عنوان کامل کتاب:

مردم‌شناسی تاریخی‌شناختی علم در ایران

تالیف:

دکتر ابراهیم فیاض، متولد 1342

ناشر:

تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل

نسخه‌ای که من خواندم:

چاپ اول، 1389، 3000 نسخه، 2500 تومان، 220 صفحه

 

مردم شناسی تاریخی شناختی علم در ایراندو مقدمه، سه فصل، پیشنهادها و سخن  آخر. (دقت کردید که ترتیب مُلّایی دارد؟ مقدمات و موخّرات را جزء کتاب نیاورده است.)

عنوانِ دشوارفهم و عجیبی دارد!

فصل اول (تقریبا سه‌چهارم کتاب) به مردم‌شناسی شناختی عهد صفویه می‌پردازد. در این فصل، ادبیات، هنر، فلسفه، فرهنگ عامه و مذهب در دوره صفویه براساس منابع دست دوم (!) و تحلیل‌های پژوهشگران قبلی (تالیفی یا ترجمه‌ای) بررسی می‌شوند.

 

تحقیر روش علمی در مقام تالیف

علت انتخاب منابع دست دوم به جای دست اول، در مقدمه توضیح داده شده است. اما اگر از من می‌پرسید، می‌گویم دکتر فیاض با رونویسی افراطی از این کتاب‌ها، به تحقیر فرآیندهای تحقیقی همکاران خود پرداخته است که تعدد و تکثر منابع در آن‌ها از همه چیز مهم‌تر است. مثلا به دفعات در این کتاب می‌بینید که چند پاراگراف پشت سر هم به یک کتاب ارجاع داده شده است.

 

دو فصل پایانی

فصل دوم، در 30 صفحه به علل نازایی علوم تجربی در ایران می‌پردازد. این فصل دو دسته علل معرفتی و ساختاری را بر می‌شمرد.

فصل کوتاه پایانی نیز به علل بومی نشدن علوم تجربی وارداتی از غرب در ایران می‌پردازد و در پایان پیشنهادهایی با محوریت علم برای فرار ایران از عقب‌ماندگی داده می‌شود.

در دو فصل پایانی، حجم کمی و کیفی اندیشه‌های استاد فیاض به حد قابل قبولی رسیده است و در حقیقت، کتاب در این صفحات پایانی آن، ارزش خواندن پیدا می‌کند.


پسانوشتار:

ابراهیم فیاض را امام صادقی‌ها می‌شناسند. با این همه اخلاق خاص و تندزبانی‌هایش هنوز سر سبزش بر باد نرفته است! دوست‌داشتنی است. تقریبا باید گفت به گستره علوم انسانی اندیشه و فکر دارد. (و البته این گستردگی خوبی‌ها و بدی‌های خودش را دارد.)


مطالب مرتبط با استاد ابراهیم فیاض در این وبلاگ:

(تصادفا می‌بینم که دو سال پیش که حکم تغییر وضعیت استاد فیاض، همان که به اخراج محترمانه ایشان از دانشگاه انجامید، در همین روزها بود.)