقلاب» هستیم. ما چون خود را صاحب‌خانه این دانشگاه می‌دانیم، برای آینده آن نگران هستیم. خود مسئولان، بهتر سابقه نگرانی ما را می‌دانند. این دانشگاه،‌ یکی از سرمایه‌های انقلاب اسلامی است. حیف است سر این جور چیزها از بین برود.
    ۳- مثل همیشه از پاسخ‌های مسئولان استقبال می‌کنیم. واقعا از صمیم دل آرزو دارم مسئولان بگویند بندهای احمقانه و ظالمانه تعهد محضری حذف شده‌اند.
    ۴-بعضی اساتید از پولی شدن دوره‌های دکتری دانشگاه اطلاع نداشتند. من توهم توطئه ندارم وگرنه خود این مسئله خودش کلی جای کار دارد.
    ۵-تشبیه شرایط دکتری به کربلا تنها از یکی دو جهت بود. به این معنی نیست که مثلا مسئولان دانشگاه، بقیه ویژگی‌های منفی قاتلان اباعبدالله را داشته باشند و یا این‌که ما هم ویژگی‌های مثبت حضرت را داشته باشیم. نه؛ در مثال،‌ مناقشه نباید کرد. شباهت قضیه دکتری و کربلا، تنها در جهت اصل وجود ظلم،‌ ظالم و مظلوم بود و بدتر از آن،‌ سکوت در برابر ظلم. ظلم که همیشه هست؛ کوچک و بزرگ. سکوت در برابر ظلم‌های بزرگ، پذیرفتنی نیست چرا که تجربه نشان داده بعدش ساکتان سیلی بزرگ‌تری خواهند خورد. کربلا در کربلا نمی‌ماند، خدای کربلا هنوز زنده هست.

  • نظرات() 
  • جمعه 17 اردیبهشت 1395

    تصویری که ضدانقلاب‌ها به اشتراک می‌گذارنند
    این تصویر را به اشتراک می‌گذرانند که بگویند امام خمینی هم موافق آموزش انگلیسی در دبستان‌ها بود!
    در حالی که
    منظور از مدارس، دبستان و دبیرستان نیست؛ بلکه مدارس حوزه‌های علمیه مدنظر است. بحث یادگیری زبان‌های خارجی (نه فقط انگلیسی) برای طلبه‌های حوزه‌های دینی به منظور تبلیغ اسلام (و نه واردات فرهنگ غربی) است.
    ---
    هدف از درج این مطلب در وبلاگ، نفی یادگیری زبان انگلیسی نیست؛ صرفا نفی بداخلاقی بعضی گروه‌های سیاسی است که حقیقت را فدای مصلحت می‌کنند و با دروغ و تزویر می‌خواهند رأی جمع کنند.
    ——
    دوستان هم توجه کنند رهبر معظم انقلاب، مخالف آموزش مکالمه عربی در دبیرستان‌های آن است؛ بنابراین آموزش زبان انگلیسی هم باید دلایل قابل توجهی باشد که همه مردم یک سرزمین را وادار به آن کنید! آموزش زبان خارجی،‌ ابعاد سیاسی و فرهنگی قابل توجهی دارد. مثل آموزش مهارت‌های فنی و نظری نیست.
    کشور ما یک زبان دارد و آن هم فارسی است. اجازه آموزش فرهنگ و زبان‌های محلی هم در محدوده خودشان داده شده است؛ هرچند در عمل تقریبا فقط یک کتاب جغرافیای استان تدریس می‌شود.
    ——
    از آن طرف می‌بینیم دشمن کلی هزینه کرده است برای ترویج زبان خودش. مگر بورس فول‌برایت دروغ است؟ یک جلسه کارشناسی‌ارشد درس مسائل جهانی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق را استاد دکتر حسام‌الدین آشنا به این گذراند که چگونه آمریکا،‌ زبان انگلیسی را در ایران دوره پهلوی جا انداخت! بعد هم مثال‌هایی زد از دیگر شخصیت‌های شناخته‌شده بین‌المللی و داخلی که در همین پروژه،‌ هدف سیاست‌های آمریکایی بوده‌اند و اکنون خواسته یا ناخواسته مجری همان سیاست‌ها شده‌اند.
    ----
    باز هم تکرار می‌کنم که یادگیری زبان‌های خارجی آزاد است و اشکال ندارد اما آنچه مورد توجه باید باشد زبان فارسی و زبان‌های محلی است. کسی از صحبت نکردن به زبان‌های بیگانه نمی‌میره. اگر هم کسی برای شغل،‌تبلیغات یا تحصیلات و علم،‌نیازی به یادگیری زبانی داشت،‌بره یاد بگیره. کی جلوش رو گرفته؟ برای بقیه مردم چرا تعیین تکلیف می‌کنید که حتما فقط انگلیسی یاد بگیرند؟
    دانشمندان برن هزار تا زبان یاد می‌گیرند. اتفاقا استادهای دانشگاه فقط انگلیسی بلدند در حالی که در بسیاری از رشته‌ها از جمله رشته ما زبان اول،‌ آلمانی و روسی است.
    بی‌شک برای هر علمی، یک زبان مناسب‌تر است. مثلا آلمانی و روسی برای فرهنگ و ارتباطات مناسب‌ترند. اما دست‌های سلطه کاری کرده‌اند تا ما این‌جا تو دانشگاه امام صادق علیه‌السلام فقط انگلیسی بخوانیم!

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :48
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • ...  

    نشونی رایانامه‌تون را وارد کنید تا عضو سامانه اشتراک ایمیلی بشید و هر وقت مطلب جدید داشتیم، باخبر بشید

    مسجدنما

    شما هم این کد را داشته باشید

    درباره من و وبلاگم

    آخرین پست ها


    نویسندگان



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :

    اَبر برچسبها