خبر اول bbc، ccn و چندین سایت خبری معروف، حضور بی نظیر مردم ایران در انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران بود. برای مثال در بی بی سی: Millions of Iranians were said to have voted in the first few hours همیشه باید به این مردم حاضر در صحنه تبریک گفت و تشکر کرد.
- برچسبها:انتخابات ریاست جمهوری، حضور پر شور مردم، مردم در حکومت اسلامی، حماسه حضور، رسانه های خارجی، bbc، cnn، انتخابات، صحنه، تبریک، تشکر، خبر، انعکاس خبر،
دیروز حضور میلیونی هواداران احمدی نژاد، حامیان گفتمان عدالت، در مصلی نتیجه انتخابات را چند روز قبل از برگزاری مشخص کرد.
دیروز به طور تصادفی متروی مصلی هم بسته بود. البته مردم می گفتند: هاشمی کم آورده، مترو رو بند آورده! (هاشمی رئیس متروست.) به همین دلیل ما تکه ای از مسیر برگشتمون از بین حامیان موسوی رد شده بود. جاهایی که جمعیت بود (بسیاری از طول مسیر جمعیتی نبود و ما حتی هو نمی شدیم!) خیلی توهین ها به ماشد! حالا به دکتر احمدی نژاد رو خودتون حساب کنید! مثلا اینکه ایشون چند هفته است که حموم نرفته اند! هم دروغ و افترا است و هم توهین! به هر حال وقتی در مملکتی آزادی این گونه فهم شود، همین طور هم خواهد شد!
توهین به احمدی نژاد که مهم نیست! چهار سال است که همه عادت کرده ایم که درباره اش جکهای توهین آمیز بشنویم! توهین به ما (سه نفر، هر سه از دانشگاه امام صادق علیه السلام) اصلا قابل توجیه نیست! ما فقط پرچم همراهمون بود! ما سه نفر که روی هم 160 کیلو می شدیم، مسیری طولانی رو مجبور بودیم پیاده برویم و تنها پرچم به دست داشتیم. پرچم ایران که اینها می گفتند حرمت دارد! یعنی چه؟ ما چرا نتوانیم پرچم کشورمان را در دست داشته باشیم؟ ما به پرچم چه توهینی کردیم؟ ولی ما می دیدیم که پارچه سبز که نماد مقدسات دینی، نماد امام حسین است، روی زمین افتاده بود. پارچه سبز روی زمین افتاده بود. این می دانید برای ما یعنی چه؟
یک توهین دیگه به ما که همه با هم تکرار مثل ... تکرار می کردند، بی سواد بود! من که 36 واحد تا اتمام دوره کارشناسی ارشدم مونده، بی سوادم؟ من که حدود 160 واحد درسی، یعنی به طور متوسط ترمی 20 واحد پاس کردم تو دانشگاه سخت گیر امام صادق با معدل بالای 91 از 100 من بی سوادم؟ من با این همه حجم عظیم کتاب و مجله و ... من با این حجم عظیم مطالعه ، من بی سوادم؟!
همه اون جمع باید از من حلالیت بگیرد! چرا باید حلال کنم؟ فقط فریب خوردگان را حلال می کنم! من که احمدی نژاد نیستم!
یه مورد دیگه: اون دوست عزیزی که پرچم رو از دست ما گرفت! ادامه مسیر رو تو ماشین بودیم. حتی از شییشه هم بیرون نبودیم. طبیعتا قسمتی از پرچم بیرون شیشه قرار می گرفت! (جلو سه نفری) منتظرم اون پرچم مقدس رو به آدرس دانشگاه امام صادق اتاق 9317 پست کنه!
دو تا فحش دیگه هم یادم اومد: یکیش خائن بود! یکیش هم دیوونه!
دیشب مناظره دکتر احمدی نژاد و حجت الاسلام کروبی، دومین پیروزی دکتر محمود احمدی نژاد در مناظره های انتخاباتی بود. این بار بعید است که حتی معاندترین دشمنان، (نکته: بخش عمده ای از این یادداشت برداشتهای من از سخنان استاد ارجمند دانشگاه امام صادق علیه السلام، آقای دکتر سید مجتبی عزیزی است. حق مطلب آن بود که به نام ایشان باشد ولی چون تنها به بخشی از سخنان ایشان (و نه سخنرانی منسجم) اشاره دارد؛ اضافات و برداشتهای شخصی من است و مسائلی از این دست به استاد منتسب نمی کنم. باید صادقانه بگویم اگر در تحلیل یا مثالها اشتباهی یا قصوری است، از من است و نه استاد. شاید من نظر استاد را بد فهمیده ام و یا برداشت متفاوت خود را انعکاس داده باشم. البته به وضوح چیزهایی را هم اضافه کردم.) از دیدگاه علم ارتباطات: آقای احمدی نژاد در طول مناظره جملات خود را کامل ادا می کرد (به ویژه پایان آن را). به تعبیری ارتباط کلامی هژمونیک. مخاطب می فهمید احمدی نژاد چه می گوید. «ر» احمدی نژاد همه را به رشت می برد. مستقیما با خود آقای موسوی صحبت می کند. لبخند و ارتباط غیرکلامی احمدی نژاد جای خود دارد که تحلیل آن هم نیازمند چند بار بینی است، و هم چندان به بحث ما مرتبط نمی شود. در آن سو، آقای موسوی ارتباط کلامی اش هژمونیک نبود. جملات متعددی را ناقص رها کرد. (علاوه بر چیزهای مکرر، متن را خودتان ویرایش کنید تا بفهمید نه تنها کلمات، جملات متعددی از متن حذف شده اند.) مورد اصلی اینجاست که ایشان در نوبت اول صحبتشان سرشان را اندختند پایین (غیرکلامی) و هر چه خواستند گفتند در تنی که معمولا با چنین محتوایی سازگار نیست. همه مخاطبین محو صحبتهای احمدی نژاد هستند. هنوز گیج هستند که چگونه جرات کرده بگوید هاشمی حامی آنهاست. (این بخش هیچ توهینی نداشت.) هاشمی نامه نوشت که 6 ماه دیگر دولت سقوط می کند. (ر. ک. به بحث حقوقی) مخاطب هنوز تو شوک بود. از اون طرف هم ارتباط کلامی آقای موسوی غیر هژمونیک (مطلب رو نمی رسونه)، ارتباط غیر کلامی ایشون که سرش پایین بود هم اینو می رسوند که مطلب مهمی رو داره نمی گه. در حالی که این وسط یکی بود به اسم محمود احمدی نژاد. داشت اینها رو می شنید! تمام حرفهایی که میرحسین زد رو با توجه زیادی گوش می کرد. اون حرفها چی بود؟ در ادامه به سرعت و روند تندی که هنوز مخاطب تلویزیونی ما به دلایل مختلف توجه چندانی ندارد که این حرفها همه توهین و بی اخلاقی است، مجموعه ای از توهین ها در کنار هم مطرح می شود: «براساس ماجراجویی و بیثباتی، رفتارهای نمایشی و قهرمان نمایی وشعاری است، خیال بافی و خرافه گرایی است وخلاف گویی و پنهان کاری است خودمحوری و قانون گریزی است سطحی نگری و روزمرگی است و افراط و تفریط.» این 15 کلمه توهین آمیز خطاب به آقای احمدی نژاد، در حضور ایشان و در رسانه ملی صورت گرفته است. اینها از جملات مختلف اقتباس نشده اند. همه بخشی از یک جمله اند. مخاطب تلویزیونی اصلا متوجه نیست که آقای موسوی چقدر به رئیس جمهور یک مملکت راحت توهین کرد. آنهم 15 بار پشت سر هم، بدون وقفه. همگان هم می دانند ارتباط مستقیم (توهین مستقیم) در ارتباطات انسانی خیلی اثرگذاری و واکنش خواهی شدیدتری دارد تا ارتباط غیرمستقیم. مثلا اگر کسی مستقیم به شما توهین کند احتمالا واکنش شدیدتری نشان می دهید تا اینکه بشنوید یا در سایتی بخوانید که فلانی به شما توهین کرده. توجه دارید که احمدی نژاد در دور اول صحبتش هیچ توهینی نداشت. فقط از آقای هاشمی گفت که ایشان نامه ای نوشتند که توهین به کسی نیست. بیشتر وارد جزییات نوشیم. افشاگری هم از هر دو طرف اتفاق افتاده است. (افشاگری غیر از توهین است.) همه آنچه که به بی اخلاقی احمدی نژاد معروف شده، بعد از این اتفاق افتاده است. نکته مهم دیگر ارتباطی بحث: تاثیر رسانه و کانال دریافت پیام است. مخاطب تلویزیونی که در جمع عمومی برنامه دیده است، تقریبا اصلا متوجه توهین های آقای موسوی نمی شود، ولی مخاطبی که از رسانه های نوشتاری با مناظره تعامل کند، توهین ها را به خوبی درک می کند. منبع اغتشاش یا تداخل noise or interference در رسانه های دیداری مثل تن صدای قدرتمند احمدی نژاد در هنگامی که از آقای هاشمی اسم می برد، نویزهای ناشی از حضور دیگران و سایر نویزها در کنار نگاه به زمین آقای موسوی و بی احساسی کلام ایشان همه سبب شد تا توهین های آقای موسوی به مثابه توهین شنیده نشود. حتی اگر ادعا شود که کلام آقای موسوی در این جملات هژمونیک بوده است، باید بگوییم که به علت 3 ماه تکرار آنها از سوی آقای موسوی(و به تعبیری بهتر 4 سال تکرار آن از سوی افراد مختلف) کسی متوجه توهین بودن آنها نشده است. چون اساسا چیزی که تکرار می شود، توهین تلقی نمی شود. از دیدگاه علم حقوق و مباحث قضایی: گفتیم مباحثی که افشاگری هستند از سوی دو طرف مطرح شده اند. بحث افشاگری پرونده آقایان محصولی و کردان که از سوی آقای موسوی انجام شد. (نگویید افشاگری نیست که هست! 1- پرونده کردان در مجلس مطرح شد نه در قوه قضاییه. تخلفی هم دستگاه قضایی از ایشان تایید نکرده. 2- اگر استدلال می کنید که این را همه می دانند و افشاگری نیست، باید بگوییم که افشاگری های احمدی نژاد را نیز چند سالی است همه می دانند! آن خانواده معروف و پسران را همه می دانند! آن هم افشاگری نیست! توجه: افشاگری اگر خلاف واقع باشد، تخریب نام دارد.) نامه 6 ماه تا سقوط از آقای هاشمی، رشت الکتریک، استات اویل و در حالتی هم قضیه پسران ناطق نوری هم از افشاگری های احمدی نژاد است که رویش بحث حقوقی می توان کرد. (توجه: تقریبا دادگاه در مورد بقیه صحبتها کاری نمی تواند بکند و بحث حقوقی روی آنها معنی ندارد. مثلا احمدی نژاد در جمله سوالی پرسیده است: فرزندان هاشمی چه می کنند؟ دادگاه ها در هیچ کجای دنیا کسی را به خاطر این گونه سوالات به دادگاه هم احضار نمی کند! در این موارد طرفین یعنی متهمان قضایای رشت الکتریک، استات اویل، فرزندان ناطق، کردان و محصولی باید به قوه قضائیه شکایت کنند تا دادگاه بتواند موضوع را بررسی کند. اگر قضایا واقعی نبود و صرفا اتهام دروغین بود، دروغگو مشخص می شود و مطابق قانون با وی برخورد می شود. اما اگر اتهامات واقعی بود، این سوال پیش می آید که آیا این دو چنین حقی داشتند که این چنین افشاگری کنند؟ حتی اگر واقعیت داشته باشد، هر کسی می تواند افشاگری کند؟ بی شک طبق قانون اساسی چنین حقی به رئیس جمهور داده شده تا از حقوق ملت دفاع کند. ولی آقای موسوی از منظر حقوقی به چه حقی و در چه جایگاهی افشاگری کرد؟ (با فرض صحیح بودن مدعا) از دیدگاه علم اخلاق: ظرایف اخلاقی را باید از عالمان اخلاق پرسید. در کتابها هم معمولا چیز خاصی دست آدم را نمی گیرد. در اخلاق نفس حق استاد حرف اول را می زند. آیت الله مهدوی کنی، که استاد اخلاق دانشگاه امام صادق علیه السلام هم هستند و جلسه اخلاق دارند، به آقای احمدی نژاد در روز ارتحال امام گفتند: مناظره خوبی بود. ای کاش اسم نمی بردید. (فارس) یعنی نفس افشاگری های آقای احمدی نژاد مشکل نداشت، فقط اسم نباید نمی برد. با توجه به وجهه سیاسی آیت الله مهدوی کنی و آشنایی طولانی مدت ایشان با آقای هاشمی، جمله دوم (اسم بردن) را باید اینگونه تعبیر کرد: این یک اشتباه سیاسی بود که اسم بردید. به هر حال، ما نظر خاصی از علمای اخلاق در تایید صحبتهای آقای موسوی (به ویژه توهین های 15 گانه) ندیدیم. بعید هم هست که عالم اخلاقی آنها را تایید کند. به هر حال، در محیطی که لجن پراکنی صورت می گیرد، این لجن پراکنی ها به لجن پراکن هم ترشح می کند. سه ماه تمام توهین به ملت شریف ایران، تمرکز و تکرار وقیحانه آنها در یک جمله با 15 توهین مستقیم، اگر واکنش احمدی نژاد را بر نینگیزد، باید تعجب کرد. از دیدگاه علم سیاست (مباحث مصلحت سنجی): چه کسی گفته است مخفی کردن فساد به نفع نظام است؟ چه کسی گفته مخفی کردن بیماری به نفع مریض است؟ دیدگاههای مقام معظم رهبری که نائب امام زمان در صاحب اختیاری نظامند، خلاف این است. حداقل به زعم ما. بارها گفته اند که اگر شما جلوی فساد را نگیرید، مردم را به صحنه می آورم. کجای نظام سیاسی اسلام استوانه دارد؟ کجا کره، مخروط، دایره، ضلع، قطر و مستطیل دارد؟ قرآن می فرماید: اگر محمد (ص) به قتل برسد، شما بی خیال می شوید؟ نظام اسلامی هیچ گاه قائم به شخص نیست. حتی به شخص رسول الله در زمان مدینه. اگر ولی مسلمین به شهادت برسد، جایگزین بعدی ایشان هستند. حالا آقایانی که اسم آنها برده شده، کجای نظام اسلامی هستند؟ تجربه تاریخی عزل آیت الله منتظری قائم مقام امام را به خاطر بیاورید که آب از آب تکان نخورد. اینها که احمدی نژاد اسمشان را برد، در حد و اندازه های آقای منتظری هم نیستند. همان گونه که اسلام با عمل مسلمین یکی نیست. مثلا یکی ممکن است مسلمان باشد و مثلا احیانا هم دروغکی بگوید. نظام هم با عمل مسئولین یکی نیست. یکی ممکن است عضوی از نظام باشد، به نظام هم خیانت بکند! با زیر سوال رفتن افراد، اصل نظام اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه که زیر سوال نمی رود! با خائن و فاسد در هر نظامی -حتی در نظامهای دموکراسی غربی یا حتی نظامهای استبدادی- برخورد می کنند. ما که نظام اسلامی هستیم و الگوی حکومتی امیرالمومنان علی را می خواهیم پیاده کنیم، باید با مسئولین فاسد قاطعانه تر مبارزه کنیم. استراتژی شیعه اینها را نمی پذیرد. در شیعه، مالک اشتر که در زمان پیامبر، آدم مهمی نبود، در زمان علی (ع) آدم مهمی می شود و دمار از روزگار آنانی که در زمان پیامبر مهم بودند را در می آورد. علی (ع) هم راضی است. تشبیهی نباشد ولی این چه استدلالی است که سابقه در نظام و مبارزه های انقلابی، برای کسی مصونیت ایجاد کند؟ نظام قبل از آن که کار از کار بگذرد، نیاز به جراحی دارد. یک وقت دیدید، سن مریضتان زیاد شد و دکترها به خاطر خطر مرگ حتی جراحی هم نمی کنند. بیاییم بیماری های نظام را در جوانی جراحی کنیم، با حداقل هزینه؛ تا این نشود که فقط ظاهری از نظام باقی بماند و آن ظاهر پوچ هم بعد از چندی از بین برود. راهکار و نتبجه گیری: این موضوع از زوایای مختلف قابل تحلیل است. برنده یا بازنده آن را مردم تعیین می کنند. بحث ارتباطی، اخلاقی، سیاسی تقریبا جبران ندارد. اتفاقی است که صورت پذیرفته است. تنها ممکن است با موج سازی های رسانه ای به توجیه و یا تبیین مناظره پرداخت. اما از منظر حقوقی قابل پیگیری است و باید پیگیری شود. اگر چیزی است به اسم آبروی نظام یا افراد ریخته شده، باید پیگیری شود. همه آقایان و یا خانمهایی که بهشان اتهام زده شده باید شکایت کنند. توجه دارید که مثلا قضیه استات اویل صرفا اتهام به شخص فرزند هاشمی نبود. (البته آقای احمدی نژاد اشاره نکردند که در استات اویل چه کسی رشوه گرفته است.) اگر اینها شکایت نکنند، نشانه شناسی به ما می گوید که خیلی عمل معناداری است! یکی اش شاید تایید و پذیرش اتهامات باشد. یکی روشدن پرونده های دیگر. یکی اش هم شاید ساخت و پاخت آقایون با یکدیگر! اگر اینها شکایت کنند،یا دروغ یکی از کاندیداها رو می شود ، یا بی عرضگی دستگاه قضایی (در صورت شکایت و عدم رسیدگی)... بالاخره برای شفاف شدن موضوعات، لازم است آقایان و خانمها شکایت کنند! شکایت کنند تا حقیقت روشن شوند، اگر اتهامات وارده بی اساس، آن وقت اگر خواستند، ببخشند یا درخواست اشد مجازات کنند. متهمان شکایت کنید!
وی را به بی اخلاقی متهم کنند. در مناظره قبلی با آقای موسوی هم، احمدی نژاد بی اخلاقی نکرد. تو این یادداشت به بررسی اجمالی حرفهای این دو کاندیدا (رئیس جمهور محبوب ایران و نخست وزیر دوران جنگ) می پردازیم از منظر (علمی) بحثهای ارتباطی، حقوقی و قضایی، اخلاقی و سیاسی. و در پایان هم راهکار ارائه می دهیم! البته نه لزوما راهکار جدید!
- برچسبها:مناظره انتخاباتی، میرحسین موسوی، محمود احمدی نژاد، دکتر سید مجتبی عزیزی، دانشگاه امام صادق علیه السلام، نقد و تحلیل، ارتباطات، حقوق، سیاسی، علم اخلاق، نظام سیاسی اسلام، توهین، فرهنگ و ارتباطات، ارتباط کلامی، ارتباط غیرکلامی، مصلحت نظام، علی (ع)، مفسدین اقتصادی، آیت الله مهدوی کنی، هاشمی، مباحث قضایی، انتخابات ریاست جمهوری، افشاگری، تخریب، مهدی کروبی،
یکی از موضوعات اصلی وبلاگ پاورقی، معرفی کتابها و مجلاتی بود که خوندم و احیانا نقدی، نکته ای و اشاره ای.این چند روز انتخابات هم تصمیم داشتم فقط مرتبط با انتخابات آپلود کنم. در نتیجه این کتاب رو متناسب با انتخابات معرفی می کنم! جورج اورول و مزرعه حیوانات: مزرعه حیوانات در سطحی عمیق تر توجه هم دارید که جهان قرن بیستم جهان سرمایه داری و تنها همین اندیشه های مارکسیستی بود که با آن مخالفت و مبارزه می کرد. هر اندیشه ای که مخالف سرمایه داری (راست) بود، کمونیستی (چپ) خوانده می شد. اصلا وقتی لیبرالیسم و سرمایه داری حاکم بر جهان است، تنها تصور انقلابیگری، در قالب اندیشه های مارکسیستی جلوه پیدا می کرد. هر گونه انقلابی مساوی مارکسیسم بود. (البته انقلاب در ربع آخر قرن بیستم، این باور را شکست و نشان داد می توان انقلابی بود و مارکسیسم نبود. با خدا، مذهب و ایدئولوژی هم می توان انقلاب کرد. آن هم انقلابی که به مشکلات انقلاب مارکسیستی دچار نشود.) بنابراین جورج اورول، می گوید: هر انقلابی (مثل همین انقلاب کمونیستی روسیه) افراد جدیدی سرکار می آن. این افراد توده های مردم رو صرفا برای شورش و انقلاب لازم دارن و بعد می شن مثل سیستم حکومت قبلی و این توده ها حتی بیچاره و بدبخت تر. منتها این ایدئولوژی از سوی حکومت جدید، چنین وانمود می کنه که وضع بهتره.یعنی همون سیستم عدم عدالت دوباره بازتولید می شه. آزادی انتشار مزرعه حیوانات در کشور انقلابی ایران؟! توجه کنید! کتابی با چنین محتوایی، (انقلاب فقط شیادی عده ای است که عوام را به خدمت میگیرند تا شورش کنند و بعد انقلاب همه چیز بدتر می شود.) در یک نظام انقلابی که شعارش هم عدالت (شعار انقلاب از دیدگاه این کتاب) است، سه بار در سه سال اخیر تجدید چاپ می شه. بدون توجه دادن خواننده به اینکه نویسنده، اصلا با فضای شرق آشنا نبوده، انقلاب اسلامی ایران رو ندیده بود، و ... . مطمئنا اگه می دید، یه جور دیگه می نوشت. نکته دوم: همه انقلابها مثل هم نیستند. مثلا انقلاب ما در قیاس با انقلابهای دنیا از لحاظ کشتار انسانی، تقریبا در حد شورش خیابانی هم به حساب نمی آد! در این کتاب، مترجمین یا ناشر حتی اشاره ای ندارند به تفاوتهای انقلاب ما با دیگر انقلابها و همه انقلابها را با یک چوب می رانند! بد نیست که با پاورقی یا یک یا چند پاراگراف اضافه کردن به مقاله آخر کتاب، این تفاوتها شرح داده بشه که نتیجه اشتباه گرفته نشه. نقد کتاب واقعا چیز خوبیه. جای سوال داره از اونایی که ادعا می کنن که آزادی بیان نیست، پرسیده بشه: پس این کتابها چه جوری با مجوز و حمایت دولت چاپ می شه و بعدش هم دولت یارانه می ده تا این کتابها ارزونتر به دست مردم برسه؟ این کتاب، عملا به انقلاب، مردم، رهبران نظام و ... همه توهین کرده! ولی می بینید که چون در قالب داستان و زبان نمادین بوده، جلوش گرفته نشده! باز بگین، احمدی نژاد جلوی آزادی رو گرفته! نه! بگین! غفلت دستگاههای فرهنگی! البته این نقد رو به دستگاه فرهنگی وزارت ارشاد عزیز وارد می کنیم که چرا غفلت ازاضافه شدن چنین تکمله هایی به کتابها؟ همه مخاطبان این کتابها که به اندازه کافی اطلاعات درست تاریخی ندارند! یا اصلا چرا این همه حمایت (کاغذ، چاپ، یارانه به خریدار) از این کتابها می شه؟ برای نشان دادن آزادی بیان همین کافی است که کتاب بدون سانسور چاپ شود، حال کوتاهی در نقد کتاب تنها باید به حساب غفلت دستگاه فرهنگی کشور گذاشته شود. اطلاعات کتابشناختی کتاب: مزرعه حیوانات (قصه پریان) [چاپهای قبلی با عنوان: قلعه حیوانات]، نوشته جورج اورول، ترجمه: صالح حسینی و معصومه نبی زاده، انتشارات دوستان، تهران چاپ چهارم 1387. وجود انتشارات های برانداز! یک نکته هم در مورد انتشارات دوستان. انتشارات دوستان، انتشارات ناهید و انتشارات نیلوفر هر سه به تعبیری یک انتشاراتند. آدم های مشترک، رویکردهای مشترک، کارکردهای مشترک، حضور متشرک در نمایشگاه کتاب در یک غرفه! و ... . نکته: هر سه کتابهایی که چاپ می کنن، تقریبا 100 درصد مورد دار و در راستای براندازیه! باز هم بگین احمدی نژاد...
جورج اورول یکی از نویسنده های بنام نیمه اول قرن بیستم است. (1950-1903م.) دو داستان 1984 و قلعه حیوانات وی در فارسی خیلی مشهور شده اند و دانشجویان و جوانان با هر گرایش سیاسی آن دو را می خوانند. 1984 باشد برای بعد؛ ولی قلعه حیوانات که در چاپهای جدید به مزرعه حیوانات animal farm ترجمه شده، داستان زندگی مردم روسیه از دوره تزارهاست، انقلاب اکتبر1917 و همین طور ادامه داستان تا شروع جنگ سرد. البته کاملا نمادین. ما حیوانات (کمونیستهای) یک مزرعه ای (روسیه) را می بینیم که در برابر انسانها (طبقه حاکم سرمایه داری) انقلاب می کنند، (انقلاب کمونیستی 1917) ولی همین که به حکومت می رسند، آن اصول عدالت محورشان رو یکی پس از دیگری مطابق منافع روزشان تغییر می دهند. (پدری که استالین از مردم روسیه و شوروی در آورد.) و به آرمانهای اولیه شان پشت می کنند کاملا. برای اینکه داستان رو لو ندهم، زیاد توضیح نمی دهم که چگونه تحولات اجتماعی سیاسی نیمه قرن بیستم رو تعریف می کنه.
- برچسبها:کتاب و کتابخوانی، انتخابات ریاست جمهوری، محمود احمدی نژاد، آزادی، غفلت، جورج اورول، انتشارات نیلوفر، انتشارات دوستان، انتشارات ناهید، قلعه حیوانات، مزرعه حیوانات، زبان نمادین داستان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نقد دستگاههای فرهنگی، صالح حسینی، معصومه نبی زاده، انقلاب، روسیه، مارکسیسم، کمونیسم، تحولات اجتماعی سیاسی قرن بیستم، جهان سرمایه داری، فرهنگ و ارتباطات، سیاستگذاری فرهنگی، براندازی نرم،
آقا سید علی آقای خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران قلب میلیونها ایرانی را آقا متشکریم! دیشب، همه اش فکر می کردیم آقا چه جوری می خواد قضیه رو جمع کنه. نکنه یه وقت یه چیزی بگه که دشمنای دکتر احمدی نژاد سوء استفاده کنن. الحمد لله آقا حتی در مواردی مستقیم میرحسین موسوی و دوستان! را مورد عنایت قرار دادند. مثلا اونجا که اشاره داشتند که سیاست خارجی فعلی ایران، برای ایران خواری و ذلت نیاورده: «حرف کسانی [میرحسین و دوستان!] که تصور می کنند ملت ما به خاطر پایبندی به اصول خود خوار شده است را قبول نداردم.» الله اکبر! آقا متشکریم!
امروز شاد کردند.
- برچسبها:انتخابات ریاست جمهوری، تدبیر رهبری، میرحسین موسوی، محمود احمدی نژاد، تشکر،
آخرین مطالب وبلاگ پاورقی
-
تای تمت شماره 60 ماهنامه فرهنگی سیاسی حیات- جبهه کجاست؟
-
چرا کسی از اهالی علوم انسانی شهید نمیشود؟
-
سومین حیات امسال با عکس استاد فیاض
-
بای بسم الله جزوه شماره هفت ماهنامه فرهنگی سیاسی حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام
-
علوم انسانی؛ تنگه احد انقلاب اسلامی
-
بای بسم الله جزوه شماره پنج ماهنامه فرهنگی سیاسی حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام
-
در معنای «حیات خلوت»
-
فرهنگ صاحبخانگی
-
فعالیت در تشکل بسیجی ها
-
حیات 59 با جلدهای رنگی منتشر شد
-
همه پستهای وبلاگ پاورقی


