این یادداشت در نشریه خبری تحلیلی پنجره شماره 118، شنبه 19 آذر 1390، منتشر شده است. لینک این مطلب در سایت پنجره (+)

درباره رمان «آسمان شیشه‎ای نیست!» مرتضی انصاری

با هم برویم ته چاه/ حمید درویشی شاهکلائی

«سال اول غروب جمعه دلش به هیچ کاری نمی‎رفت. بعد از مدتی غروب که می‎شد، دیگر دلش نمی‎گرفت و از این دل نگرفتن ناراحت می‎شد و نگران. می‎رفت به پارک کوچک کنار خوابگاه و سعی می‎کرد و حتی زور می‎زد که یک جوری همان حس غریب به‎سراغش بیاید. این اواخر هم که دیگر یا اصلا تفاوت روز‎ها را متوجه نمی‎شد و یا آخر شب یک دفعه به ذهنش می‎آمد که یک غروب دیگر هم گذشت... . »

سبک زندگی هر تمدنی جدای از پیش‎فرض‎‎ها و اصول فکری آن تمدن نیست و هر تمدنی هنگام برخود با سایر تمدن‎‎ها مجموعه‎ای را از خود عرضه می‎دارد که شامل همه‎چیز است، از غذایی که پیشنهاد می‎دهد تا شیوه تربیت فرزندان. در این مجموعه، جایگاه علوم، به‎ویژه علوم انسانی برجسته است. علوم انسانی هر تمدنی متأثر از نوع نگاه آن به هستی است و در مرحله بعد خود به نگاه افراد به هستی شکل می‎دهد و چرخه تولید و بازتولید را کامل می‎کند. در این داستان اختلافات ریشه‎ای سبک‎‎های مختلف زندگی دیده می‎شود که ارتباط تنگاتنگی با علوم انسانی دارند.

قصه از آن‎جا آغاز می‎شود که «حامد» در سرگردانی‎‎ها غرق است. هرچند اشاره مستقیمی به عامل این وضعیت نمی‎شود؛ اما با توجه به فضای داستان و زندگی کنونی او می‎توان به نقش پررنگ رشته تحصیلی‎اش رسید. استاد مسن حامد که اتفاقا دارای اعتقادات فردی مذهبی‎ست، به هنگام تدریس و بحث، خدا را کنار می‎گذارد و می‎گوید: «باید این فرض را بپذیریم که انسان موجودی مستقل و خود‎بنیاد است و سرنوشتش به‎دست خودش رقم می‎خورد و نباید چشم به‎جای دیگری بدوزد... این‎که برخی از امور توسط نیرو‎های جدای از انسان صورت می‎گیرد با روح برنامه‎ریزی سازگار نیست. به‎عنوان مثال در جامعه‎ای که اتفاقات را به خدا، جادو یا الهه‎‎ها نسبت می‎دهند؛ امکان برنامه‎ریزی وجود ندارد.» و تقابل این نوع نگاه با نگاه دینی به‎هنگام حضور حامد در مسجد به‎راحتی قابل‎مشاهده است: «... رفت عقب‎تر و تکیه به دیوار مسجد داد. یک صفحه قرآن خواندند و بعد دعا کردند: خدایا به برکت این قرآن موانع ازدواج جوانان را رفع بگردان، توطئه‎‎های دشمنان را به خودشان برگردان، همه مریض‎‎ها را شفا بده. برایش جالب بود که از خدا این همه تأثیر در عالم می‎خواستند. ذهنش شروع به اشکال گرفتن کرده بود...»

همگان اذعان دارند که هر سبک زندگی مجموعه‎ای از باید و نباید‎‎ها را با خود دارد؛ اما نکته مهم آن است که حدود باید و نباید‎‎ها را چه‎چیزی تعیین می‎کند. ملاک درست و غلط چیست؟ خواست خدا یا خواست بشر؟ دستور خدا یا رضایت طرفین؟ نباید به صرف اشتراک ظاهری بعضی رفتار‎ها حکم به نزدیکی سبک‎‎های زندگی داد. اندیشه‎‎های بشر خود‎بنیاد به او یاد داده به‎خاطر خود‎پرستی گاهی به رفتار‎های به ظاهر نیک روی بیاورد. «... با لحنی که انگار دارد تأسف می‎خورد گفت: «می‎شه الان با یه ذره کمک، نذاریم این گدا تبدیل به دزد بشه؛ وگرنه اون موقع چند برابر این کمک بهمون ضربه می‎زنه. حتی می‎شه به مردم فهموند که این کمک براشون یه‎جور سوده و آموزش‎شون داد که به این آدم‎‎ها کمک کنند.» تعجب کرد. بیشتر از تعجبی که تا آن موقع با شنیدن حرف‎‎های سارا و حتی از لبخند‎های خودش تجربه کرده بود...» الگوی هر سبک زندگی به واقع جهت‎دهنده بقیه قسمت‎‎ها است. داستان پایانی باز دارد و سرگردانی حامد وارد مرحله جدیدی می‎شود و به نوعی مخاطب را متوجه انتخاب‎‎های پیش‎رویش در زندگی می‎کند. اما کم نیستند کسانی‎که افق سبک زندگی خود را ناآگاهانه انتخاب کرده‎اند. مانند استاد حامد که حاضر است حتی به ته چاه غرب برود، چون در این کار هم آن‎‎ها تجربه بیشتری از ما دارند: «استاد انگار که حرفی تکراری شنیده باشد، سریع گفت: اگه اونا خودشون رو انداختن تو چاه، من هم خودم رو می‎اندازم. می‎دونین چرا؟ چون اونا 400 سال از ما جلوترن... چون اونا برای همین کارشون هم کلی دلیل و برنامه‎ریزی دارن. اگه اونا الان ته چاهن و ما با این وضعیت‎مون سر چاهیم، من ترجیح می‎دم ته چاه باشم. چند نفری خندیدند.»
آسمان شیشه ای نیست مرتضی انصاری زاده

  • یادداشت مرتبط من در ماه‌نامه فرهنگی سیاسی حیات، شماره 58 (+)
  • مصاحبه نویسنده با خبرگزاری ایکنا (+)
  • مشکل علوم انسانی، رابطه دختر و پسر نیست (+)
  • قصه به بهترین شکل ممکن تموم می شه (+)
  • شکهای همیشگی (یادداشت روزنامه خراسان) (+)

   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی

این یادداشت، در شماره اول نشریه حیات خلوت، آذر 1390، در صفحه چهار، منتشر شده است.

بای بسم‌الله

نیاز به یک «حیات خلوت»

حمید درویشی شاه‌کلائی

1-      مقدمه اول: از 14 سال پیش که روزنامه‌نگاری را شروع کردم، ضعف بچه مذهبی‌ها را در نوشتن و به تبع آن، رسانه‌های مکتوب، دیده‌ام. همیشه مطبوعات خوب از آن دگراندیشان بود. از مشروطه و روشنفکرانش بگیر تا سال‌های اخیر و روزنامه شرق و هفته‌نامه شهروند امروز.

2-      مقدمه دوم: دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه السلام نسبت به گفتمان انقلاب اسلامی دچار شعارزدگی شده‌اند. ماه‌نامه «حیات» هم در تلاش است که شعارزدگی تمام شود اما نیازمند مشارکت بیشتری است. مخاطبان ماه‌نامه حیات (چه زمانی که هر سال، تنها یک شماره منتشر می‌شد و چه زمانی که نام وزین هفت‌قفل بر پیشانی‌اش خورده بود)، عمدتا در بیرون دانشگاه هستند. گفتمان انقلاب اسلامی، حتی در قالب شعار هم برای آن‌ها «هم‌چنان» تازگی دارد.  اما پرداختن به مسائل درون دانشگاهی، هیچ جذابیتی برای آن‌ها ندارد.

3-      نتیجه: قرارگاه روزنامه‌نگاری حیات بسیج دانشجویی1، با توجه به دو مقدمه ذکر شده، افزایش فرصت‌های مطبوعاتی و تمرین نوشتن را برای امام صادقی‌ها در دستور کار خود قرار داده است. در این میان پرداختن به موضوعات داخل دانشگاه با نگاه گفتمانی انقلاب اسلامی از اهمیت بیشتری برخوردار است. تولد ویژه‌نامه «حیات خلوت» در همین راستاست.

4-      البته نشریه، تنها راه و حتی بهترین راه نیست. اما راه‌کار خوبی است. مثلا وبلاگ‌نویسی هم برای دست به کیبورد (قلم سابق) شدن موثر و ضروری است ولی اگر از زاویه تربیت نیرو برای جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی نگاه کنیم، واجب‌ترین راه، راه حیات است. راه «حیات» را بپیمایید.

5-     بنابراین، تفاوت حیات خلوت با «عبور»2 در اختصاص نداشتن آن به کدهای پایین است. (شماره اول با پنج یادداشت از دانشجویان دکتری منتشر شد.) تفاوت آن با عمده نشریات دانشگاه، رویکرد گفتمان انقلاب اسلامی حاکم بر آن است. تفاوت آن با ماه‌نامه حیات، اختصاص حیات خلوت به داخل دانشگاه امام صادق علیه السلام است. تفاوت آن با «خانه ما»3، در ظاهر، رویکرد و فاصله زمانی انتشار است.

پی‌نوشت:

1.     جنب قرارگاه روح‌الله، روبه‌روی اتاق تلویزیون، جنب بوفه دانشجویی.

2.     «عبور»، تجربه کمی شکست خورده بسیج دانشگاه است در چند سال قبل، که طی آن شش شماره مجله توسط کدهای پایین منتشر شد.

3.     «خانه ما»، در سال گذشته دو شماره منتشر شد. امسال با رویکردها و ظاهر جدیدی به همت بسیج دانشجویی منتشر خواهد شد.

   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی
شنبه 19 آذر 1390  04:57 ق.ظ    ویرایش: چهارشنبه 23 آذر 1390 08:20 ق.ظ

یا:
چهار چیزی که خیلی مخالفان را سوزاند
یکی از ویژگی‌های افرادی که آلت دست دشمنان اسلام می‌شوند، تهمت زدن است. آن‌ها بدون سند و مدرک تنها براساس امیال خود، تهمت می‌زنند، افترا می‌بندند، تحلیل می‌کنند و نتیجه‌گیری می‌کنند. نمونه‌های آن را در کامنت‌های این روزهای وبلاگ (
در قضایای باغ ایرانی قلهک) می‌بینید. به ویژه وقتی استدلالی ندارند، به جای «ما قال» به «من قال» می پردازند و اصل قضیه را فراموش می کنند. عمده این کامنت‌نویسان، کانادانشین هستند و به همین دلیل هم خیلی از فضا دورند. با تحلیل محتوای کامنت‌های آنها به وضوح می‌شود فهمید که از چند چیز خیلی سوخته‌اند:
1- مدیریت امام خامنه‌ای در رهبری نظام
2- ساندیس
3- جوان بودن نسل جدید نیروهای انقلاب
4- دانشجو بودن و تحصیلات عالی این نسل جدید انقلابی

اینها فکر می‌کنند یک بسیجی تنها با سهمیه‌های خاص می‌تواند دانشجو شود. تصور کنید چقدر از فضا دورند.
یکی از تهمت‌هایی که چندبار تکرار شد، شک در رتبه اول دکتری بنده بود که در اینجا تصویر بخشهایی را از کارنامه که در آن در عدم استفاده بنده از سهمیه تصریح شده است، می بینید. تا کور شوند آلت‌های دست استکبار جهانی.
سهمیه ثبت نامی: آزادرتبه اول در سهمیه آزاد

با تشکر از سایت دوست داشتنی تریبون مستضعفین که این مطلب را کار کردند و لینک دادند و خبر دادند.
http://www.teribon.ir/archives/85016

   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی
سه شنبه 15 آذر 1390  01:15 ق.ظ    ویرایش: سه شنبه 15 آذر 1390 01:32 ق.ظ

به مناسبت انعکاس گزینشی و تحریف شده یادداشت باغ ایرانی قلهک در رسانه‌ بهایی بی‌بی‌سی
BBC حتی اگر برای حسین هم گریه کند، باز هم دشمن شماره یک شماست!
اول از همه پرچم انگلیس پایین آمد
رسانه‌های جریان فتنه که هیچ، سایت بالاترین، و امثال آن هم حتی اگر بخواهند دشمن ما حساب نمی‌شوند!
باور کنید.
آن‌ها را خیلی چیز حساب کنیم، می‌شوند آلت دست دشمنان ما.
اما بی‌بی‌سی، اگر مجلس روضه اباعبدالله هم پخش کند، باز هم دشمن درجه یک ما است.
رسانه‌های آمریکایی و انگلیسی و وابسته به رژیم اشغال‌گر قدس، دشمن شماره یک ملت ایران و همه ملل مستضعف و آزادی‌خواه جهان هستند. در دشمنی آنها همین بس که یک نکته مثبت در تاریخشان دیده نمی شود.
ما را به خیر آنها امید نیست، کاش شر رسانند!
اما «شر رسانی»، جزء ذات رسانه‌های شر است!
دعا کنید خوراک که هیچ، بهانه هم به دست رسانه‌های دشمن ندهیم.
دعا کنید، زودتر شهید شویم.

   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی
دوشنبه 30 آبان 1390  01:27 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 15 دی 1390 01:53 ق.ظ

لوگوی جدید ماه‌نامه حیاتاین متن، در شماره 58 ماه‌نامه حیات، نشریه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، در قسمت یادداشت اول، (یای بسم‌الله) منتشر شده است.
تحولات جدید و بیست سالگی حیات

بای بسم الله

1.     سلام. خدا را شکر در هفتمین سال تحصیلم در دانشگاه امام صادق علیه السلام، توفیق حضور در جمع اهالی ماه‌نامه حیات را یافته‌ام.

2.     حیات را در بیست و یکمین سال شروع به کار نشریه بسیج دانشجویی با تحولات جدیدی شروع کردیم. حرفه‌ای شدن، کلیدواژه‌ی توصیف‌کننده این تغییرات است. لوگوی جدید، اندازه جدید، قالب‌های شکلی جدید، تغییرات هیات تحریریه و ... از تغییرات ظاهری نشریه است. می‌خواهیم منظم باشیم و اول ماه به دست شما برسیم. وقتی شما این مطالب را می خوانید، احتمالا شماره آذر را بسته‌ایم. ان‌شاء الله شماره آذر را در ابتدای ماه می‌خوانید.

3.     شعار خیلی خوب است. حتی لازم و ضروری است. اما شعارزدگی بد است. اگر کمی همت کنیم/کنید؛ محتوای علمی و دقیق‌تری خواهیم داشت. بی‌شک، وقت آن رسیده است که چارچوب‌های تئوریک شعارهایمان را به رخ بکشیم. شعارهای انقلاب، یکی پس از دیگری در عالم واقع، به وقوع می پیوندد و ما هنوز از تبیین آن به زبان علوم انسانی و اجتماعی ناتوان باشیم؟ پیش‌بینی‌ها و آرزوهای امام روح‌الله همان‌گونه که در مورد بلوک شرق صادق بود، در بیداری اسلامی و جنبش‌های ضدسرمایه‌داری هم صادق خواهد بود. نشانه‌های آن پیداست.

4.     «نشریه درآووردن» برای بسیج دانشگاه امام صادق علیه السلام، کار سخت اما آسانی است. آسان است از این جهت که صدها عضو بالقوه هیات تحریریه در دانشگاه هستند. سخت است از این جهت که بعضی‌ها صد در صد بسیجی نیستند. آن‌جایی که باید حضور داشته باشند و تلاش کنند، کار نمی‌کنند!

5.     طول و عرض بسیج، همان طول و عرض کشور است. بسیج هم صاحب‌خانه این کشور است. صاحب‌خانه، نگران خانه است. و ما باید در فکر تاسیس حکومت جهانی اسلام باشیم. جهانی فکر کنیم.

6.     بند پنج را ننوشتم که گستره بسیج را از منظر رهبران انقلاب اسلامی توصیف کرده باشم. خواستم رویکرد داخلی و خارجی نشریه را بیان کنم. شما هم اگر مانند صاحب‌خانه، به فکر خانه خود هستید، خوشحال خواهیم شد پذیرای آثار اندیشه‌ای و هنری (گرافیک و داستان و ...) باشیم.

7.     رسالت ما، تبیین و ترویج گفتمان انقلاب اسلامی است. اما بعضا ضعیف و بد عمل می کنیم. تذکر بدهید. ما و مطالبمان را نقد کنید و برایمان بفرستید. تقدیر و تشکر که جای خود دارد! رایانامه ماهنامه (HayatMag.isu@gmail.com) را هر روز می‌بینیم. پایگاه اطلاع‌رسانی نشریه حیات (HayatMag.ir) هم به روز می‌شود. به تدریج مطالب شماره های گذشته (حتی تفکر بسیجی سال 1370) را بر روی اینترنت (پایگاه بایگانی مجلات حیات به نشانی HayatMags.ir) قرار می‌دهیم. به ما در اینترنت سر بزنید و ما را لینک کنید. طراحی جدیدی از پایگاه بسیج (Basijisu.ir) در دست اقدام است و بخش هیات میثاق با شهدای آن هم مستقل خواهد بود.

8.     این دوره از فعالیت ماهنامه حیات، با تجدید بیعت با شهدا و امام شهدا و به طور خاص، با حضور بر سر مزار سید اهل قلم، سید مرتضی آوینی شروع شده است.

9.     در تهیه ماه‌نامه حیات، دوستان زیادی زحمت کشیدند. کمک کردند، مشاوره دادند، امید دادند. از همه آن‌ها تشکر می کنم. بار اصلی تهیه این شماره‌ها هم بر دوش دبیر تحریریه آقای مجید صادقی است. خدا ایشان را در خدمت به اسلام موفق بدارد.

10.  اشتراک نشریه را فراموش نکنید. امسال، سامانه خوبی برای اشتراک تدارک دیده‌ایم. اشتراک ماه‌نامه حیات، هدیه خوبی است به رفقای فرهیخته‌ای که دوستشان دارید.

11.  ان‌شاء الله بای بسم الله شماره‌های آینده را مدیر مسئول، فرمانده بسیج دانشجویی می‌نویسد.

12.  محتاج دعای خیر

سردبیر

حمید درویشی شاهکلائی

   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی
_ _
  • آخرین مطالب وبلاگ پاورقی

  • _ _

    .*. پاورقی فرهنگ و ارتباطات

    حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات