این یادداشت در نشریه خبری تحلیلی پنجره شماره 118، شنبه 19 آذر 1390، منتشر شده است. لینک این مطلب در سایت پنجره (+) درباره رمان «آسمان شیشهای نیست!» مرتضی انصاری
با هم برویم ته چاه/ حمید درویشی شاهکلائی
سبک زندگی هر تمدنی جدای از پیشفرضها و اصول فکری آن تمدن نیست و هر
تمدنی هنگام برخود با سایر تمدنها مجموعهای را از خود عرضه میدارد که
شامل همهچیز است، از غذایی که پیشنهاد میدهد تا شیوه تربیت فرزندان. در
این مجموعه، جایگاه علوم، بهویژه علوم انسانی برجسته است. علوم انسانی هر
تمدنی متأثر از نوع نگاه آن به هستی است و در مرحله بعد خود به نگاه افراد
به هستی شکل میدهد و چرخه تولید و بازتولید را کامل میکند. در این داستان
اختلافات ریشهای سبکهای مختلف زندگی دیده میشود که ارتباط تنگاتنگی با
علوم انسانی دارند.
قصه از آنجا آغاز میشود که «حامد» در سرگردانیها غرق است. هرچند
اشاره مستقیمی به عامل این وضعیت نمیشود؛ اما با توجه به فضای داستان و
زندگی کنونی او میتوان به نقش پررنگ رشته تحصیلیاش رسید. استاد مسن حامد
که اتفاقا دارای اعتقادات فردی مذهبیست، به هنگام تدریس و بحث، خدا را
کنار میگذارد و میگوید: «باید این فرض را بپذیریم که انسان موجودی مستقل و
خودبنیاد است و سرنوشتش بهدست خودش رقم میخورد و نباید چشم بهجای
دیگری بدوزد... اینکه برخی از امور توسط نیروهای جدای از انسان صورت
میگیرد با روح برنامهریزی سازگار نیست. بهعنوان مثال در جامعهای که
اتفاقات را به خدا، جادو یا الههها نسبت میدهند؛ امکان برنامهریزی وجود
ندارد.» و تقابل این نوع نگاه با نگاه دینی بههنگام حضور حامد در مسجد
بهراحتی قابلمشاهده است: «... رفت عقبتر و تکیه به دیوار مسجد داد. یک
صفحه قرآن خواندند و بعد دعا کردند: خدایا به برکت این قرآن موانع ازدواج
جوانان را رفع بگردان، توطئههای دشمنان را به خودشان برگردان، همه
مریضها را شفا بده. برایش جالب بود که از خدا این همه تأثیر در عالم
میخواستند. ذهنش شروع به اشکال گرفتن کرده بود...»
همگان اذعان دارند که هر سبک زندگی مجموعهای از باید و نبایدها را
با خود دارد؛ اما نکته مهم آن است که حدود باید و نبایدها را چهچیزی
تعیین میکند. ملاک درست و غلط چیست؟ خواست خدا یا خواست بشر؟ دستور خدا یا
رضایت طرفین؟ نباید به صرف اشتراک ظاهری بعضی رفتارها حکم به نزدیکی
سبکهای زندگی داد. اندیشههای بشر خودبنیاد به او یاد داده بهخاطر
خودپرستی گاهی به رفتارهای به ظاهر نیک روی بیاورد. «... با لحنی که
انگار دارد تأسف میخورد گفت: «میشه الان با یه ذره کمک، نذاریم این گدا
تبدیل به دزد بشه؛ وگرنه اون موقع چند برابر این کمک بهمون ضربه میزنه.
حتی میشه به مردم فهموند که این کمک براشون یهجور سوده و آموزششون داد
که به این آدمها کمک کنند.» تعجب کرد. بیشتر از تعجبی که تا آن موقع با
شنیدن حرفهای سارا و حتی از لبخندهای خودش تجربه کرده بود...» الگوی هر
سبک زندگی به واقع جهتدهنده بقیه قسمتها است. داستان پایانی باز دارد و
سرگردانی حامد وارد مرحله جدیدی میشود و به نوعی مخاطب را متوجه
انتخابهای پیشرویش در زندگی میکند. اما کم نیستند کسانیکه افق سبک
زندگی خود را ناآگاهانه انتخاب کردهاند. مانند استاد حامد که حاضر است حتی
به ته چاه غرب برود، چون در این کار هم آنها تجربه بیشتری از ما دارند:
«استاد انگار که حرفی تکراری شنیده باشد، سریع گفت: اگه اونا خودشون رو
انداختن تو چاه، من هم خودم رو میاندازم. میدونین چرا؟ چون اونا 400 سال
از ما جلوترن... چون اونا برای همین کارشون هم کلی دلیل و برنامهریزی
دارن. اگه اونا الان ته چاهن و ما با این وضعیتمون سر چاهیم، من ترجیح
میدم ته چاه باشم. چند نفری خندیدند.»

- برچسبها:مجله خبری تحلیلی پنجره، هفته نامه پنجره، نشریه پنجره، مجله پنجره، هفته نامه پنجره شماره 118، آذر ماه سال 1390، آذر ماه، سال 1390، سایت مجله پنجره، رمان، رمان آسمان شیشه ای نیست!، رمان آسمان شیشه ای نیست مرتضی انصاری زاده، کتاب رمان آسمان شیشه ای نیست! مرتضی انصاری زاده، مرتضی انصاری زاده، یادداشت با هم برویم ته چاه، بخشی از رمان آسمان شیشه ای نیست مرتضی انصاری زاده، نگاه تمدنی به کتاب رمان آسمان شیشه ای نیست مرتضی انصاری زاده، نگاه تمدنی به سبک زندگی، سبک زندگی، تمدن، پیش فرضها و اصول فکری، تمدن شناسی، فرهنگ شناسی، شیوه تربیت فرزند، علوم، علم، جایگاه علم در تمدن، علوم انسانی، جایگاه علوم انسانی در تمدن، رابطه علوم انسانی و هستی شناسی، حامد آسمان شیشه ای نیست، نقش پررنگ رشته تحصیلی در سبک زندگی، برنامه ریزی، انسان خود بنیاد، سرنوشت انسان، فرد و جامعه، جادو، الله ها، خدا، مسجد، تاثیر خدا در عالم، گدایی، سارای آسمان شیشه ای نیست، پایان داستان آسمان شیشه ای نیست، غرب، غرب گرایی، غرب زدگی، آموزش علوم انسانی در ایران،
این یادداشت، در شماره اول نشریه حیات خلوت، آذر 1390، در صفحه چهار، منتشر شده است. بای بسمالله نیاز به یک «حیات خلوت» حمید درویشی شاهکلائی 1- مقدمه اول: از 14 سال پیش که روزنامهنگاری
را شروع کردم، ضعف بچه مذهبیها را در نوشتن و به تبع آن، رسانههای مکتوب، دیدهام.
همیشه مطبوعات خوب از آن دگراندیشان بود. از مشروطه و روشنفکرانش بگیر تا سالهای اخیر و روزنامه
شرق و هفتهنامه شهروند امروز. 2- مقدمه دوم: دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه السلام نسبت به گفتمان انقلاب اسلامی
دچار شعارزدگی شدهاند. ماهنامه «حیات» هم در تلاش است که شعارزدگی تمام شود اما
نیازمند مشارکت بیشتری است. مخاطبان ماهنامه حیات (چه زمانی که هر سال، تنها یک
شماره منتشر میشد و چه زمانی که نام وزین هفتقفل بر پیشانیاش خورده بود)، عمدتا
در بیرون دانشگاه هستند. گفتمان انقلاب اسلامی، حتی در قالب شعار هم برای آنها
«همچنان» تازگی دارد. اما پرداختن به مسائل درون دانشگاهی، هیچ جذابیتی برای آنها
ندارد. 3- نتیجه: قرارگاه روزنامهنگاری حیات بسیج دانشجویی1، با توجه به دو مقدمه ذکر
شده، افزایش فرصتهای مطبوعاتی و تمرین نوشتن را برای امام صادقیها در دستور کار
خود قرار داده است. در این میان پرداختن به موضوعات داخل دانشگاه با نگاه گفتمانی
انقلاب اسلامی از اهمیت بیشتری برخوردار است. تولد ویژهنامه «حیات خلوت» در همین
راستاست. 4- البته نشریه، تنها راه و حتی بهترین راه نیست.
اما راهکار خوبی است. مثلا وبلاگنویسی هم برای دست به کیبورد (قلم سابق) شدن
موثر و ضروری است ولی اگر از زاویه تربیت نیرو برای جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی
نگاه کنیم، واجبترین راه، راه حیات است. راه «حیات» را بپیمایید. 5- بنابراین، تفاوت حیات
خلوت با «عبور»2 در اختصاص نداشتن آن به کدهای پایین است. (شماره اول با پنج
یادداشت از دانشجویان دکتری منتشر شد.) تفاوت آن با عمده نشریات دانشگاه، رویکرد
گفتمان انقلاب اسلامی حاکم بر آن است. تفاوت آن با ماهنامه حیات، اختصاص حیات
خلوت به داخل دانشگاه امام صادق علیه السلام است. تفاوت آن با «خانه ما»3، در
ظاهر، رویکرد و فاصله زمانی انتشار است. پینوشت: 1. جنب قرارگاه روحالله،
روبهروی اتاق تلویزیون، جنب بوفه دانشجویی. 2. «عبور»، تجربه کمی شکست
خورده بسیج دانشگاه است در چند سال قبل، که طی آن شش شماره مجله توسط کدهای پایین
منتشر شد. 3. «خانه ما»، در
سال گذشته دو شماره منتشر شد. امسال با رویکردها و ظاهر جدیدی به همت بسیج
دانشجویی منتشر خواهد شد.
- برچسبها:یادداشتهای من در مجلات، یادداشتهای من در مجله حیات خلوت، یادداشتهای من در مجلات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، یادداشتهای من در مجلات دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، بای بسم الله های من، مجله حیات خلوت، مجله حیات خلوت سال اول شماره اول آذر 1390، آذر ماه سال 1390، سال 1390، مقاله نیاز به یک حیات خلوت، روزنامه نگاری، روزنامه نگاری و بچه های مذهبی، جریان روشنفکری و روزنامه نگاری، مطبوعات، مطبوعات و جریانهای دینی سیاسی، مشروطه، روزنامه شرق، هفته نامه شهروند امروز، دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه السلام، شعارزندگی، شعار، گفتمان انقلاب اسلامی، ماهنامه فرهنگی سیاسی حیات نشریه رسمی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، شعارزدایی، نشریه وزین هفت قفل، مخاطبان گفتمان انقلاب اسلامی در نشریات، گفتمان انقلاب اسلامی در نشریات، مسائل درون دانشگاهی، قرارگاه روزنامه نگاری حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، فرصتهای مطبوعاتی، تمرین نویسندگی، ویژه نامه حیات خلوت، وبلاگ نویسی، مهارتهای نگارش، دست به کیبورد شدن، راه حیات، مجله دانشجویی عبور، نشریات دانشجویی، نشریه انتقادی اجتماعی خانه ما بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، قرارگاه روح الله بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، اتاق تلویزیون، بوفه دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام،
چهار چیزی که خیلی مخالفان را سوزاند
یکی از ویژگیهای افرادی که آلت دست دشمنان اسلام میشوند، تهمت زدن است.
آنها بدون سند و مدرک تنها براساس امیال خود، تهمت میزنند، افترا
میبندند، تحلیل میکنند و نتیجهگیری میکنند. نمونههای آن را در
کامنتهای این روزهای وبلاگ (در قضایای باغ ایرانی قلهک) میبینید. به ویژه وقتی استدلالی ندارند، به جای «ما قال» به «من قال» می پردازند و اصل قضیه را فراموش می کنند. عمده این کامنتنویسان، کانادانشین
هستند و به همین دلیل هم خیلی از فضا دورند. با تحلیل محتوای کامنتهای
آنها به وضوح میشود فهمید که از چند چیز خیلی سوختهاند:
1- مدیریت امام خامنهای در رهبری نظام
2- ساندیس
3- جوان بودن نسل جدید نیروهای انقلاب
4- دانشجو بودن و تحصیلات عالی این نسل جدید انقلابی
اینها فکر میکنند یک بسیجی تنها با سهمیههای خاص میتواند دانشجو شود. تصور کنید چقدر از فضا دورند.
یکی از تهمتهایی که چندبار تکرار شد، شک در رتبه اول دکتری بنده بود که در
اینجا تصویر بخشهایی را از کارنامه که در آن در عدم استفاده بنده از سهمیه
تصریح شده است، می بینید. تا کور شوند آلتهای دست استکبار جهانی.


با تشکر از سایت دوست داشتنی تریبون مستضعفین که این مطلب را کار کردند و لینک دادند و خبر دادند.
http://www.teribon.ir/archives/85016
- برچسبها:دکتری علوم ارتباطات، کارنامه رتبه اول دکتری علوم ارتباطات، دشمن شناسی، آلت دست دشمنان، تهمت، سند، مدرک، نتیجه گیری، کامنت نویسی، قضایای باغ ایرانی قلهک، کانادا، کانادانشینان، تحلیل محتوا، امام خامنه ای، ساندیس، مخالفان نظام جمهوری اسلامی، حامیان نظام جمهوری اسلامی ایران، جوان، نیروهای جدید انقلاب، دانشجویان، دانشجویان حامی نظام، تحصیلات حامیان نظام جمهوری اسلامی، بسیج، بسیجی، سهمیه، قبولی، آزمون کنکور سراسری، سهمیه خاص، ایجاد تشکیک در رتبه اول کنکور دکتری،
BBC حتی اگر برای حسین هم گریه کند، باز هم دشمن شماره یک شماست!
باور کنید.
آنها را خیلی چیز حساب کنیم، میشوند آلت دست دشمنان ما.
اما بیبیسی، اگر مجلس روضه اباعبدالله هم پخش کند، باز هم دشمن درجه یک ما است.
رسانههای آمریکایی و انگلیسی و وابسته به رژیم اشغالگر قدس، دشمن شماره یک ملت ایران و همه ملل مستضعف و آزادیخواه جهان هستند. در دشمنی آنها همین بس که یک نکته مثبت در تاریخشان دیده نمی شود.
ما را به خیر آنها امید نیست، کاش شر رسانند!
اما «شر رسانی»، جزء ذات رسانههای شر است!
دعا کنید خوراک که هیچ، بهانه هم به دست رسانههای دشمن ندهیم.
دعا کنید، زودتر شهید شویم.
با توجه به انعکاس رسانهای مطالب این وبلاگ در بعضی سایتها و شبکهها،
«هر گونه ارجاع، نقل قول، بازنشر مطالب این وبلاگ در رسانههای معاندان
نظام و منحرفان و همه آنهایی که منفور ملت ایران هستند ممنوع و حرام است.»
با تشکر
بازنشر عکسها و مطالب این وبلاگ تنها برای امت حزب الله آزاد است.
آخرین مطالب وبلاگ پاورقی
-
اعلام نتایج اولیه کنکور سراسری دکتری
-
تیتر یک شماره 65 حیات
-
روز جهانی ارتباطات گرامی باد/ شماره 65 حیات منتشر شد
-
کتابهایی که از نمایشگاه خریدم- کتاب تبلیغات و اقناع
-
فهرست کتب پیشنهادی من- نمایشگاه کتاب 91
-
به زودی/ فهرست کتب پیشنهادی من!
-
یک بیانیه تصویری درباره نامههای سرگشاده اخیر دانشجویان دانشگاه
-
دو کتاب ضمیمه جدید
-
بهانهای برای بهروز کردن...
-
سایت جدید دانشکده فرهنگ و ارتباطات
-
همه پستهای وبلاگ پاورقی


