به مناسبت ششمین سالگرد دیدار غدیر 84 دانشجویان و اساتید دانشگاه امام صادق علیهالسلام با ولی معظم فقیه (+)
این دو جمله، از کتاب «پشت کوه قاف: نقدی بر شورای عالی انقلاب فرهنگی» نوشته استاد حیدر رحیمپور ازغدی انتخاب شده است. درباره این کتاب اینجا بخوانید.
در همین باره: رمان آسمان شیشهای نیست! (مطلب من در ماهنامه حیات+) و (مطلب من در هفتهنامه پنجره+)
- برچسبها:علوم انسانی، علوم انسانی در ایران، انقلاب اسلامی، تنگه احد، تنگه احد انقلاب اسلامی، علوم انسانی؛ تنگه احد انقلاب اسلامی، دیدارهای رهبری معظم انقلاب اسلامی، دیدار غدیر 84، دانشجویان و اساتید دانشگاه اما مصادق علیه السلام، علوم مهندسی، علوم پزشکی، صنایع، انقلاب اسلامی ایران، علم نور است، نور، دانش آموختگان علوم انسانی، گره، گره دینی، دین و علم، علم و دین، آموزش علوم انسانی در ایران، نقد آموزش علوم انسانی در ایران، کتاب پشت کوه قاف حیدر رحیم پور ازغدی، نقد شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی انقلاب فرهنگی، استاد حیدر رحیم پور ازغدی، کتاب رمان آسمان شیشه ای نیست مرتضی انصاریز اده، مرتضی انصاری زاده، رمان آسمان شیشه ای نیست، هفته نامه پنجره، ماهنامه فرهنگی سیاسی حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام،
1-
اوایل
دهه 80 یک بچه دبیرستانی بودم که کار خبرنگاری می کردم. برادرم دانشجو بود و هر دو
هفته که به خانه می آمد همراه ش مجله های مفیدی می آورد. من هم که سرم برای خواندن
درد می کرد؛ آنها را می خواندم. پگاه هم از مجلاتی بود که می خواندم. بعد از فهرست
و یادداشت سردبیر[1]،
همیشه یک یادداشت نویس ثابت بود به نام ابراهیم فیاض. برایم جالب بود که در هر
شماره می نویسد. طبیعتا انتظار ندارید که من چیزی از آن یادداشتها می فهمیدم؟
دوران دانشجویی برادرم سال 83 تمام شد و ابراهیم فیاض نیز. 2-
جمعه
یک مهر 1384، اولین روزی که به مثابه یک دانشجو وارد دانشگاه شدم و چرخی در
دانشگاه زدم، اسم «دکتر» ابراهیم فیاض را بر در یکی از اتاقهای دانشکده مان دیدم. 3-
همان
هفته اول، ما که با حقوقی ها هم طبقه بودیم از استاد جامعه شناسی شان چیزهایی(!)
شنیدیم. با افتخار گفتم که استادشان، استاد دانشکده ماست. آن ها می گفتند فیاض همه
چیز را بر مبنای جنسیت تحلیل می کند و به هر بهانه ای به هاشمی رفسنجانی فحش می
دهد. آن زمان هنوز آیت الله علی اکبر هاشمی از مقدسات جامعه بود؛ گرچه در انتخابات
شکست خورده بود. 4-
سرگروه
اندیشه یک مان درباره استاد جامعه شناسی مان (که به جای استاد فیاض آمده بود)
پرسید و وقتی فهمید که ما قرار است سه کتاب را در یک ترم بخوانیم؛ به ما تبریک گفت
و آرزوی موفقیت کرد. سرگروه هشتاد و سه ای ما و حتی هشتاد و دویی ها جامعه شناسی
را با استاد فیاض گذرانده بودند ولی کتاب درسی نخوانده بودند. ما هم خوشحال بودیم
که دانسته های تخصصی ما از هشتاد و سه ای ها بیشتر خواهد بود. (و در پایان ترم هم
واقعا بیشتر بود!) 5-
اولین
بار بود که برای معارفه ورودی های جدید به ابتکار بچه های فرهنگ و ارتباطات، ضیافت
افطاری ویژه خانواده کوچک فرهنگ و ارتباطات در طبقه فوقانی مسجد برگزار می شد.
نشریه «بشیر»[2]
هم به برنامه افطاری رسیده بود و موضوع بحثها بود. فیاض در جلسه حاضر نبود اما بخش
کوچکی از نشریه به پایان نامه دکتری او اختصاص داشت. 6-
زیاد
در مورد فیاض می شنیدم. سه هفته آخر ترم، به جای کلاس ادبیات خودمان به کلاس جامعه
شناسی بچه های حقوق رفتم.[3]
آنجا بود که تفاوت شیوه های تدریس را درک کردم. هنجار، نقش و کارکرد، مفاهیمی
بودند که به زحمت یاد گرفته بودیم ولی اینجا به سادگی مورد استفاده قرار می
گرفتند. البته حقوقی ها نمی فهمیدند فیاض چه می گوید و عمدتا فقط فحشها را یاد می
گرفتند و مسائل جنسی را. 7-
ثبت
نام ترم دوم، اواخر ترم یک بود. تب فیاض دوستی بالا گرفته بود. ترم دوم انسان
شناسی فرهنگی بچه های 83 با استاد فیاض ارائه می شد که پیش نیاز نداشت و ما می
توانستیم بگیریم. البته نتوانستیم بگیریم چون آن ساعت به ما هم درس تخصصی ارائه دادند! 8-
فیاض
را کم و بیش در برنامه ها و همایشها می دیدم. پیوسته انتقادی تر می شد! سر اسم
گروه که اول فرهنگ باشد یا ارتباطات دعوا درست می کرد. وقتی انتقادی می شد، دوست
داشتنی تر می شد. در ترم سوم باخبر شدیم ترم چهارم انسان شناسی ارائه نمی شود و از
این بعد در ترم پنجم ارائه می شود. در ترم چهارم هم باخبر شدیم همان استاد جامعه
شناسی مان، استاد انسان شناسی می شود. خیلی از بچه ها ترسیدند. (تصور آن دورانی که
برای مبانی جامعه شناسی آن همه مطالعه کرده بودیم برای بچه ها رنج آور بود!) برخی
که بیشتر ترسیده بودند نامه ای نوشتند به رئیس دانشکده که جدیدا عوض شده بود و
درخواست کرده بودند که دوباره درس با استاد فیاض ارائه شود. رئیس جدید دانشکده
(استاد بشیر) قبول کردند! ما هم شاگردان فیاض می شدیم! البته از آن مهمتر، شیرینی
پیروزی توانستن بود. 9-
ترم
5، درس استاد فیاض، پژوهشی شروع شد ولی خیلی زود استاد داغ کردند و گفتند که اینها
می خواهند شما تحقیق نکنید. هفت هشت نفرمان هم به خواندن کتاب کتاک اکتفا کردیم.
بقیه هم که آخرش نفهمیدند انسان شناسی با جامعه شنایسی چه فرقی دارد؟! آن ترم، فیاض
خیلی ناراضی بود. تک سوال امتحانی را خودش ننوشت. ما خط آقای اقوامی را می شناسیم.
چیزهای زیادی یاد گرفتیم. 10-
ترم
7 هم بار دیگر در کمال ناباوری دیدیم استاد نظریه های جامعه شناسی (که آقای
جمشیدیها بود) تغییر کرده است و شده است فیاض. اعتراف می کنم این ترم ترجیح می
دادیم با فیاض ارائه نمی شد. کلاس با فیاض به این معنی بود که نیمی از کلاس، هیچ
چیز از آن درس نفهمد و نخواند. ما این را نمی خواستیم. حلقه چند نفره مطالعاتی
نظریه ها با محوریت استاد سید مجید امامی تشکیل شد و کتاب را آنجا می خواندیم و از
توضیحات تکمیلی استاد فیاض هم در کلاس استفاده می کردیم. همان ترم یک روزی آمد و
گفت: تصویب کردند که دیگر دروس لیسانس نداشته باشم. بنابراین آخرین درسمان با فیاض
در دوره لیسانس بود که وسط آن جریانات 14 آبان و دو تجمع مقابل دانشکده پیش آمد. 11-
ترم
10، درسی که معمولا به استاد پاکتچی ارائه می شد، به دکتر فیاض داده شد: فلسفه
علوم انسانی و اجتماعی. گرچه نظر ما مهم نبود، ترجیح می دادیم مثلا با سید مجید
امامی ارائه می شد. این بار به طور جدی در فهم اندیشه های فیاض دچار مشکل شده
بودیم و نمی توانستیم سیر منطقی مباحث جلسات را بفهمیم. به جاست از توضیحات میلاد
حاجی پروانه در تشریح آن چه در کلاس گذشت، تشکر کنم. بحثهای جانبی فیاض زیبا و
قابل فهم بود ولی بحثهای اصلی درس عمدتا درست فهم نمی شد. 12-
الان
هم ترم 12 است. فیاض در آستانه حذف از دانشگاه، محکم و استوار بر ماندن و اصلاح
وضع موجود تاکید خواهد کرد. سه کلاس درس و چندین جلسه سخنرانی علمی، مناظره،
یادداشتها و ... آن چیزی است که از دکتر فیاض به من رسیده است. اما حقیت آن است که
شوق مطالعه و امید به آینده (در اوج انتقاد و اعتراض به وضع موجود و روند جاری) دو
گوهر گرانبهایی است که من از استاد به ارث برده ام. حمید
درویشی شاهکلائی، دانشجوی دوره سوم کارشناسی ارشد پیوسته معارف اسلامی و فرهنگ و
ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام [1] ابراهیم فیاض
بعد از انتشار چند شماره به همکاری به نویسندگی در پگاه پرداخت. آن اوایل هم ابتدا
یادداشتی به عنوان یادداشت سردبیر چاپ می شد و دومین یادداشت، نوشته ای از استادنا
سلام الله علیه بود که آن روزها تنها ابراهیم فیاض بود. البته همان طور که
مستحضرید بعدها یادداشت های ابراهیم فیاض، اولین یادداشت پگاه شد. جالب است که بعد
از اخذ درجه دکتری هم با عنوان ابراهیم فیاض نوشته می شوند. (و نه دکتر ابراهیم
فیاض.) [2] منظورم نسخه
چاپی ویژه نامه نشریه الکترونیکی بشیر است. انجمن علمی در اواخر سال دوم پذیرش
دانشجو در رشته راه اندازی شده بود و بشیر اسمی قرآنی بود که بچه ها برای نشریه
انجمن انتخاب کرده بودند. استاد دکتر حسن بشیر هم ابتدای سال سوم به خانواده فرهنگ
و ارتباطات اضافه شد؛ در نتیجه بچه ها اسم نشریه را در شماره های بعدی به «دعوت»
تغییر دادند. می بینید حضور یک شخص یا عدم حضور آن چقدر در تحولات مهم است. [3] آن موقع هم
چهارشنبه هایمان پر بود و هم این که آن قدرها به ذهنمان نمی رسید که برویم دانشگاه
سر کلاسهای استاد بنشینیم! مطالب مرتبط با استاد ابراهیم فیاض:
متن ذیل را، سال گذشته همین روزها نوشتم و در نشریه دعوت، ویژه نامه استاد ابراهیم فیاض چاپ شد (+). آن روزها حذف تدریجی فیاض (+) (و اساتید بزرگ از دانشگاه) ما را بسیار نگران می کرد. (پرونده ویژه حذف ابراهیم فیاض در وبلاگ دانشگاهه داریم؟!!!) امروز، وقتی نگاهی به اساتید دروسی چون تفسیر و ... می اندازیم، به یاد اساتید درسهای مهارتهای تحصیلی و تدبیر زندگی می افتیم که هر کسی با هر تخصصی به تدریس این دروس اقدام می کند. به امید حاکم شدن دوباره تخصص گرایی.
1- کمی پس از شروع این ترم تحصیلی، آقای محمد جواد نیک روش، فرمانده بسیج دانشگاه امر فرمودند که سردبیری نشریه بسیج را بر عهده بگیرم. عدم اطاعت هم بی انصافی است. من که سال اول، نوشتن در نشریه بسیج را (که آن زمان، هفت قفل نامیده می شد.) آرزوی خود می دانستم، به دنبال قحط الرجال به وقوع پیوسته، سردبیری نشریه گفتمان انقلاب اسلامی را پذیرفتم.
به یاد چهارده سال کار مطبوعاتی
2- چهارده سال پیش، نشریه ستایش (توزیع در استان مازندران)، اولین تجربه کار مطبوعات برای من بود. از آن زمان تاکنون، تجربه های زیادی آموخته ام. حضور فعال در خبرگزاری پانا (در دوره دانش آموزی) و فعالیت های سایبری ده سال اخیر، در کنار شش سال تحصیل در رشته ارتباطات، فهم بهتری از فضای علمی و عملی مطبوعات به من داده است.
حیات، میراث با ارزش بسیج دانشگاه امام صادق علیه السلام
3- حیات، میراث دار نشریه «تفکر بسیجی» است که به همت وحید جلیلی (دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و نشریه راه) است که از سال 1370 در دانشگاه امام صادق علیه السلام منتشر می شد. حیاث میراث دار نشریه هفت قفل و جریان دانشجویی عدالتخواهی است که فضای مطالبه گری را بر نیمه اول دهه هشتاد دانشگاه (و کشور) حاکم کرد. حیات، 2000 نفر خواننده در سطوح مهم و تاثیر گذار سیاسی و علمی دارد. حیات، رتبه نخست نشریات دانشجویی کشور است. (خبر)
حیات و عصر نشریات حرفه ای
4- ما در حیات، حرفه ای شدن و حرفه ای عمل کردن را تجربه خواهیم کرد. حرفه ای شدن در شکل و محتوا از همین شماره مهر به تدریج شروع خواهد شد. شماره مهر، حیات را با لوگو و اندازه ای جدید بخوانید.
شما و حیات
5- حیات، نشریه گفتمان انقلاب اسلامی است. این دوره از حیات، بر اندیشه و تولیدات حوزه علوم انسانی اسلامی تاکید خواهد کرد. حیات، از همه شما دعوت به همکاری می کند. برای حیات بنویسید. درباره حیات و مطالب آن بنویسید و نقد کنید. حیات را به دوستان و دشمنان معرفی کنید. به سایت حیات (hayatmag.ir) لینک دهید و حیات را از خود بدانید. انقلاب اسلامی و همه دستاوردهای آن به شما تعلق دارد.
مطالب مرتبط:
اشتراک فید پاورقی، بهترین گزینه برای دریافت آسان جدیدترین مطالب ماست.
لطفا تنها این فید پاورقی را در گوگل ریدر لایک بزنید و همخوان کنید: http://pavaraQi.ir/post/rss
با اشتراک، شما به جمع 546 مشترک فید ما اضافه می شوید.
شاید شما برای 17646 بار، مطالب این وبلاگ را لایک بزنید!
- برچسبها:بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، سوابق حرفه ای حمید درویشی شاهکلایی، سال 1390، ترم سیزدهم، فرمانده بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، محمد جواد نیک روش، نشریه حیات، نشریه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، نشریه هفت قفل، قحط الرجال، آسیب شناسی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، نشریه گفتمان انقلاب اسلامی، نشریه ستایش، نشریه دانش آموزی ستایش، استان مازندران، شهر شیرگاه، نشریه سازمان دانش آموزی شیرگاه، نشریه کانون فرهنگی تربیتی شهدای شیرگاه، کار مطبوعاتی، تجربه های کار مطبوعاتی، خبرگزاری پانا، خبرگزاری دانش آموزی پانا، فعالیت های سایبری، تحصیل در رشته فرهنگ و ارتباطات، فهم بهتر از فضای علمی و عملی مطبوعات، میراث فرهنگی، سرمایه معنوی، نشریه تفکر بسیجی، سال 1370، استاد وحید جلیلی، دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، نشریه راه، نشریه جریان عدالتخواهی کشور، جریان عدالتخواهی، جنبش عدالتخواه، تعداد مشترکین نشریه حیات، تاثیر نشریه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام بر فضای علمی و سیاسی کشور، جشنواره نشریات دانشجویی کشور، نشریات حرفه ای، عمل حرفه ای در نشریه حیات، لوگوی جدید حیات، شکل جدید حیات، علوم انسانی اسلامی، معرفی حیات به دوستان، کمک به حیات، همکاری با حیات،
این ترم، کلاس ندارم. (+) (واحدها رو، سه ترم زودتر پاس کنیم، از این اتفاقات می افتد!)
کلاس «نظریه های فرهنگ» با استاد پاکتچی
تصمیم دارم در کلاس «نظریه های فرهنگ» که برای اولین بار، آقای دکتر احمد پاکتچی (هیات علمی دانشکده الهیات!) ارائه می دهند، شرکت کنم.
درس نظریه های فرهنگ، از مجموعه درسهای اصلی و نظریه ای رشته فرهنگ و ارتباطات است. بخشی از سوالات آزمون دکتری، از مباحث این درس طرح می شود. (+)
من این درس را چند ترم قبل با استاد حجت الاسلام دکتر سعید مهدوی کنی (+) (رئیس فعلی دانشکده فرهنگ و ارتباطات) گذرانده بودم. در آن دوره بنا به ضرورتهایی، تاکید درس بر نظریه های کلاسیک بود.
تفاوت را احساس کنید!
تدریس آقای پاکتچی، تفاوتهایی با تدریس دیگر اساتید دارد. مثلا قرار است آقای پاکتچی، چیزهایی را بگوید که در کتابها نیست!
فقدان آشنایی دانشمندان علوم انسانی دنیای انگلیسی زبان و یا برخی مسائل دیگر سبب شده است که در کتابهای زبان انگلیسی، اشاره ای به نظریه های تولید شده توسط دانشمندان بسیاری از کشورها (مثلا آلمان و روسیه) نشود. در نتیجه در کتابهای ترجمه تالیف فارسی هم اثری از این نظریه ها نیست. آشنایی دکتر پاکتچی با زبانهای متعدد، این ضعف را برطرف می سازد. یعنی قرار است ایشان با مراجعه هایی که به منابع اصلی آلمانی و روسی داشته اند، آنها را هم بیان کنند.
هم چنین، تاکید استاد در این ترم، بر نظریه های جدید است که آشنایی کمتری با آنها دارم.
استاد خوب، حق دانشجویان خوب
این درس خوب، علاوه بر استاد از نعمت دانشجویان خوب (بچه های کد 87) هم بهره مند است. اولین کلاسی بود که من در هفت سال گذشته در دانشگاه امام صادق علیه السلام دیدم که صندلی ها از جلو پر شدند! هیچ کس در ردیف آخر ننشست. آنانی که تاخیر داشتند هم در ردیف یکی مانده به آخر نشستند. دانشجویان هم مشارکت خوبی در بحث داشتند که به نظر من بهتر است، کسی در وسط درس، سوالی نپرسد و سوالها را بگذارند بعد از کلاس. البته آقای پاکتچی بلد است که در پاسخ به سوالات، از بحث منحرف نشود اما همان یکی دو دقیقه هم حیف است.
حسین سرفراز، اولین فارغ التحصیل رشته ما، در ارائه این درس به دکتر پاکتچی کمک می کنند.
(اینجا را بخوانید تا قدر و منزلت استاد پاکتچی در نزد ما آشنا شوید.)
- برچسبها:استاد دکتر احمد پاکتچی، نظریه های فرهنگ، درس نظریه های فرهنگ، کلاس نظریه های فرهنگ، دروس مقطع کارشناسی دوره کارشناسی ارشد پیوسته رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام، استاد حجت الاسلام دکتر سعید مهدوی کنی، ترم سیزدهم، اعضای هیات علمی دانشکده الهیات، دانشکده الهیات معارف اسلامی و ارشاد، آزمون دکتری، دروس نظریه ای رشته فرهنگ و ارتباطات، تفاوت تدریس، اساتید دانشگاه امام صادق علیه السلام، علوم انسانی، زبان انگلیسی، زبان آلمانی، زبان روسی، آلمان، روسیه، کتابهای تالیف فارسی، کتابهای ترجمه فارسی، آسیب شناسی کتابهای علوم انسانی، دانشجویان دوره ششم رشته معارف اسلامی فرهنگ و ارتباطات، صندلی، جایگاه نشستن بچه ها در کلاس، حسین سرفراز،
سیر
مطالعاتی فرهنگ و ارتباطات براساس چهار بخش هر علم منظور من از نقشه هوایی علم در مطلب قبلی (+)،
اشاره ای شد که برای موفقیت آسان، شناخت جایگاه هر درس در برنامه درسی
رشته ضروری است. این که این درس با چه درسهایی در ارتباط است و چرا باید
این واحد را بخوانیم؟ این درس، کجای
رشته ماست؟ ما اگر یک نقشه هوایی از رشته مان داشته باشیم، کمکمان می کند
تا بدانیم قرار است این درس چه نیازی از ما را بر طرف کند. چهار بخش رشته ارتباطات رشته ارتباطات (و به طور خاص فرهنگ و ارتباطات) مثل عموم حوزه های دانش،
در یک نگاه از 4 بخش مهم الف- مفاهیم (دروس مبانی: جامعه شناسی، روان شناسی،
ارتباطات انسانی، ارتباط جمعی و ...)، ب- روش (دروس آمار و روش تحقیق)، ج- نظریه
(دروس نظریه جامعه شناسی، نظریه فرهنگ، نظریه ارتباطات و ...) و د- مسائل (دروس
سازمانها و سیاستها و سمینار مسائل جهانی و منطقه ای فرهنگ و ارتباطات) تشکیل شده
است. ارتباط این چهار بخش در یک جمله ما
در تحقیقات علوم اجتماعی مان (به طور عام و علوم ارتباطات به طور خاص)، یک
مساله را بر مبنای یک نظریه و با یک روش تحقیق مشخص با اصطلاحات و مفاهیم
معتبر همان حوزه بررسی می کنیم. الف- بخش مفاهیم و دروس مبانی در
این درسها با نگاه رشته به واقعیت های زندگی، سرفصلهای اصلی رشته، ادبیات
تخصصی رشته، (بعضا) محققان برجسته و تحقیقات مهم آشنا می شوید. به عنوان
مثال، دانشجوی علوم اجتماعی باید بتواند با مطالعه مبانی جامعه شناسی،
کاربرد تخصصی اصطلاحاتی چون نقش و کارکرد و ... را تشخیص دهد. در
دروس مبانی قرار نیست که در موضوعی عمیق شوید. همین که با نگاه رشته و
علمتان به زندگی و واقعیت ها آشنا شوید، کافیست. مثلا آب در شیمی، یعنی
«هاش دو او». اما در فقه، آب یا مطلق است و یا مضاف! پاک است یا نجس. اما
لازم نیست هاش دو او باشد! شراب خوردن حرام است اما فکر می کنی آبه، نوش
جونتان! یا
مثلا وقتی مبانی انسان شناسی فرهنگی پاس می کنید، باید بتوانید تفاوت دو
رویکرد جامعه شناسی و انسان شناسی به یک موضوع (به یک واقعیت زندگی) را
تشخیص دهید. در
برخی دروس مبانی فرعی، بعضا با همه حوزه های چهارگانه علم مواجه می شوید.
مثلا در دو واحد نشانه شناسی، ممکن است هم با مبانی، نظریه ها و روش تحلیل
نشانه شناسی آشنا می شوید. این موضوع به خاطر محدودیت واحدها و ارزش
موضوعات اتفاق می افتد. یک نکته مربوط به انتخاب واحد دروس مبانی: در
دانشگاه ما، درس انسان شناسی فرهنگی ترم 5 ارائه می شود. احتمالا این دروس
مبانی، پیش نیاز خاصی ندارند. اما پیشنهاد ما، لزوما انتخاب واحد زودتر
این درسها نیست. اگر این درسها را با کدبالایی ها بردارید، آن استفاده مطلوب از درس (که کدبالایی ها به علت تنفس بیشتر در فضای رشته به دست آورده اند) را نخواهید داشت.
کدبالایی ها یک چیزهایی را می فهمند که شما نمی فهمید. بنابراین ابتدا قوی
شوید و بعد این دروس (که بعضا مثل انسان شناسی از دروس اصلی رشته هستند)
را با کدبالایی ها بردارید. با انتخاب واحد دروس فرعی مثل تدبیر زندگی و
جریان شناسی تاریخ معاصر و ... از هم کدی هاتون جلو بیفتید. ب- دروس نظریه نظریه
ها در علوم اجتماعی پشتیبانی کننده تحقیقات شما و تولید علم هستند. مثلا
شما موضوع پایان نامه تان را (مثلا امام جماعت، مثلا تلویزیون، مثلا
تعزیه،...) براساس یکی از نظریه های موجود و با ادبیات همان نظریه بررسی می
کنید. دروس
اصلی نظری رشته ما همان نظریه جامعه شناسی (ترم6)، نظریه فرهنگی (ترم7)، و
نظریه ارتباطات (ترم8) و نظریه فرهنگ و ارتباطات (ترم اول ارشد) هستند و
متاسفانه نظریه های ارتباطات انسانی یا نظریه های زبان شناسی ممکن است در
حاشیه ی برخی درسها مطرح گردند. (البته به محدودیت واحدها هم واقف باشید!) ج- دروس روش تحقیق تولید
گزاره های علمی در رشته شما چگونه معتبر است؟ کاربرد آمار و روش تحلیلهای
آماری در رشته شما کجاست؟ ابزارهای معتبر گردآوری داده در رشته شما (متناسب
با موضوع تحقیق شما) چیست و چگونه انجام می شود؟ مثال جزیی از ارتباط آمار با روش تحقیق: در
آمار یاد می گیرید که همبستگی را با ضریب اطمینان 90 درصد یا 95 درصد
محاسبه کنید. در روش تحقیق با مفاهیمی مثل فرضیه و ... هم سر و کار دارید.
ممکن است فرضیه تحقیق شما در حوزه نظریه های تاثیر رسانه ها این باشد که
رسانه ها افکار مخاطبان را شکل می دهند. به این منظور، همبستگی متغیرهای
مستقل و وابسته را به کمک فرمولهای آماری بررسی می کنید. مثلا متغیر
مستقلتان را مطالعه رجانیوز در نظر می گیرید و متغیر وابسته، درجه رادیکال
بودن افکار نمونه انتخاب شده از جمعیت آماری دانشجویان دانشگاه امام صادق
علیه السلام. (اینجا نمی خواهم وارد جزییات شوم.) با ضریب همبستگی پیرسون
محاسبه می کنید و نهایتا نتیجه می گیرید که با ضریب اطمینان 95 درصد که نه
اما با 90 درصد اطمینان می توان گفت رجا نیوز موجب شکل گیری افکار رادیکال
می شود. حتی ممکن است دوستتان در کار کلاسی اش بررسی کند و بگوید که آنانی
رجانیوز نمی خوانند، افکار رادیکال هم ندارند. کار تحقیقی، یافته های لذت بخشی دارد.
اما یک بار دیگر مباحث روش تحقیق وارد می شود و می گوید گرچه محاسبات
آماری شما درست است اما شما در تشخیص متغیر مستقل اشتباه کردید و این افکار
رادیکال عده ای امام صادقی بوده که رجانیوز شکل گرفته! (از تحلیل علت و
معلولی داده های همبسته باید بپرهیزید!) در
یک نگاه عامتر، درسهای کاربرد کامپیوتر برای دانشجو و روش های کاوش در
منابع اطلاعاتی، دروس فرعی اما مهم (چون مهارت هستند) از مجموعه دروس روش
تحقیق هستند. درسهای
اصول فقه و متون روایی (روش فهم حدیث) و حتی تفسیر نیز در جایگاه دروس
اصلی روش تحقیق در منابع اسلامی هستند. در این نگاه، قواعد عربی 1 تا 4 هم
دروس فرعی روش تحقیق در منابع اسلامی محسوب می گردند. د- دروس مسائل این درسها، ارتباط رشته ما با واقعیت های زندگی
است. خوشبختانه، همه درسهای ما، کاربردی اند و ناظر به واقعیت های زندگی
اجتماعی و فردی انسان. حتی درس دوبار انتزاعی نظریه فرهنگ (یک بار به خاطر
نظریه و یک بار به خاطر فرهنگ) هم با واقعیت های زندگی اجتماعی به ویژه در
ارتباط با قدرت، ایدئولوژی و گفتمان سر و کار دارد. مثلا در بحثهای مرتبط
با صنعت فرهنگ، شما به سهولت می توانید هر یک از متن های فرهنگی (اعم از
پیام بازرگانی و ...) را متناسب با دیدگاه این نظریه تحلیل کنید و بین
دانشتان و واقعیتهای زندگی ارتباط برقرار کنید. دروس
مسائل در رشته ما در ارتباط محکمی با دروس مدیریتی و سیاستگذاری (گرایش
رشته) قرار دارند. به طور خاصتر درسایی مثل «سازمانها و سیاستهای فرهنگی»
یا «سمینار مسائل جهانی و منطقه ای فرهنگ و ارتباطات» از جمله دروس اصلی
مسائل و سیاستگذاری (انتخاب یک سیاست و تصمیم برای حل مساله) اند. چند نکته برای داوطلبان دکتری و حتی بچه های کارشناسی
در مطلب
قبلی، بیشتر ناظر به داوطلبان آزمون کنکور سراسری دکتری علوم ارتباطات به
این موضوع پرداختیم و در این مطلب، بیشتر تاکیدمان بر ورودی های جدید و بچه
های کارشناسی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام است. داشتن
چنین
نگاهی برای ورودی های جدید، لازم و ضروری است. هم چنین به داوطلبان آزمون
دکتری،
کمک می کند تا حوزه های مغفول در رشته خود را تشخیص بدهند. باز هم تاکید می کنم که مطالب این یادداشت، براساس نظر امروز من است!
اشتراک فید پاورقی، بهترین گزینه برای دریافت آسان جدیدترین مطالب ماست.
لطفا تنها این فید پاورقی را در گوگل ریدر لایک بزنید و همخوان کنید: http://pavaraQi.ir/post/rss
با اشتراک، شما به جمع 546 مشترک فید ما اضافه می شوید.
شاید شما برای 17646 بار، مطالب این وبلاگ را لایک بزنید!
ورودی های جدید همیشه سوال «چه
بخوانیم؟» را از ما می پرسند. در سه ماه گذشته به شدت، همین سوال را
دانشجویان و دانش آموختگان مقطع کارشناسی ارشد از من می پرسند! (+) اما من کوچکتر از آنم که به این سوالات
پاسخ کامل و درستی بدهم. اینها، سوالهای آسانی اند که جواب دادنشان سخت است. جواب های من تنها بر
اساس معرفت ناقص من تا امروز است. سیر
مطالعاتی فرهنگ و ارتباطات براساس چهار بخش هر علم (نگاهی به نقشه هوایی دانش میان رشته ای علوم ارتباطات) یک مشکل برای همه ما این است که نقشه
هوایی رشته خود را نمی شناسیم. در مطلب بعدی، کمی در مورد نقشه هوایی رشته خودمان و 4 بخش اصلی آن می نویسم. اما برای موفقیت آسان
دانشجویان علوم ارتباطات در رشته علوم ارتباطات، به ویژه برای آزمون دکتری، به نظر
من، دو چیز مهم در برنامه مطالعاتی شما احتمالا دیده نشده که همان نقاط ضعف شماست.
یکی فلسفه و دیگری نظریه فرهنگ.
البته در دانشگاه امام صادق علیه السلام، درس نظریه فرهنگ و درس جامعه و
فرهنگ تدریس می شود اما تا وضع مطلوب فاصله داریم. غیر امام صادقی ها
تقریبا از این دو بخش مهم غافلند. الف- فلسفه من فکر می کنم دانشجوی علوم اجتماعی (و
حتی عام تر علوم انسانی) باید همگام با دروس مبانی و پایه، فلسفه هم بخواند. مبانی
فلسفه و سیر تفکر غرب برای دانشجوی علوم انسانی مهم و تعیین کننده است. ریشه
بسیاری از دعواهای علوم اجتماعی و ارتباطات در فلسفه است نه در علوم اجتماعی! توجه
به مبانی فلسفی (هستی شناسی، معرفت شناسی و ...) و پیش فرضهای متاتئوریک به فهم
شما از مباحث علوم اجتماعی و اختلافات دانشمندان کمک می کند. فلسفه هم چنین به شما کمک می
کند تا جایگاه هر بحث و نظریه را درست تشخیص دهید. توجه: هدف فلسفه خوانی برای دانشجوی
علوم اجتماعی و دانشجوی فلسفه متفاوت است. ما دانشجوی فلسفه نیستیم. بسیاری از ما
به فلسفه علاقه نداریم. پس، همان قدر که نیاز داریم باید فلسفه بخوانیم. اگر علاقه
مند شدید، بیشتر بخوانید. اما از دروس اصلی بازنمانید. پیشنهاد من برای فلسفه خوانی: ب- نظریه
فرهنگ: اگر نظریه جامعه شناسی را خوب بخوانید،
کارتان در نظریه فرهنگ راحت می گردد. پس، حداقل، کتاب نظریه جامعه شناسی معاصر جرج
ریترز را خوب بخوانید و کلیدواژه نویسی اسامی دانشمندان، اندیشه ها و سالها را
فراموش نکنید. مرور کنید تا نکات اصلی را فراموش نکنید. اگر هدفتان، موفقیت در آزمون دکتری نیست؛ توجه کنید، رویکرد ما در این جا،
مطالعه برای آزمون دکتری است. در غیر این صورت، نکته اول،
پیشنهاد من مطالعه منابع دسته اول است. مثلا کتاب تمدن و ناخوشایندی های فروید را
بخوانید، نه اینکه بازتولید دست دوم آن را
در نظریه فرهنگی بخوانید. نکته دوم، تاکید بر آثار کلاسیک (و
ترجیحا زبان اصلی) است. مثلا کتاب خودکشی دورکیم را بخوانید. نکته سوم، نظریه فرهنگی، عمدتا ناظر به
نظریه های جدید است و نه نظریه های کلاسیک (مثل مارکس و دورکیم). چند
نکته دیگر برای آزمون دکتری علوم ارتباطات: نخوانید! در ایران معمولا از نظریه های ارتباطات
انسانی غفلت می شود و به ارتباطات جمعی و متاسفانه بیشتر مطبوعات (دانشگاه علامه)
و تلویزیون (دانشگاه تهران) پرداخته می شود. در حالی که باید بر عکس باشد و سهم ارتباطات انسانی باید بیشتر باشد.
بنابراین در ایام نزدیک به کنکورهای مربوطه، نظریه های ارتباطات انسانی نخوانید. سهم بالای آمار و روش تحقیق در اولین آزمون دکتری، سهم آمار و روش
تحقیق به اندازه نظریه ها بود. بنابراین، یک دور آمار توصیفی و استنباطی را مرور
کنید. همه معادلهای فارسی و انگلیسی را خوب یاد بگیرید. تفکر درباره این که این
معادلهای فارسی داده شده، ترجمه کدام اصطلاح آماری انگلیسی هستند، خیلی از من وقت
برد. آمار را باید یاد بگیرید. چه با جزوه
استاد و چه با کتاب. پیشنهاد من جزوه اساتید خوب است. اساتیدی که مثالهایشان در
حوزه علوم ارتباطات باشد. (کاربرد آمار در علوم اجتماعی و ارتباطات درس بدهند و نه
آمار و استنباط). کتابها، حجیم هستند و معمولا خشک و تخیلی اند و نمی شود با کتابهای آمار ارتباط برقرار کرد. روش
تحقیق در علوم اجتماعی، در همه
کتابها اجمالا شامل مباحث مشابهی است.یعنی فرق چندانی نمی کند کتاب آقای
دلاور را بخوانید یا کتاب آقای رفیع پور. ترجیحا یکی را خوب بخوانید و
دیگری را تورق کنید دنبال نکته جدید. آزمون
دکتری، در دوره های بعدی،
احتمالا تخصصی تر می گردد. بنابراین، باید بیشتر بخوانید. مثلا کتاب روش
تحقیق در رسانه های جمعی دومینیک ترجمه کاووس سید امامی، سروش 1384، را
حتما باید بخوانید. چون قرار است تخصصی تر شود. البته امیدوارم آن قدر
تخصصی نشود که لازم باشد یک کتاب درباره روش کیو یا دلفی بخوانیم! خب،
دیدید که رویکرد ما به جای ماهی دادن (اسم بردن از حجم بالای کتابها)،
ماهیگیری یاد دادن (آشنایی با مبانی چه بخوانیم) بود. مطلب بعدی (نقشه
هوایی)، مکمل این مطلب خواهد بود. ورودی های جدید رشته ما (معارف اسلامی
و فرهنگ و ارتباطات) در دانشگاه امام صادق علیه السلام لینکهای مرتبط را حتما بخوانند. لینکهای مرتبط:
مطالعه حداقلهاست. یک دوره آشنایی با
تفکر فلسفی و سیر اندیشه بشری نیاز ما در علوم اجتماعی است. پیشنهاد من، مطالعه
کتاب رمان دنیای سوفی است. رمان دنیای سوفی، نوشته یوستاین گاآردر است که چندبار
به فارسی ترجمه شده است. موضوع کتاب، آموزش تفکر فلسفی و سیر اندیشه بشری در قالب
یک رمان جذاب است. این کتاب، در حقیقت آموزش فلسفه به نوجوانان است. نوجوان 14
ساله، همان توانایی های بزرگسال را دارد اما تجربه کمتری دارد. در مطالعه این
کتاب، کلیدواژه نویسی اسامی دانشمندان، اندیشه ها و سالها را فراموش نکنید. هر چند
وقت یکبار، فیش های این کتاب را مرور کنید.
برای نظریه فرهنگی، سه کتاب را پیشنهاد
می کنم که مکمل هم هستند و بعضا مباحث تکراری دارند. (یعنی اگر اولی را خوب بدانید، دو تای دیگر بیشتر برای تورق کردن هستند.):
- برچسبها:پیشنهاد، پیشنهادهای فرهنگی، پیشنهادهای علمی، پیشنهادهای مطالعاتی، سیر مطالعاتی، چه بخوانیم، ورودیهای جدید، علوم ارتباطات، فرهنگ و ارتباطات، نقاط ضعف نظام آموزشی ارتباطات در ایران، آزمون دکتری، آزمون دکتری علوم ارتباطات، نقشه هوایی دانش میان رشته ای علوم ارتباطات، برنامه موفقیت در ارتباطات، فلسفه، فلسفه خوانی، نظریه فرهنگ، آسیب شناسی نظام آموزشی علوم ارتباطات در ایران، درس نظریه های فرهنگی دانشگاه امام صادق علیه السلام، آسیب شناسی آموزش علوم انسانی در ایران، آسیب شناسی آموزش علوم اجتماعی در ایران، مبانی فلسفه، سیر تفکر غرب (اروپا)، ریشه مباحث علوم انسانی و اجتماعی، پیشفرضهای متاتئوریک، هدف مطالعه فلسفه برای دانشجویان علوم اجتماعی، کتاب رمان دنیای سوفی یوستین گوردر، یوستاین گاآردر، آموزش فلسفه، آموزش فلسفه کودکان و نوجوانان، رشد شناختی نوجوانان، نوجوانان، مهارتهای ادراکی نوجوانان، تفاوت شناختی نوجوان و بزرگسال، مرور فیشها، درس نظریه فرهنگ، کتاب نظریه جامعه شناسی معاصر جرج ریتزر ترجمه محسن ثلاثی، کتاب درآمدی بر نظریه فرهنگی معاصر آندرو میلنر ترجمه جمال محمدی، نشر ققنوس، کتاب درآمدی بر نظریه فرهنگی فیلیپ اسمیت ترجمه حسن پویان، دفتر پژوهشهای فرهنگی، مرکز بین المللی گفتگوی تمدنها، کتاب مقدمه ای بر نظریه های فرهنگ عامه استریناتی ترجمه ثریا پاک نظر، نشر گام نو، سال 1385، سال 1383، سال 1384، کتاب تمدن و ناخوشایندی های آن زیگموند فروید، کتاب خودکشی دورکیم، کارل مارکس، امیل دورکیم، نظریه های ارتباطات انسانی، ارتباطات جمعی، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشگاه تهران، مطبوعات، تلویزیون، ارتباطات انسانی، کنکور ارتباطات، آمار، روش تحقیق، آمار و روش تحقیق، معادلهای انگلیسی، کاربرد آمار در علوم اجتماعی، استاد دلاور، استاد دکتر فرامرز رفیع پور،
آخرین مطالب وبلاگ پاورقی
-
چرا کسی از اهالی علوم انسانی شهید نمیشود؟
-
سومین حیات امسال با عکس استاد فیاض
-
بای بسم الله جزوه شماره هفت ماهنامه فرهنگی سیاسی حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام
-
علوم انسانی؛ تنگه احد انقلاب اسلامی
-
بای بسم الله جزوه شماره پنج ماهنامه فرهنگی سیاسی حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام
-
در معنای «حیات خلوت»
-
فرهنگ صاحبخانگی
-
فعالیت در تشکل بسیجی ها
-
حیات 59 با جلدهای رنگی منتشر شد
-
دو تامل درباره آزمون دکتری جدید علوم ارتباطات (در سال 1391)
-
همه پستهای وبلاگ پاورقی


