...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

جمعه 13 بهمن 1391

علی‌رغم همه تهمت‌ها و نقدهای سیاسی که به هدف‌مندی وارد می‌کنند، مردم شهرستان‌های هدف از هدف‌مندی راضی‌اند. 
مستضعفین، پابرهنه‌ها، خوشه سومی‌ها، محرومان و صاحبان انقلاب اسلامی بعد از 2500 سال دارند به حق خودشان می‌رسند. رسانه‌ها نسبت به خبر این با ارزشی ساکتند!
هر چه اصحاب رسانه و سیاست می‌خواهند بگویند. هدف‌مندی کار خوبی بود. دستاورد بزرگی است برای نظام اسلامی. اصلا درست نیست که به خاطر بغض و کینه دولت دهم، این‌ موفقیت بزرگ نادیده گرفته شود.
وحید یامین پور از ابتدا این پست را به اشتراک گذاشته بود:
لطفا این مطلب را تا آخر و با دقت بخوانید:
روشنفکران اصلاح طلب آرزو داشتند کسی مثل احمدی نژاد رییس جمهورشان باشد!
دانشجویان علوم اجتماعی و روشنفکران حسن نراقی را به خوبی می شناسند. کتاب مشهور «چرا درمانده ایم؛ جامعه شناسی خودمانی» اثر حسن نراقی دردوران اصلاحات حلوا حلوا می شد و دست به دست می چرخید. این کتاب نزدیک به بیست خصلت زشت ایرانی ها را نام می برد و به نوبت توضیح می دهد. این کتاب به عنوان تقریری روشنفکرانه پر از نق و نقد به جامعه ی ایرانی چندین نوبت چاپ شد(من چند سال پیش چاپ بیست و دوم این کتاب را دیده ام)
نراقی در فصل سوم با عنوان «ظاهرسازی ما» به شدت از پرداخت بی حساب و کتاب یارانه در ایران انتقاد می کند و مسوولین کشور را به بی کفایتی و عدم شجاعت در اجرای طرح هدفمندی متهم میکند. استدلال های او بسیار شبیه سخنرانی هایی است که ما در سال های اخیر از زبان احمدی نژاد شنیده ایم. برخی تعابیر و مثالها دقیقا همانهایی هستند که دولت نهم و دهم بکار می برد. نراقی و روشنفکران اصلاح طلب درست فهمیده بودند. مسوولین در سالهای پیش با بزدلی و بی مبالاتی هزینه های هنگفتی روی دست مردم و کشور گذاشته بودند. 
خاتمی در آخرین مصاحبه اش در دوران ریاست جمهوری اش در پاسخ به سوال خبرنگار که پرسیده بود کدام آرزویتان برآورده نشد؟ گفت میخواستم یارانه ها را  هدفمند کنم ولی نتوانستم!
از نوشته های حسن نراقی و امثال او برمی آید که سالها منتظر کسی چون احمدی نژاد بوده اند تا ایرانیان را از «ظاهرسازی» رها کند و به سمت اقتصاد واقعی حرکت دهد. نراقی البته نتوانسته بود درست پیش بینی کند که سوءمدیریت امثال خاتمی و اسلاف تکنوکراتش کار را به آنجا برسانند که ایران تا اواسط دهه هشتاد به یکی از بزرگترین وارد کنندگان بنزین دنیا بدل شود؛ اتفاقی که با هدفمندی سوخت به صفر رسید.
نراقی می نویسد:
«سوبسید وقتی به کشور ما رسید تبدیل شد به اخذ مبالغی از تمامی مردم و پرداخت آن به طبقه ای محدود و معمولا غیرنیازمند. پرداخت سوبسید بابت مصرف سوخت و انرژی و مصرف نان در شهرهای بزرگ ، هواپیماسواری متمکنین ، آب آشامیدنی در شهرهای بزرگ و ده ها مثال دیگر.»
وی سپس با استناد به مصاحبه ی معاون وزیر نیرو میگوید یارانه انرژی در سال 78 بیش از 3 هزار میلیارد تومان است و این یعنی 3 برابر متوسط مصرف انرژی در دنیا. نراقی اضافه می کند: «این 3 هزار میلیارد تومن را چه کسی به ما میدهد؟ شهروند سوییس؟! خودمان از همه میگیریم و میدهیم به آنکه مصرف بیشتری دارد! خوب حالا مگر نمیشود که همین پول را بدهیم به روستایی که در دهش بماندو آن شهرنشین هم اگر دلش خواست به تنهایی سوار ماشین آخرین مدلش بشود حداقل پول بنزین اش را خودش  بدهد؟!»
او ومی افزاید: «می دانم عده ای به محض اینکه این حرفها را بشنوند فریاد وا مستضعفا بلند خواهند کرد. اینها دقیقا دقیقا همانها هستند که هم مساله را بهتر از خود مستضعفین درک کرده اند و هم تمام این ریخت و پاش ها ، دو سه تا ماشین داشتن و حدود 50 تا چراغ روشن کردن درآن واحد را ازکیسه ی همین مستضعفین تامین میکنند والّا روستایی کارش با روشن شدن فقط یک لامپ میگذرد.»
او در نهایت آرزوی خود را اینگونه بیان می کند: «لغو سوبسیدها و مصرف کردن بجا و درست آن نیاز به یک شجاعت اخلاق بسیار استثنایی و عزم واقعاً ملی دارد که در صورت تحقق سودش بدون شک عاید همگان و بویژه طبقه کم درآمد و فقیر خواهد گشت. »
آنها که 2  واحد اقتصاد خوانده باشند می دانند که سیاست ورزی بزدلانه برخی مسوولان سابق در مسکوت گذاشتن احکام برنامه های توسعه در دولتهای سازندگی و اصلاحات چه مصیبت هایی را بر کشور و مردم وارد کرده است. جراحی اقتصادی اگر در دهه ی هفتاد انجام میشد پیامدهایش به مراتب کمتر بود. مصرف کمتر و جمعیت کمتر و... به روشنی ردپای خیانت پیشینیان هویداست. اکنون بهتراست این طیف از مدیران سابق حرف از سوءمدیریت دولت کنونی نزنند.

  • نظرات() 
  • سه شنبه 17 آذر 1388

    ایران ما در عصر افشاریه و زندیه

    اشاره:

    با توجه به نقش بنیادین مطالعه در زندگی فردی و اجتماعی امروز، با توجه به مشکل اطلاع رسانی موجود در حوزه کتاب، و با توجه به خیلی مسائل دیگر، من در این وبلاگ به معرفی مختصر و گاهی هم نقد و یا توضیحاتی راجع به مجلات و کتابهای مختلفی که مطالعه کردم، می پردازم.

    معرفی کتب مطالعه شده در سال جاری: چهل و چهارمین کتاب

    عنوان کتاب: تاریخ تحولات سیاسی-اجتماعی ایران در دوره های افشاریه و زندیه

    تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی افشاریه و زندیه

    موضوع تحقیقات هفتگی درس "تاریخ اجتماعی ایران" من، (از دروس تخصصی رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات که ترم 8 ما با آقای دکتر مسعود کوثری گذارندیم.) دوره افشاریه بود. این کتاب هم یکی از منابع مراجعه هفتگی من. گرچه اصلا آن را به دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات پیشنهاد نمی کنم! این کتاب تقریبا  تنها به تاریخ سیاسی (نظامی) این دوره پرداخته است و مناسب برای درس تاریخ اجتماعی و نگاه خاص آن درس نمی باشد.

    جا داره از دوست خوبم، آقای مجتبی احمدی، دانشجوی ترم آخر کارشناسی ارشد که این کتاب را در اختیار من قرار دادند هم تشکر خاصی بکنم.

    کتابشناسی: دکتر رضا شعبانی، تاریخ تحولات سیاسی – اجتماعی ایران در دوره های افشاریه و زندیه، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت)، (چاپ سوم) 1385.

  • نظرات() 
  • شنبه 10 مرداد 1388

    درس تاریخ اجتماعی ایران در کد رشته ما

     کتاب مبانی تاریخ اجتماعی ایران،استاد كوثری، استاد تاریخ اجتماعی ما نوشته استاد دکتر رضا شعبانی، استاد تاریخ دانشگاه شهید بهشتی، یکی از منابع درس تاریخ اجتماعی ایران ما بود. استاد دکتر مسعود کوثری، (عضو هیات علمی دانشگاه تهران) خوندنش رو حداقل برای امتحان میان ترم و پایان ترم پیشنهاد داد! (گرچه سر امتحان دیدیم از یه جای دیگه سوال طرح شده بود!) البته کتابهای دیگه ای رو هم پیشنهاد دادند: تاریخ اجتماعی آقای راوندی که موضوعی تالیف شده و در مجلدات بسیار چاپ شده! تاریخ اجتماعی آقای نوذری که از آغاز تا مشروطه را شامل می شه. مقاومت شکننده (تاریخ تحولات اجتماعی ایران از صفویه تا سالهای پس از انقلاب اسلامی؛  تهران، خدمات فرهنگی رسا، نوشته جان فوران، ترجمه احمد تدین) هم کتاب خوبی بود.

    درسهای میان رشته ای

    برخی درسها ماهیتا میان رشته ای اند. مثل همین تاریخ اجتماعی که میان رشته ای تاریخ و جامعه شناسی است. یا درس روان شناسی اجتماعی که میان رشته ای روان شناسی و جامعه شناسی است. یا جامعه شناسی تفسیری که میان رشته ای مردم شناسی و جامعه شناسی است. (البته ما درس جامعه شناسی تفسیری نداشتیم.)

     

    مروری بر مباحث کتاب مبانی تاریخ اجتماعی ایران آقای شعبانی

     

    کتاب مبانی تاریخ اجتماعی ایران آقای شعبانی با بررسی خصوصیات عمومی جوامع ایرانی پیش از تاریخ و آمدن آریایی ها به فلات ایران، وارد تاریخ می شود و از تشکیل دولت و پیدایش ملت ایران می گوید. آنگاه به شکل پذیری تاریخی اجتماعات ایرانی بر مبنای روابط مبتنی بر ارزشهای مشروع اجتماعی، مناسبات ناشی از تطابق اجتماعی (روستا، شهر، حیات عشایری و موقعیت جغرافیایی)، روابط مبتنی بر ادغام پذیری اجتماعی (خانواده و طبقات اجتماعی)، روابط مبتنی بر جهت گیری اجتماعی(سازمان سیاسی، مشروعیت سیاسی- اجتماعی حکام، نوع حکومت، جایگاه حکومت در جامعه، روابط شاه با جامعه) می پردازد. آنگاه با اشاره به مقاومتهای ملی به مبارزه های فرهنگی و تلاشهای اجتماعی سازمان یافته ایرانیان در طول تاریخ می پردازد و از نقش عیاران می گوید و از خانقاهها می نویسد. بحث خود را نیز با خصوصیات فرهنگ و تمدن ایرانی تمام می کند.

    ضمایم متعددی که شامل فهرستهای اعلام: اشخاص و خاندانها و اقوام و اماکن بود از ویژگی های خوب این کتاب بود. گرچه منابع متعددی استفاده شده بود ولی به نظر می رسد برخی مطالب کتاب تنها نظر شخصی نویسنده است که نه ارجاعی داشت و نه دلیل محکمی برای آن. در کل، به نظر می رسد بعدا برای ارجاعات مقاله ای و پایان نامه ای مفید باشد!

    اطلاعات کتابشناسی:

    مبانی تاریخ اجتماعی ایران، دکتر رضا شعبانی، تهران، نشر قومس،1379

  • نظرات() 
  • پیشنهادهای من

    پاورقی را در پیام‌رسان ایرانی بله دنبال کنید filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام