
اشاره: فکر می کنیم مطالعه چیز لازم و سودمندی است.
مصرف کاغذ در کشورهای ابرقدرت زیاد است. دوره های اوج تمدن اسلامی هم هم. معرفی و
بررسی کتاب هم کار خوبی است. این را هم فکر می کنیم! دهه اول محرم امسال تعدادی
از کتب عاشورایی که خوانده بودم را معرفی کردم. اربعین کم از دهه اول محرم ندارد. معرفی کتابهای
مطالعه شده در سال جاری: پنجاه و نهمین کتاب عنوان: کتاب کاروان آفتاب: گذری بر تاریخ و درس های
حماسه عاشورا به همراه مسیر و تقویم زمانی حرکت کاروان آقای نورالدین زندیه، مولف کتاب فوق، از
افتخارات دانشگاه امام صادق علیه السلام است که عمری را در خدمت به محرومین و
اهداف تبلیغ دینی در دفتر اعزام مبلغ داشگاه امام صادق علیه السلام گذرانده است.
استاد درسهای اندیشه اسلامی (شهید مطهری)، تفسیر و تدبر قرآن کریم و... جوان خوش صدا و ساده زیست و مردمی. باورش شاید
سخت باشد که مولف نه روی جلد کتاب، نه در صفحه اول، دوم، پشت جلد و ... اسم خود را
نیاورده است. تنها در قسمت شناسنامه کتاب، اسم ایشان به عنوان مولف آمده است. کتاب کاروان آفتاب استاد زندیه، کتاب مختصر و
مفیدی است که با بیان زمینه های فرهنگی اجتماعی حادثه عاشورا از صدر اسلام و عرب
جاهلیت آغاز می کند و تاریخ و درسهایی تحلیلی از حماسه حسینی را برای زندگی امروز
ارائه می دهد و در این راه از اندیشه های متفکرین معاصر چون امام روح الله خمینی
سلام الله، حضرت آقا سید علی خامنه ای، شهید مرتضی مطهری، علامه محمدتقی جعفری،
آیت الله جوادی آملی و ... استفاده می کند. با این حال به وضوح مشخص است که کتابی
تبلیغی برای عموم مردم و به بیان و زبان ساده نوشته شده است. البته کتابی مستند
به منابع معتبر باقی مانده است. دو ویژگی ممتاز این کتاب یکی طراحی گرافیکی
بسیار خوب آن است که مطالعه را لذت بخش می کند و دیگری معرفی اجمالی کتابهایی در
باره قیام امام حسین است. البته باید گستردگی موضوعات مورد بحث در عین اختصار را
به آن افزود. کتابشناسی: کتاب کاروان آفتاب: گذری بر تاریخ و درس های
حماسه عاشورا به همراه مسیر و تقویم زمانی حرکت کاروان، نورالدین زندیه، تهران،
انتشارات مشکات مهر، 1387.
- برچسبها:حماسه عاشورا، کاروان امام حسین، امام حسین علیه السلام، استاد نورالدین زندیه، افتخارات دانشگاه امام صادق علیه السلام، دفتر اعزام مبلغ داشگاه امام صادق علیه السلام، کتاب کاروان آفتاب: گذری بر تاریخ و درس های حماسه عاشورا به همراه مسیر و تقویم زمانی حرکت کاروان، کتب عاشورایی، ویژه محرم، کتب مذهبی، تاریخ، تاریخ اسلام، اساتید دانشگاه امام صادق علیه السلام، انتشارات مشکات مهر،
در راستای آسیب شناسی وضعیت موجود رشته معارف
اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، قبلا ایمیلی به
تمامی اساتید و کارکنان و دانشجویان ارسال کردیم (که نکات درس برانگیز زیادی داشت
و بعدها بیشتر خواهم گفت) و به ماستمالیزیشن درسها توسط اساتید انتقاد کردیم.
گفتیم می شود ماستمالی نکرد و استاد خوبی هم بود. این بار به این نکته فوق العاده مهم اشاره می
کنم که بستر تولید علم، یک بستر ارتباطی مناسب بین استاد و دانشجو را به عنوان یکی
از حداقلهای جنبش نرم افزاری نیاز دارد. حال برخی اساتید احمقانه به تیرگی روابط دامن می زنند. (شکست در بستر تعاملی که به زعم من مقصر، دانشجو نیست.) اگر دانشجو تندی می کند، باید توجه کرد دانشجو،
جوان است و خام و پر شر و شور. تندرویی و مصلحت نیندیشی در ذات اوست. چرا که صداقت
دارد و رو راست می گوید. واقعا اتفاقاتی که می افتد، مایه تعجب است:
استادی مثل کودکان لجوج و احمق رفتار می کند! (البته همین الان، تاکید می کنیم که
کاری به سایر حسنهای استاد مثل تقوای دینی، دانش علمی مرتبط و ... نداریم. ما
داریم صرفا ضعفهای اساسی و بسیار تاثیرگذار را بر می شماریم.) مثلا یک استاد این
ترممان می گوید: کسانی که بعد از من وارد کلاس می شوند، غایب محسوب می شوند. (حتی
اگر 100 دقیقه یا بیشتر در کلاس حاضر باشند!) یاد استادی افتادم که یک دانشجو به
او تعارف کرد و استاد رفت تو کلاس و در رو بست و دانشجو هم غیبت خورد. مجال آن نیست توضیح بدهم چقدر همه خوبی های این
استاد به خاطر این رفتار کودکانه استاد نادیده گرفته می شود. استاد عزیز! کمی فکر کن و انصاف به خرج بده! کسی که مثلا 3 و 5 دقیقه می رسد سر کلاس. تنها
به خاطر لحظاتی تاخیر باید غیبت بخورد و درسش صفر شود و یک یا دو ترم به دوره
تحصیلش اضافه؟ آخر به چه استدلالی؟ آیا تصور کرده اید وقتی استادی دیرتر از
دانشجویان بیاید، به خاطر لحظاتی تاخیر منطقی و موجه، غایب محسوب شده و از حقوقش
کسر شود و توبیخ و ... . آیا اینها عادلانه است؟ به این مثال واقعی توجه کنید:جالب است! دانشجویی راس ساعت در کلاس حاضر است. استاد هنوز
نیامده. دانشجو می رود بیرون کلاس که یک تماس بگیرد. همین استاد با 5 دقیقه تاخیر
وارد می شود و حضور و غیاب می کند. دانشجو برگشته ولی دانشجو غایب محسوب می شود. واقعا
در این حالت، غایب کیست؟ دیر آمدن استاد به پای دانشجو نوشته شد!!! بگذریم که در مورد این استاد حرف
بسیار است. چرا که همین استاد می گوید: تصمیمی که بستر تعامل را به war
تبدیل کند، فلان طور است و .... ولی عملا با این مبنای حضور و غیابش، بستر تعامل
را به war تبدیل می کند. یا ایها الذین امنوا لم تقولون ما لا تفعلون؟ به عمل کار
برِآید، استاد! به سخندانی نیست. ای کاش اعصاب راحت تری می داشتم و بیشتر و بهتر توضیح می دادم. ----- توضیح برای مخاطبان بیرون دانشگاهی: افراط در بحث حضور و غیاب از سوی برخی اساتید، جوی بسیار منفی نسبت به این موضوع پدید آورده است که بررسی آن مجال دیگری می طلبد.
آخرین مطالب وبلاگ پاورقی
-
اعلام نتایج اولیه کنکور سراسری دکتری
-
تیتر یک شماره 65 حیات
-
روز جهانی ارتباطات گرامی باد/ شماره 65 حیات منتشر شد
-
کتابهایی که از نمایشگاه خریدم- کتاب تبلیغات و اقناع
-
فهرست کتب پیشنهادی من- نمایشگاه کتاب 91
-
به زودی/ فهرست کتب پیشنهادی من!
-
یک بیانیه تصویری درباره نامههای سرگشاده اخیر دانشجویان دانشگاه
-
دو کتاب ضمیمه جدید
-
بهانهای برای بهروز کردن...
-
سایت جدید دانشکده فرهنگ و ارتباطات
-
همه پستهای وبلاگ پاورقی


