سه شنبه 14 مهر 1388  04:45 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 11 خرداد 1389 04:51 ق.ظ

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی

  1. بیش از دو هفته از ورود دانشجویان جدید (کد88) می گذرد. آقای حسن قاسم زاده (دبیر جدید انجمن علمی) خبر از برنامه معارفه ای برای آنها داد ولی چه زود تکذیب شد! چقدر آنها مظلومند! حتی یک معارفه ساده. اگه گفتین این عکس رو از کجا آوردم؟
  2. اگر کمی بهتر بیندیشیم، باید بگوییم چقدر عجیب است. تقریبا باور نکردنی ما سال پنجمی شده ایم. زمان خیلی خیلی سریع می گذرد. سریعتر از آنچه فکرش را بکنیم.
  3. مجتبی صمدی، دبیر سابق انجمن علمی، مطلبی طنز در وبلاگش،ارتباطات ایرانی (+) نوشته و به هر کسی که یادش آمده، تکه ای پرانده! حتی افرادی چون دکتر فاضلی و دکتر کوثری! البته معنای طنز بسیاری از عبارات برای دانشجویان و اساتیدی که در context نیستند، اصلا قابل درک نیست و اکثریت آن را یک متن جدی خبری محسوب خواهند کرد! مجتبی معمولا متهم می شود که با دانشکده ساخته، (فراموش نکرده ایم که پارسال انجمن را در بحرانی ترین شرایط تعاملی به اوج رساند و اداره کرد)، اینکه چه شده است که زبان طنز را برای انتقادهایش به کار گرفته، جای تامل دارد.
  4. مطلب قبلی (+) واکنش های جالبی داشت. البته شاهد سکوت اینترنتی دانشکده بودیم. دانشکده ای که میدان را در حمایت از ورودی های جدیدش خالی کرده و از خروج دانشجویانش استقبال می کند! یادش بخیر، سه سال پیش انتظار داشتیم که دانشکده کمکان باشد. اکنون...
  5. محمد لسانی، (از مشهورترین دانشجویان سالهای قبل دانشگاه!) دوباره وبلاگ نویسی اش را شروع کرده. وبلاگ فرهنگساز (+)
  6. کد 88 هم یک وبلاگ نویس برجسته دارد: وبلاگ جا کفشی، مسعود حسنلو (+)
  7. حسین خالقی پور، برادر  آقا بشیر خالقی پور (کد86) هم به خانواده فرهنگ و ارتباطات پیوسته.
  8. هنوز انتقادهای دیگران از رشته چیزی جز چرند و پرند نیست! تفکیک مناسبی بین دانشکده و رشته دارد صورت می گیرد و کم کاری های دانشکده، دانشجویان، و ... به پای ضعف رشته گذاشته نمی شود.
راستی برادر بزرگتر من هم وبلاگ جدیدی ساخته است. (+) البته این ربط چندانی به مطالب قبلی ندارد!

   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی
جمعه 3 مهر 1388  06:13 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 6 مهر 1388 09:24 ق.ظ

نمونه یک بسیجی واقعی از دیدگاه سبزها
در فیلم های وسترن:
یک سرخپوست خوب، یک سرخپوست مرده است.

سبزها این روزها می نویسند:
بسیجی واقعی، همت بود و باکری

نتیجه:
اگر بسیجی ها می خواهند از طرف سبزها، خوب (=واقعی) تلقی بشوند، باید مثل همت و باکری شهید شوند (=بمیرند.) یک سرخپوست (بسیجی) خوب، یک سرخپوست (بسیجی) مرده است. بالاخره هر شعاری یک مبنایی دارد. مبنای این شعار هم فیلم های غربی.

   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی
یکشنبه 29 شهریور 1388  12:36 ق.ظ    ویرایش: یکشنبه 29 شهریور 1388 02:25 ق.ظ

ضمن تبریک عید فطر، 
حضور شیشه شکنان سبزهای عزیز:
اگر بی شمارید، چطور بی بی سی انگلیس، که هیچ گاه به نفع انقلاب خبری منتشر نکرده، در روز قدس می گوید کم بودید؟
شما باید چشم هایتان را باز کنید. ایران فقط تهران نیست. روستای رومه نهبندان خراسان جنوبی هم هست. تهرانی ها همه میرحسینی نبودند. این حدود دو میرحسینی، همه برهم زننده نظم عمومی نیستند. 
همه ایرانی ها اینترنت ندارند. همه اینترنت داران و اینترنت بازان هم میرحسینی نیستند.
راستی چرا در روز قدس، بالاترین ننوشت: عظیم ترین راهپیمایی تاریخ با حضور میلیونی سبز پوشان برگزار شد؟ با افشای ماهیت برانداز سبز، شما طرفداران خود را از دست داده اید. البته بعضی ها هنوز ماهیت براندازتان را باور ندارند، مگرنه آنها هم اهل براندازی نیستند.
این متن سایت بالاترین است که یکی از دوستان ارسال کرده

   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی
جمعه 27 شهریور 1388  05:03 ب.ظ    ویرایش: جمعه 27 شهریور 1388 05:42 ب.ظ

گزارشی از نماز جمعه و راهپیمایی پرشکوه روز قدس بر اساس مشاهدات امروزنصویری از حضور حماسی امسال مردم که سبزهای اشوب دوست را بیرون راندند

امسال هم این امت حزب الله همیشه در صحنه، مردم شریف ایران، بودند که با حضور حماسی و دشمن شکن خود، مشت محکمی بر دهان همه منافقان (داخلی، خارجی، روحانی، سیاسی، احمق، نخبه و ...) کوبیدند.

