یه مدت ادبیات سیستم کثیف رو به کار می بردیم. دیدیم «کثیف» واژه قشنگیه که به سیستم می خوره. اولش هم سیستم به معنی دانشگاه نبود. بعد به این معنی شد! اوج سیستم کثیف برای وقتی بود که از دکتر فیاض شنیدیم (ابتدای آبان 86) حقوق دکتر آشنا رو نصف کردن. دکتر آشنا که تمام وقت وقف دانشکده بود و حتی روزهای تعطیل هم می شد دیدش. (بلافاصله بعد کلاس دکتر فیاض) یه مطلب در همین باره نوشتیم:

هشت آبان 1386. این روزها اوج استفاده از کلماتی چون «احمق» و «سیستم کثیف» بود. با مطالعه بند شماره 5 می بینید که ما از اول موضعمون به دانشگاه یک چیز بوده و هست!

۱- کار وبلاگ نویسی لزوما جنجال آفرینی نیست. ولی گاهی وقتها یه جنجالهایی آفریده می شه.

۲- دیشب یکی از ورودی های جدید رشته معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات پرسید که شما سرگروههای طرح اندیشه اسلامی ساعتی چقدر می گیرید؟ گفتم احتمالا کار دانشجویی حساب می شه، ساعتی ۷۰۰. یه نگاه به چهره اش کافی بود تا بفهمی می خواد بگه چرا این قدر کم؟

۳- یکی از اساتید بنام امروز سر کلاس گفت من خل شدم! از وقتی شنیدم حقوق دکتر آشنا که شبانه روزی تو دانشگاه امام صادقه و به کار و فعالیت مشغوله نصف شده! اونم به خاطر چی!؟ به خاطر این که ساعت درسی ایشون ( و یه عده دیگه) کمه و پایان نامه زیادی ندارند.

۳/۵- آخه مگه اونا نمی دونن که دکتر آشنا و امثال ایشون که تو دانشکده معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) دارن جون می کنن، دارن جون می کنن! آخه مگه برای ۱۰۰ تا دانشجوی فرهنگ و ارتباطات چند تا کلاس تخصصی تشکیل می شه که اینا بیاین درس بدن؟ مگه تا حالا کسی به مرحله پایان نامه نویسی رسیده که اینا بیاین پایان نامه ور دارن؟ اینا که تو دانشگاه دارن قرآن و حدیث و متون روایی درس می دن! (سوالات متون روایی کد ۸۲ با دکتر آشنا هنوز تو وبلاگ ایشون هست!) آخه دیگه چی مونده که بیاین درس بدن؟ دکتر آشنا که خودش رو وقف دانشگاه کرده چرا؟ درسته که دکتر فیاض بخشی از وقتش رو تو دانشگاه تهران می گذرونه، ولی اونم هرچ  چقدر بخواین برای دانشگاه گذاشته و می ذاره! این سیستم کثیفه که نمی تونه از اونا استفاده کنه!

۴- این قضیه دکتر آشنا (و بقیه اساتیدی که هنوز از بعضی هاشون مطمئن نیستیم) همه بچه های کلاس رو شوکه کرد. {یه فلش بک سریع به پاراگراف ۲ کنیم: دانشگاهی که با اساتید و هیئت علمی این طور برخورد می کنه، اون ۷۰۰ تومنی که به دانشجو می ده، البته خیلی هم زیاده! (خوبه وضع مالی سرگروه ها معمولا خوبه و کسی به خاطر وضع مالی سرگروه نمی شه احتمالا)} بله! سیستم کثیفه. امیدواریم کثیف تر از این نشه. یه استادی می گفت: دانشگاهی که هیئت علمی اش تو سری خور باشه... . تو دانشگاهی که کارمنداش به خودشون جرات می دن هیئت علمی رو به بخش های مختلف پاس بدن، شما فکرش رو بکنین با دانشجوهاش چطور رفتار می شه؟!!! همینه که به هشتاد و ششی ها می گیم که همه کارتون درست انجام بدین که سر  و کارتون به بخش اداری نیفته!

۵- با همه اینها باز هم اعتقاد داریم که دانشگاه امام صادق (ع) بهترین انتخاب برای ما بوده است و تو این سیستم هم می شود به حد اعلای رشد رسید. باید تلاش کرد. تلاش تلاش تلاش. هر چقدر سیستم کثیف باشد...

 

کمی بعد تئوری سیستم احمق با مطلب «یک نکته درباره حماقت سیستم» شروع شد:

 

یه زمانی راحت می نوشتیم سیستم کثیفه و عصبانیت خودمون رو از وضعیت آموزشی و همه چی دانشگاه و کل جهان راحت می کردیم ولی این روزا کثیفی این سیستم کار رو به اینجا رسونده که خواهید دید و ما باید با صراحت بیشتری فحش بدهیم.

با صراحت می گوییم که کار به این جا رسیده! (دارم به گردنم اشاره می کنم!) درباره احمق باهاتون صحبت کردم؟ یادم نیست ولی فرض که با مفهوم احمق آشنا هستید! این ترم سیستم آموزشی خیلی احمق شده است. امروز سر انگشتی حساب کردم دیدم برای هفته آخر حداقل ۲۳۶ ساعت کار (صرفا خواندن و نوشتن!) باید انجام بدیم. بدون احتساب فعالیتهای مربوط به درس آقای گیویان که منابع اونو ندیدیم که ببینیم چند صفحه است و چقدر وقت می گیره. به این باید حدود ۳۰ ساعت کلاس و چند ساعت کلاس جبرانی رو هم اضافه کنیم که به نظر می رسه در کل باید حداقل ۲۸۰ ساعت وقت گذاشت. [دقیقش رو بعدا حساب کردیم شد 330 ساعت و ده دقیقه!] خوابیدن و غذا خوردن و نماز و ... رو ولش کن، ما ماشینیم و نیازی به اینها نداریم! بنابراین هفته باید ۱۶۸ ساعت باشه ولی سیستم آحمق ما فکر کرده تا۲۸۰ قابل ارتقائه! چه کسی می تونه جواب بده؟

توجه:۱- فرض ما در این محاسبه این بوده که تکالیف رو در طول ترم تقسیم کرده باشیم. مثلا کتاب مفهوم فرهنگ دنی کوش رو از هفته هشتم که معرفی شد، هر هفته یک هشتم اونو خونده باشیم. نه اینکه بذاریم برای شب امتحان.

۲- سیستم غیر احمق احتمالا برای هر واحد درسی دوبرابر آن فعالیت می خواهد که برای ۲۰ واحد ما می شود۴۰ ساعت. حال بگوییم ما خاصیم، برگزیده ایم، امام صادقی هستیم، ماشین هستیم، ۶۰ ساعت! یا به قول یکی ۷۰ ساعت. با این حساب ضریب حماقت سیستم می شه ۴. (۲۸۰ تقسیم بر ۷۰)

بعد التحریر: (یک روز بعد):

۱- دیروز وقت نبود که راحت بنویسم. ولی واقعیتش اینه که نمی خواستیم سیستم آموزشی رو احمق معرفی کنیم. ذات سیستم کثیفه! کاریش نمی شه کرد! ولی حماقت اکتسابیه! می شه جلوشو گرفت! این رو  نمی خواستم بگم که سیستم نمی فهمه ۲۸۰ از ۱۶۸ بزرگتره.  اینم رو نمی خواستم بگم که سیستم باید این مشکل رو رفع کنه. "حسین" خوب فهمید چی می خواستم بگم. (کامنتش رو بخونین!) ما دو گروه احمق داریم. یکی ما که می فهمیم ولی عمل نمی کنیم! ما که ظلم رو می پذیریم. اون یکی گروه احمق ها که نمی فهمند ۲واحد یعنی چه! حال ممکن است عمری در دانشگاه ها گذرانده و دکترا گرفته باشند. یاد حرفهای دکتر فیاض بخیر که تقریبا به همه می گفت : امق! (همون احمق با لهجه شیرازی! که ح ساکن تلفظ نمی شود. من.) برای تک تک جمله های حسین می خواستم در طول هفته های گذشته یک پست مطلب بنویسم ولی هربار یا شبکه قطع بود و یا برق! 

۲- من هیچ استاد خاصی مد نظرم نیست. مجموعه احمق ها (مجموعه ایکس) مطرح است که تصادفا این ترم و به ویژه آخر ترمی زیاد شده اند! این حماقت سیستم قبلا هم وجود داشت ولی این ترم غیر قابل قبوله.

۳-با این سیستم اگر پیش بروید کارتان به بیمارستان خواهد کشید! مثل من!

 

 

و مجبور شدیم مطلب دوم درباره سیستم احمق رو بنویسیم: (به خاطر واکنش ها و کامنتها)

با خوندن کامنتها یک نکته بدیهی را میخواهم تذکر بدم اونم اینه که نظرات دیگران، لزوما مورد تایید ما نیست ولی چون محافظه کاری نکنم اینجا به بعضی اونا اشاره می کنم.

۱- این توهمه که من ضد سیستمم. من منتقد سیستم هستم. سیستم را با تمام وجود دوست دارم. حضور من درحالی که می تونستم و می تونم از دانشگاه برم موید عملی بر این مطلب است و این همه دفاعیات من در برابر انتقادهای دیگران (معمولا انتقادهای کد پایینی ها که احساس می کنم یه جای انتقادشون می لنگه) بیانگر این مطلب است که من به عنوان جزیی از سیستم، این سیستم را به عنوان بهترین سیستم موجود (و نه ممکن) می پذیرم.

۲- ظلم این بود که نمی ذارن ما درس بخونیم؛ نه اینکه درس خوندن ظلم باشه. من همیشه که حجم زیاد و یا ظالمانه (از جهت عدم تناسب با واحد؛ زیرا واحد ارزش هر درس است. مثلا ارزش پایان نامه برای دانشگاه ۴ واحد است و باید برای آن اندازه ۴ واحد وقت گذاشت. به نقل از آقای رضی) تکالیف رو می بینم کلا بی خیال می شم و سراغ یه درس دیگه و یا مطالعه غیر درسی می رم. چون هیچکی انجام نمی ده و اون تکلیف لغو می شه یا بعضی انجام می دن و نمره شون می گیرن و ما فقط نمره رو از دست می دیم. من که معدلم بالای نوده نگران چی باشم؟ ۳۰ نمره تحقیق یه درس دو واحدی بپره! البته اگه احساس کنم که بخشی از اون تکالیف واقعا سودمنده و عدم انجامش ضرر علمیه، انجام می دم.

۳- یکی گفته بود نهایتا ۴ ساعت از درسها مفیده. اولا شما این طور احساس و فکر می کنی ولی این طور عمل نمی کنی! بزرگتر که بشی احتمالا می فهمی بیشتر از اینها مفیده.

۴- ۲۸۰ ساعت برای اولین بار اتفاقی برای کد ما و فقط برای هفته آخر اتفاق داده. چرا سوء استفاده می کنید؟

۵- ۲۸۰ ساعت حساب سرانگشتی بود. اگه لازم می دیدیم ریز اون رو می آوردیم. اولین فرصتی هم که پیدا باشه این کار رو می کنم.

۶- با مسما بودن این اصطلاح احمق همین قدره که سیستم دانشگاه به قول دکتر بابایی (اندیشه اسلامی ۴) به ما به عنوان انسان با نیازهای انسانی نگاه نکرده ولو غفلتا.

۷- "از این به بعد باید به جای سیستم کثیف از این اصطلاح کمک بگیریم." یعنی چه؟ ما در شوخی هامون که کمی جدی هم هستند -مثلا انتقادند- از کثیف و اینجا به تناسب مفهوم از احمق کمک گرفتیم. به هر حال کار ژورنالیستیه و می خوایم آتیش قضیه رو زیاد کنیم و احیانا خنده ای هم بر لب. یه نکته دیگه سیستم کثیف با اون دایره شمول گسترده اش رو برای چی می خوای حذف کنی و از احمق استفاده که فقط چند مصداق داره و چندین موارد نقض. یادتون نیست آقای پناهیان سیستم دانشگاه از این جهت که توسط آیت الله مهدوی کنی تاسیس شده رو فوق العاده هوشمند خوند؟(محرم ۸۶- مسجد دانشگاه امام صادق)

۸- ما از اعتراض نمی ترسیم. متاسفانه خیلی ها می ترسند و مثلا ۸ صفحه نامه انتقادی جدی و تقریبا منصفانه می نویسند ولی خود را معرفی نمی کنند!

بقیه نکات باشه برای دفعات بعد. راستی یادم رفت بگم از ۳۷ کامپیوتر سایت، ۲۰ مورد آنها امروز قابلیت استفاده نداشت!

 

و مجبور شدیم مطلب سوم رو هم در مدت کوتاهی(21 خرداد 87 تا 6 تیر87) بنویسم! (واکنش های اساتید مختلف و جملاتی که به زبان آوردند هم خیلی جالبه؛ گرچه مکتوب نداریمشون!) این مطلب آخری، تماس های تلفنی هم در پی داشت مبنی بر این که ما از شما حمایت می کنیم! ولی ما استقلالمان را به همه پیروزیهای این چنینی ترجیح دادیم!

 

قرار نبود این بحث  (سیستم احمق) اینقدر طول بکشه، ولی ظاهرا واکنشهای اساتید محترم نشون می ده ما باید بیشتر توضیح بدهیم و شفاف سازی کنیم.

امید که ابهامات برطرف شود. یه بار دیگه از همه اونایی که کامنت دادن، به ویژه اونایی که سرشون خیلی شلوغ بود، تشکر می کنم. یه تشکر ویژه هم از حسین سرفراز که یه مطلب مستقل تو وبلاگش در جواب من نوشته.

یه نکته دیگه رو هم کوتاه بگم. این روزا شب نامه های انتقادی تو دانشگاه خیلی زیاد شده. از سیاسی هاش بگیر تا اینکه "چرا ما رو بدون جوراب سر جلسه امتحان راه نمی دین؟" نکته اش اینجاس که هیچ کی خودش رو معرفی نمی کنه که کیه! اینا یعنی چی؟ یکی تو یه شب نامه دیگه درین باره نوشته بود ننوشتن نام تو این شب نامه ها یعنی ترس. آخه از کجای سیستم باید ترسید؟ این جو خفن امنیتی دانشگاه چه لزومی داره؟ (البته شب نامه ای رو هم یادم می آد که به صراحت از سردار رحیم صفوی و بچه هایی که باهاش کلاس داشتن انتقاد کرده بود و اسم نویسنده هم داشت.) مطالب داخل(" ") نظرات خوانندگان (اساتید و دانشجویان) است.

۱- "اگر سیستم احمق است شما چرا میان احمق ها مانده اید" نمی دونم شاید دکتر بشیر مطلب دو هفته پیش منو ندیدند. گفته بودیم که همه عشق ما این دانشگاه ست و بچه هاش. کثیفی سیستم رو بی خیال ولی احمق بودنش رو می شه حل کرد. ما می نویسیم که کمی موج ایجاد بشه و این مسائل فراموش نشه. شاید هم اشتباه می کنیم و کسی دلیلی بیاره  که سیستم احمق نیست. کثیف نیست. ما سیستم رو ترک نمی کنیم حتی وقتی که کاملا از اصلاح اون نومید بشیم؛ چون این سیستم رو بهترین سیستم می دونم. می تونستم حقوق دانشگاه روزانه مازندران یا یکی از دانشگاههای تهران رو بخونم. رتبه ام که خوب بود! ما به دانشگاه امام صادق امید بستیم.

۲- "خوب زود جوش آوردید و به به سرای احمق شناسی وارد شدید." "خوب" همون "خب" است؟ اگه منظورتون اینه که دیر جوش آوردیم، باید بگم که ما به سیستم اعتماد کردیم. ما در جواب سوالهامون از استاد مشاور محترم سال اول اینو می شنیدیم که از اقتضائات ترمهای اوله. ترمهای اول تموم شده. این وضعیت تموم نشده.  اگه منظورتون اینه که زود جوش آوردیم،باید بگم که سه سال از دوره تحصیل تموم شده و دو نیم سال مونده. راستی شما به چه راحت از جوش آوردن استفاده کردید! ما که روزی که می نوشتیم عصبانی نبودیم! یعنی هیچ وقت با عصبانیت نمی نویسیم که بعدا نتونیم جمعش کنیم. قسمت احمق شناسی تون هم ژورنالیستیه! احمق رو تعریف کردیم به وضعیتی که سیستم نفهمید ۲۸۰ از ۱۶۸ بزرگتره. یا استادها نفهمیدند که دو واحد چند ساعته.

۳-  "ما فعلا به فکر دو در کردن تحقیقات و پاس دادن اون ها به تابستانیم که موفق هم بوده ایم البته ضربه آخری سر کلاس اقای رضی زده خواهد شد." وقتی عملا نمی شه در طول ترم انجام داد، تابستون هم به نظر من نباید انجام داد! پس کی باید به وظایف اجتماعی خود برسیم؟ از کدام موفقیت سخن می گویید؟ کجای این کارها موفقیت است؟ درسهای ترم مگر خودشان حق ندارند؟ در ضمن دیدیم که با ناتمام اعلام شدن درس آقای رضی، کسی خوشحال نشد.

۴- "همین ترم کلاسی دارم که حاضرم به جای سر کلاس رفتن عین یک ساعت و نیم رو توالت بشورم. این حرفو حاضرم هر جایی تکرار کنم:" واقعا نمی دونم سیستم با این بچه ها چه کرده که این گونه سخن می گویند؟ یک بار همه کامنتهای مطلب "نکته ای درباره حماقت سیستم" را بخونید. می سوزید! خودتون رو جای بچه ها بذارین. در کنارش حرف اونایی که جرات نکردن، حرف اونایی که خبر ندارن و ... رو هم تصور کنین.

۵- "توی فرحزادم همین خبرها هست" ظاهرا وضع واحد خواهران دانشگاه امام صادق، هم تعریف چندانی ندارد. (البته این مطلب نویسنده نداشت؛ ولی چیزایی که از متاهلها می شنویم موید همین مطلب است.)

۶- "تا دیروز روشنفکری را در انتقاد با استفاده کردن از شیوه زدن دیگران می دیدیم امروز خودزنی شما را به عنوان روشنفکری جدید به سبک دانشگاه ما می بینم." ما یه کل هستیم. اگه جایی از دانشگاه می لنگه شاید من بیشتر از حضرت آیت الله مهدوی کنی مسئول باشم. این طرز تفکر رو من تو همین دانشگاه یاد گرفتم. صمیمانه و صادقانه نوشتن اسمش روشنفکریه در انتقاده؟ البته اینها برام مهم نیست. یه نقص قابل برطرف شدن هست که ما ژورنالیستاً اسمش رو گذاشتیم حماقت. سیستم احمق. هر کی می شنوه کلی می خنده! ادخال السرور... . اگه زشته، دکتر فیاض که... . اصلا خود ... . (خودم سانسور کردم!)

۷- "آیا واقعا دانشجویان خوب و خوشفکر و اساتید دلسوز و مسئولین متعهد و معتقد دانشگاه را احمق فرض کرده اید؟ " توضیح دادیم. ما احمقیم که سکوت کردیم. مگر نه عالمان در جلوی بدایع می ایستند. ما اسمی از مسئولین نبردیم. از مقررات انتقاد کردیم. از سیستم که اجازه می ده استادها هر کاری می خوان بکنن. استادی مصداق احمق می شه که نخواد درک کنه که دو واحد برابر ۴ ساعته. ما فرض نکردیم. گفتیم واقعا به نظر ما این حماقته! چه از سوی ما و چه از سوی سیستم. کامنتهای دوستان هم موید همین بود. اتفاقا بیشتر ما دانشجوها مورد توبیخ بودیم که چرا هر چی استاد.... می پذیریم. ما منکر هیچ یک از صفات خوب، خوشفکر، دلسوز، متعهد، معتقد و.... نیستیم.

۸- "راستی خود شما تلاش کرده اید گامی در جهت تعدیل یا تصحیح بردارید. مثلا در عمر دانشجویی پیشنهاد مناسبی داده اید که عملی باشد. چرا باید این همه حرف بزنید و عده ای را به دنبال خودتان بکشانید که تا اندازه ای هم حق دارند. آیا شما یکبار در سال اخیر و شاید در دو سال اخیر یکبار به دانشکده مراجعه کرده اید و پیشنهادی سازنده را مطرح کرده اید. نکند خدای نکرده این ابزار وبلاگ به وبال گردنی برای شما تبدیل گردد که شما را بیش از کسب ثواب به گناه آلوده کند..." این مسائل واجب کفایی ست! یکی که می گه انگار همه گفتن. این مساله که پیشنهاد عملی نمی خواد! به استادها بگویید درس ما دو واحد دارد، طوری برنامه ریزی هر هفته حداکثر  ۴ ساعت فعالیت (اعم از مطالعه، ترجمه و تحقیق و ارائه و ...) از دانشجو بگیرید تا چیزی برای شب امتحان نماند. این طور نباشد من در شب امتحان ببینم که مثلا از سه کتاب درس ولایت فقیه فقط یکی شب امتحان تموم می شه و دو تای دیگه رو ... . این مطلب که سیستم احمقه تو این وبلاگ فقط همین بود که اینقدر جنجال به پا کرد و سوژه بحث خوابگاه شد. به نظر من اگه به هر طریقی استاد ها مجبور باشند اندازه ارزش هر واحد رو رعایت کنن، موج انتقادها خیلی فرو کش می کنه. اگه یه پست حرف زدن زیاده ما رو ببخشید! باور کنید این پیشنهاد سازنده ای است. استاد گ. از ما قبول نمی کند که وقت نداریم. ولی از شما باید بپذیرد که محدود شود. از طولانی شدن مطلب خشوم نمی آید و همین جا مطلب رو تموم می کنم.

به هرحال، یه بار دیگه معذرت می خوام اگه احیانا اسائه ادبی شد.