سبزها که امروز فقط برای اختلاف و درگیری و تفرقه آمده بودند (البته باید یک پیرزن بد حجاب سبز را استثنا کنم که او هم مثل ما شعار وحدت سر داده بود) فقط به مدد نمادهای سبزشان دیده می شدند. نه فقط در زیر سقف، بلکه خیابانهای اطراف مسجد دانشگاه تهران، مملو از حضور نمازگران جمعه بود که با اعلام تبعیت از مقام رهبری، شعارهایی در راستای وحدت و حمایت از مردم فلسطین سر می دادند. بعضی سبزها، شعار مرگ بر روسیه سر می دادند! شعار "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" هم شنیده شد که با پاسخ "هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران" مواجه شد. بعضی سبزها دائما با گوشی های موبایل مشغول گزارش از قضایا بودند. یکی شان می گفت: کلی اتوبوس آوردند! تازه صدای آمپلی فایر نمی ذاره صدای مردم (سبزها) در بیاید! می خواستم بهش بگم که مگه تا حالا راهپیمایی نیومدی؟ هر سال بلندگو می آرن! هر هفته هم اتوبوسها نمازگزاران را به دانشگاه تهران می رساند و بعد نماز برمی گرداند!

 سبزها در شمال پارک لاله نظاره گر بودند و گاهی هم برای تحریک ما شعار می دادند. (البته کارهایی دیگری مثل جویدن آدامس، کشیدن سیگار، خوردن آب و ... هم می کردند که انشالله روزه آنان باطل نمی شود!) نیروی انتظامی هم مثل ما روزه خواری ها، هتک حرمتها، بادکنک بازیها و ...آنان را نظاره می کرد. اصلا همین بی توجهی ما که در مقابل آنان، تنها به صف نماز ایستادیم، خودش کلی سبزها را عصبانی می کرد.

من در هنگام سخنرانی احمدی نژاد رسیدم که جلوتر از پارک لاله نشد که بریم. در پشت سر ما سبزها بودند. سبزها که هنوز «توهم بی شمار بودن» را دارند، در اواسط سخنرانی احمدی نژاد لحظه به لحظه عقب تر (به سمت شمال) می رفتند و در هنگام شروع خطبه ها دیگر تا چشم کار می کردند، جمعیت نمازگزار دیده می شد که احیانا پلاکاردهایی مبنی بر تحریم کالاهای اسرائیلی، تبعیت از رهبری، پرچم ایران و پرچم فلسطین و ... داشتند. البته نکته شگفت انگیز ماجرا، بارش مصلحتی باران است که البته نتوانست صفهای نماز را بر هم بزند ولی باعث شد که سبزها بروند. باران پنج دقیقه بند آمد و ما در همان خیابان که بعد خطبه ها خشک شده بود نماز خواندیم.

پرچم بزرگ فلسطین، زیبایی خاصی به مسیر راهپیمایی داد. البته بعضی سبزها می گفتند که برین پرچم ایران را بردارید! یادمه ایام انتخابات بعضی از همین سبزها (بعد کمی بحث) به خود من می گفتند: شما اصلا عربید! پرچم ایران بابا حرمت داره!

زیر این پرچمهای بزرگ همیشه خالی نیست!

اواخر صحبتهای احمدی نژاد، ناگهانی ماشینی از وسط صفهای نماز به طرف ما می آمد! نمازگزاران صفهای به هم ریخته بلند می شدند و با دست خالی به ماشین حفاظت از این شخصیت مشهورحمله می کردند. درست است، مهدی کروبی در آن ماشین نشسته بود و شیشه های عقب خرد شده بود! لحظاتی بعد یک روحانی را دیدم که با وضعی پریشان در حالی عمامه به دست دارد، با شعار مرگ بر منافق استقبال می شود و کم و بیش هم مورد ضرب ملت انقلابی قرار می گیرد. باز هم درست گفتید! شیخ هادی غفاری معروف به شیخ ملعون بود که در حال خروج از صفهای نماز جمعه بود.

جالب اینکه روی اتوبوسهای نماز جمعه، شعارهایی مثل مرگ بر چاوز، مرگ بر روسیه دیده می شد که معلوم بود که با عجله نوشته شده.

برکت حضور سبزها: امسال همه مردم، زن و مرد، پیر و جوان، با انگیزه شعار می دادند. سبزها متشکریم که به ما انگیزه دادید!

ای کاش، روز قدس، روز وحدت می شد. ای کاش سبزها (مثل این حامی موسوی) مسائل را با هم اشتباه نگیرند و در راهپیمایی روز قدس، شعار "آمریکا، اسرائیل، حمایتت می کنیم" سر نمی دادند.


   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی
_ _
  • آخرین مطالب وبلاگ پاورقی

  • _ _

    .*. پاورقی فرهنگ و ارتباطات

    حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات