
طرفدارنمایان فیلم جدایی نادر از سیمین اصغر فرهادی، بعد از قبول شکست های پیاپی در رقابت با فیلم اخراجی ها 3 (دعوت به تحریم گسترده، توزیع سی دی با کیفیت نامطلوب پرده ای، لینک دانلود اینترنتی فیلم) به سبک جدیدی، عقده گشایی کردند و در بزرگترین سایت سینمایی جهان آبروی ایران را بردند!
سوال: یک مقدار فکر نکردند که امتیاز 10 یک کمی تابلو (البته ما به این جور موارد می گوییم: نئون!) است؟
نمره واقعی این فیلم (توسط کاربران همیشگی سایت) زیر 5 است!
سوال: تا کی باید پای تعصبات احمقانه و تفکرات قبیله ای سه چهار هزار نفر بسوزیم؟ یک روز با نظریه داماد لرستان آبروریزی می کنند و یک روز با فیلم جدایی نادر از سیمین!
گاهی فکر می کنم به جای قطع ارتباطات سران فتنه، باید ارتباطات این سه چهار هزار نفر آتیش بیار معرکه را قطع کرد!
اگر مسئولان سایت از روند دموکراتیک فعلی سایت کوتاه نیایند و تقلب حاصله را بپذیرند، فکر کنم باید تعداد مشابهی یعنی سه چهار هزار نفر بیکار پیدا شوند بروند امتیاز یک بدهند تا فیلم به امتیاز واقعی خود نزدیک شود. (امتیاز برترن فیلم تاریخ سینمای جهان 9.2 است)
بازنشر این مطلب در:
سایت بچه های قلم +
سایت خبری تحلیلی ندای انقلاب +
وبلاگ خدالتریب +
- برچسبها:سایت های سینمایی، سایت سینمایی IMDB.Com، تقلب، تقلب سینمایی، تقلب اینترنتی، اینترنت، فضای سایبر، توهم سایبری، فیلم سینمایی جدایی نادر از سیمین اصغر فرهادی، اصغر فرهادی، بزرگترین سایت سینمایی جهان، آبروی ایران، عضویت در سایت IMDB، رای گیری اینترنتی، فیلم شوشنگ، فیلم سینمایی پدرخوانده، توهین، در حسرت تفکر، تعصبات احمقانه، تفکر قبیله ای، سران فتنه، ارتباطات، قطع ارتباطات سران فتنه، قطع ارتباطات، تقلب در سایت آی ام دی بی، فیلم اخراجی ها 3 مسعود ده نمکی، مسعود ده نمکی، تحریم فیلم سینمایی اخراجی ها 3 مسعود ده نمکی، فیلم سینمایی اخراجی ها 3 مسعود ده نمکی،
4iSU.MihanBlog.Com برای دانشگاه امام صادق علیه السلام در تاریخ دانشگاه امام صادق علیه السلام همیشه جریانهای انتقادی وجود داشته است. البته این جریانهای انتقادی لزوما از نظر سیاسی یا اعتقادی بد، منحرف یا ... نیستند. بسیاری از جریانهای انتقادی کاملا منطبق با اهداف دانشگاه هستند و همه حرفشان امر به معروف برای بازگشت به مسیر و حرکت به سمت مرجعیت علمی است. جریانهای وبلاگ نویسی دانشگاه هم لزوما جریانهای انتقادی نیستند؛ اما گاهی جریانهای انتقادی زیبایی به وجود آمد. بالاخره بخشی از تئوری های ارتباطات، رسانه ها را متغیرهای مستقل می داند. یعنی می توان استفاده مفیدی از آنها کرد. دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه السلام هم از رسانه مردمی وبلاگ، استفاده های خوبی کرده اند. هنوز خاطره شیرین طلبه دانشجو یادم هست. پل مدیریت هم بد نبود. دروازه گربه (لینک و لینک) که سالار بود. هم اکنون هم وبلاگ جدیدی متولد شده است با رویکردهای جدید وبلاگ نویسی (مینی مال نویسی و فتوبلاگ و طنز) کوتاه سخن، تجربه جدیدی در وبلاگ نویسی دانشگاه امام صادق علیه السلام در حال شکل گیری است که تا کنون با استقبال برخی اساتید و مسئولین سابق/ فعلی دانشگاه مواجه شده است. بازدید و تعداد کامنتها و پیامهایی که به صورت خصوصی و تماس با ما و ایمیل فرستاده شده، نشان از موفقیت زودهنگام این وبلاگ دارد که امید است ادامه یابد. در قسمت معرفی وبلاگ این وبلاگ، ضمن تمجید از توانشهای دانشگاه (پدیده ممتاز، مرجعیت علمی و تربیت اسلامی) به نقد کنشهای دانشگاه پرداخته که تنها پدیده ممتاز آن حاصل شده است و دو دیگر رها شده است.) می خوانیم:
آره دانشگاه امام صادق علیه السلام برای ما بهترین دانشگاه دنیاست. ما قبول داریم دانشگاه ما بهترین دانشگاه دنیاست ولی نه اینجوری! نقد و انتقاد نکنیم؟! مشکلاتش رو نگیم تا کسی فکری برای حلش هم نکنه؟ حتی به زبان طنز و تو فضای دوستانه و صمیمانه درون دانشگاهی؟! واقعیتش دیگه؟! ایده آل مرجعیت علمی و تربیت اسلامی است. فعلا فقط پدیده ممتازیم و به آن واقعا افتخار می کنیم.
-----
وبلاگهای طلبه دانشجو، پل مدیریت، دروازه گربه و ...برکتی بودند برای بچه های دانشگاه تا حرفهایشان را بزنند. به دروازه گربه جدید خوش آمدید! رسانه ای برای دانشجویان، کارمندان و اساتید دانشگاه امام صادق علیه السلام تا حرفهایتان را راحت بزنید! رسانه وبلاگ، فاصله ها را کم می کند: فاصله رسیدن حرفهای شما به دیگران.
----
عمده مطالب این وبلاگ خصوصی است و برای مشاهده مطالب آن باید رمز داشته باشید. برای دریافت رمز با ایمیل دانشگاهتان با ما مکاتبه کنید! اگر احساس مطلبی باید رمز داشته باشد (تا فقط ما امام صادقی ها از آن با خبر باشیم، کامنت بگذارید.)
----
شما هم می توانید با یوزر «یکی از دوستان (عمومیه)» به راحتی در این وبلاگ مطلب بنویسید. زبان طنز و کنابه ارج و قرب بیشتری خواهد داشت. کوتاه بنویسید و سعی کنید در پایان اشاره کنید دانشگاهه داریم؟!!!
برای دریافت رمز نویسندگی در وبلاگ با ما مکاتبه کنید با ایمیل دانشگاهتان!
(یعنی در قسمت کامنت، آدرس ایمیل دانشگاهتان را وارد کتید.)
---
تهمت، توهین، غیبت در رسانه های جمعی هم حرام است. البته تیغ تند نقد و جواز تظلم مظلوم حق است و حلال. (باب فقهی مستثنیات غیبت را مطالعه کنید!)
---
نظر بدهید، پیشنهاد و انتقاد. استفاده می کنیم. وبلاگ خودتان است و خودگردان. (شماگردان). هیچ کس مالک این وبلاگ نیست.
---
اگر می خواهید با نام خودتان بنویسید یا در میهن بلاگ عضو هستید، خبرمان کنید! (با ایمیل دانشگاهتان!)
- برچسبها:مرجعیت علمی، تربیت اسلامی، جریانهای انتقادی دانشگاه امام صادق علیه السلام، جریانهای طنز دانشگاه امام صادق علیه السلام، جریانهای دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، جریانهای فرهنگی دانشگاه امام صادق علیه السلام، جریانهای رسانه ای دانشگاه امام صادق علیه السلام، جریانهای وبلاگ نویسی دانشگاه امام صادق علیه السلام، وبلاگ گروهی، وبلاگ نویسی، فعالیتهای دانشجویی، وبلاگ، رسانه، نظریه های ارتباطات، تاریخ دانشگاه امام صادق علیه السلام، امر به معروف و نهی از منکر، رسانه به مثابه متغیر مستقل، لرنر، وبلاگ طلبه دانشجو، وبلاگ پل مدیریت، وبلاگ دروازه گربه، وبلاگ دانشگاهه داریم؟!!!، مینی مال نویسی، فضای سایبر، فتوبلاگ، وبلاگ طنز، طنز، پدیده ممتاز، کنش ها، توانش ها، کنش های دانشگاه امام صادق علیه السلام، توانش های دانشگاه امام صادق علیه السلام، رسانه ای برای زدن حرفهایمان، مطالب خصوصی، رمز، فقه ارتباطات، احکام فقهی در ارتباطات، تهمت، توهین، غیبت، رسانه های جمعی، فعل حرام، جواز تظلم مظلوم، مستثنیات غیبت،
»» به بهانه تلاش فرقه موسوی برای تحریف وصیتنامه یادگار امام-ره به حسن و برادرانش این توصیه را می نمایم که همیشه سعی کنند در خط رهبری حرکت کنند و از آن منحرف نشوند که خیر دنیا و آخرت در آن است و بدانند که ایشان موفقیت اسلام و نظام و کشور را می خواهند. هرگز گرفتار تحلیل های گوناگون نشوند که دشمن در کمین است. احمد خمینی- 23/ ربیع الاول/ 1413؛ 30/ شهریور/1371 -------------------------------------------------------------------------- به نقل از اینجا +
- برچسبها:امام سید روح الله الموسوی الخمینی سلام الله علیه، توهین، توهین به امام، سید احمد خمینی، سید حسن خمینی، شانزده آذر،
- لینکهای مرتبط:عشق به خمینی عشق به همه خوبی هاست ،
دیروز حضور میلیونی هواداران احمدی نژاد، حامیان گفتمان عدالت، در مصلی نتیجه انتخابات را چند روز قبل از برگزاری مشخص کرد.
دیروز به طور تصادفی متروی مصلی هم بسته بود. البته مردم می گفتند: هاشمی کم آورده، مترو رو بند آورده! (هاشمی رئیس متروست.) به همین دلیل ما تکه ای از مسیر برگشتمون از بین حامیان موسوی رد شده بود. جاهایی که جمعیت بود (بسیاری از طول مسیر جمعیتی نبود و ما حتی هو نمی شدیم!) خیلی توهین ها به ماشد! حالا به دکتر احمدی نژاد رو خودتون حساب کنید! مثلا اینکه ایشون چند هفته است که حموم نرفته اند! هم دروغ و افترا است و هم توهین! به هر حال وقتی در مملکتی آزادی این گونه فهم شود، همین طور هم خواهد شد!
توهین به احمدی نژاد که مهم نیست! چهار سال است که همه عادت کرده ایم که درباره اش جکهای توهین آمیز بشنویم! توهین به ما (سه نفر، هر سه از دانشگاه امام صادق علیه السلام) اصلا قابل توجیه نیست! ما فقط پرچم همراهمون بود! ما سه نفر که روی هم 160 کیلو می شدیم، مسیری طولانی رو مجبور بودیم پیاده برویم و تنها پرچم به دست داشتیم. پرچم ایران که اینها می گفتند حرمت دارد! یعنی چه؟ ما چرا نتوانیم پرچم کشورمان را در دست داشته باشیم؟ ما به پرچم چه توهینی کردیم؟ ولی ما می دیدیم که پارچه سبز که نماد مقدسات دینی، نماد امام حسین است، روی زمین افتاده بود. پارچه سبز روی زمین افتاده بود. این می دانید برای ما یعنی چه؟
یک توهین دیگه به ما که همه با هم تکرار مثل ... تکرار می کردند، بی سواد بود! من که 36 واحد تا اتمام دوره کارشناسی ارشدم مونده، بی سوادم؟ من که حدود 160 واحد درسی، یعنی به طور متوسط ترمی 20 واحد پاس کردم تو دانشگاه سخت گیر امام صادق با معدل بالای 91 از 100 من بی سوادم؟ من با این همه حجم عظیم کتاب و مجله و ... من با این حجم عظیم مطالعه ، من بی سوادم؟!
همه اون جمع باید از من حلالیت بگیرد! چرا باید حلال کنم؟ فقط فریب خوردگان را حلال می کنم! من که احمدی نژاد نیستم!
یه مورد دیگه: اون دوست عزیزی که پرچم رو از دست ما گرفت! ادامه مسیر رو تو ماشین بودیم. حتی از شییشه هم بیرون نبودیم. طبیعتا قسمتی از پرچم بیرون شیشه قرار می گرفت! (جلو سه نفری) منتظرم اون پرچم مقدس رو به آدرس دانشگاه امام صادق اتاق 9317 پست کنه!
دو تا فحش دیگه هم یادم اومد: یکیش خائن بود! یکیش هم دیوونه!
دیشب مناظره دکتر احمدی نژاد و حجت الاسلام کروبی، دومین پیروزی دکتر محمود احمدی نژاد در مناظره های انتخاباتی بود. این بار بعید است که حتی معاندترین دشمنان، (نکته: بخش عمده ای از این یادداشت برداشتهای من از سخنان استاد ارجمند دانشگاه امام صادق علیه السلام، آقای دکتر سید مجتبی عزیزی است. حق مطلب آن بود که به نام ایشان باشد ولی چون تنها به بخشی از سخنان ایشان (و نه سخنرانی منسجم) اشاره دارد؛ اضافات و برداشتهای شخصی من است و مسائلی از این دست به استاد منتسب نمی کنم. باید صادقانه بگویم اگر در تحلیل یا مثالها اشتباهی یا قصوری است، از من است و نه استاد. شاید من نظر استاد را بد فهمیده ام و یا برداشت متفاوت خود را انعکاس داده باشم. البته به وضوح چیزهایی را هم اضافه کردم.) از دیدگاه علم ارتباطات: آقای احمدی نژاد در طول مناظره جملات خود را کامل ادا می کرد (به ویژه پایان آن را). به تعبیری ارتباط کلامی هژمونیک. مخاطب می فهمید احمدی نژاد چه می گوید. «ر» احمدی نژاد همه را به رشت می برد. مستقیما با خود آقای موسوی صحبت می کند. لبخند و ارتباط غیرکلامی احمدی نژاد جای خود دارد که تحلیل آن هم نیازمند چند بار بینی است، و هم چندان به بحث ما مرتبط نمی شود. در آن سو، آقای موسوی ارتباط کلامی اش هژمونیک نبود. جملات متعددی را ناقص رها کرد. (علاوه بر چیزهای مکرر، متن را خودتان ویرایش کنید تا بفهمید نه تنها کلمات، جملات متعددی از متن حذف شده اند.) مورد اصلی اینجاست که ایشان در نوبت اول صحبتشان سرشان را اندختند پایین (غیرکلامی) و هر چه خواستند گفتند در تنی که معمولا با چنین محتوایی سازگار نیست. همه مخاطبین محو صحبتهای احمدی نژاد هستند. هنوز گیج هستند که چگونه جرات کرده بگوید هاشمی حامی آنهاست. (این بخش هیچ توهینی نداشت.) هاشمی نامه نوشت که 6 ماه دیگر دولت سقوط می کند. (ر. ک. به بحث حقوقی) مخاطب هنوز تو شوک بود. از اون طرف هم ارتباط کلامی آقای موسوی غیر هژمونیک (مطلب رو نمی رسونه)، ارتباط غیر کلامی ایشون که سرش پایین بود هم اینو می رسوند که مطلب مهمی رو داره نمی گه. در حالی که این وسط یکی بود به اسم محمود احمدی نژاد. داشت اینها رو می شنید! تمام حرفهایی که میرحسین زد رو با توجه زیادی گوش می کرد. اون حرفها چی بود؟ در ادامه به سرعت و روند تندی که هنوز مخاطب تلویزیونی ما به دلایل مختلف توجه چندانی ندارد که این حرفها همه توهین و بی اخلاقی است، مجموعه ای از توهین ها در کنار هم مطرح می شود: «براساس ماجراجویی و بیثباتی، رفتارهای نمایشی و قهرمان نمایی وشعاری است، خیال بافی و خرافه گرایی است وخلاف گویی و پنهان کاری است خودمحوری و قانون گریزی است سطحی نگری و روزمرگی است و افراط و تفریط.» این 15 کلمه توهین آمیز خطاب به آقای احمدی نژاد، در حضور ایشان و در رسانه ملی صورت گرفته است. اینها از جملات مختلف اقتباس نشده اند. همه بخشی از یک جمله اند. مخاطب تلویزیونی اصلا متوجه نیست که آقای موسوی چقدر به رئیس جمهور یک مملکت راحت توهین کرد. آنهم 15 بار پشت سر هم، بدون وقفه. همگان هم می دانند ارتباط مستقیم (توهین مستقیم) در ارتباطات انسانی خیلی اثرگذاری و واکنش خواهی شدیدتری دارد تا ارتباط غیرمستقیم. مثلا اگر کسی مستقیم به شما توهین کند احتمالا واکنش شدیدتری نشان می دهید تا اینکه بشنوید یا در سایتی بخوانید که فلانی به شما توهین کرده. توجه دارید که احمدی نژاد در دور اول صحبتش هیچ توهینی نداشت. فقط از آقای هاشمی گفت که ایشان نامه ای نوشتند که توهین به کسی نیست. بیشتر وارد جزییات نوشیم. افشاگری هم از هر دو طرف اتفاق افتاده است. (افشاگری غیر از توهین است.) همه آنچه که به بی اخلاقی احمدی نژاد معروف شده، بعد از این اتفاق افتاده است. نکته مهم دیگر ارتباطی بحث: تاثیر رسانه و کانال دریافت پیام است. مخاطب تلویزیونی که در جمع عمومی برنامه دیده است، تقریبا اصلا متوجه توهین های آقای موسوی نمی شود، ولی مخاطبی که از رسانه های نوشتاری با مناظره تعامل کند، توهین ها را به خوبی درک می کند. منبع اغتشاش یا تداخل noise or interference در رسانه های دیداری مثل تن صدای قدرتمند احمدی نژاد در هنگامی که از آقای هاشمی اسم می برد، نویزهای ناشی از حضور دیگران و سایر نویزها در کنار نگاه به زمین آقای موسوی و بی احساسی کلام ایشان همه سبب شد تا توهین های آقای موسوی به مثابه توهین شنیده نشود. حتی اگر ادعا شود که کلام آقای موسوی در این جملات هژمونیک بوده است، باید بگوییم که به علت 3 ماه تکرار آنها از سوی آقای موسوی(و به تعبیری بهتر 4 سال تکرار آن از سوی افراد مختلف) کسی متوجه توهین بودن آنها نشده است. چون اساسا چیزی که تکرار می شود، توهین تلقی نمی شود. از دیدگاه علم حقوق و مباحث قضایی: گفتیم مباحثی که افشاگری هستند از سوی دو طرف مطرح شده اند. بحث افشاگری پرونده آقایان محصولی و کردان که از سوی آقای موسوی انجام شد. (نگویید افشاگری نیست که هست! 1- پرونده کردان در مجلس مطرح شد نه در قوه قضاییه. تخلفی هم دستگاه قضایی از ایشان تایید نکرده. 2- اگر استدلال می کنید که این را همه می دانند و افشاگری نیست، باید بگوییم که افشاگری های احمدی نژاد را نیز چند سالی است همه می دانند! آن خانواده معروف و پسران را همه می دانند! آن هم افشاگری نیست! توجه: افشاگری اگر خلاف واقع باشد، تخریب نام دارد.) نامه 6 ماه تا سقوط از آقای هاشمی، رشت الکتریک، استات اویل و در حالتی هم قضیه پسران ناطق نوری هم از افشاگری های احمدی نژاد است که رویش بحث حقوقی می توان کرد. (توجه: تقریبا دادگاه در مورد بقیه صحبتها کاری نمی تواند بکند و بحث حقوقی روی آنها معنی ندارد. مثلا احمدی نژاد در جمله سوالی پرسیده است: فرزندان هاشمی چه می کنند؟ دادگاه ها در هیچ کجای دنیا کسی را به خاطر این گونه سوالات به دادگاه هم احضار نمی کند! در این موارد طرفین یعنی متهمان قضایای رشت الکتریک، استات اویل، فرزندان ناطق، کردان و محصولی باید به قوه قضائیه شکایت کنند تا دادگاه بتواند موضوع را بررسی کند. اگر قضایا واقعی نبود و صرفا اتهام دروغین بود، دروغگو مشخص می شود و مطابق قانون با وی برخورد می شود. اما اگر اتهامات واقعی بود، این سوال پیش می آید که آیا این دو چنین حقی داشتند که این چنین افشاگری کنند؟ حتی اگر واقعیت داشته باشد، هر کسی می تواند افشاگری کند؟ بی شک طبق قانون اساسی چنین حقی به رئیس جمهور داده شده تا از حقوق ملت دفاع کند. ولی آقای موسوی از منظر حقوقی به چه حقی و در چه جایگاهی افشاگری کرد؟ (با فرض صحیح بودن مدعا) از دیدگاه علم اخلاق: ظرایف اخلاقی را باید از عالمان اخلاق پرسید. در کتابها هم معمولا چیز خاصی دست آدم را نمی گیرد. در اخلاق نفس حق استاد حرف اول را می زند. آیت الله مهدوی کنی، که استاد اخلاق دانشگاه امام صادق علیه السلام هم هستند و جلسه اخلاق دارند، به آقای احمدی نژاد در روز ارتحال امام گفتند: مناظره خوبی بود. ای کاش اسم نمی بردید. (فارس) یعنی نفس افشاگری های آقای احمدی نژاد مشکل نداشت، فقط اسم نباید نمی برد. با توجه به وجهه سیاسی آیت الله مهدوی کنی و آشنایی طولانی مدت ایشان با آقای هاشمی، جمله دوم (اسم بردن) را باید اینگونه تعبیر کرد: این یک اشتباه سیاسی بود که اسم بردید. به هر حال، ما نظر خاصی از علمای اخلاق در تایید صحبتهای آقای موسوی (به ویژه توهین های 15 گانه) ندیدیم. بعید هم هست که عالم اخلاقی آنها را تایید کند. به هر حال، در محیطی که لجن پراکنی صورت می گیرد، این لجن پراکنی ها به لجن پراکن هم ترشح می کند. سه ماه تمام توهین به ملت شریف ایران، تمرکز و تکرار وقیحانه آنها در یک جمله با 15 توهین مستقیم، اگر واکنش احمدی نژاد را بر نینگیزد، باید تعجب کرد. از دیدگاه علم سیاست (مباحث مصلحت سنجی): چه کسی گفته است مخفی کردن فساد به نفع نظام است؟ چه کسی گفته مخفی کردن بیماری به نفع مریض است؟ دیدگاههای مقام معظم رهبری که نائب امام زمان در صاحب اختیاری نظامند، خلاف این است. حداقل به زعم ما. بارها گفته اند که اگر شما جلوی فساد را نگیرید، مردم را به صحنه می آورم. کجای نظام سیاسی اسلام استوانه دارد؟ کجا کره، مخروط، دایره، ضلع، قطر و مستطیل دارد؟ قرآن می فرماید: اگر محمد (ص) به قتل برسد، شما بی خیال می شوید؟ نظام اسلامی هیچ گاه قائم به شخص نیست. حتی به شخص رسول الله در زمان مدینه. اگر ولی مسلمین به شهادت برسد، جایگزین بعدی ایشان هستند. حالا آقایانی که اسم آنها برده شده، کجای نظام اسلامی هستند؟ تجربه تاریخی عزل آیت الله منتظری قائم مقام امام را به خاطر بیاورید که آب از آب تکان نخورد. اینها که احمدی نژاد اسمشان را برد، در حد و اندازه های آقای منتظری هم نیستند. همان گونه که اسلام با عمل مسلمین یکی نیست. مثلا یکی ممکن است مسلمان باشد و مثلا احیانا هم دروغکی بگوید. نظام هم با عمل مسئولین یکی نیست. یکی ممکن است عضوی از نظام باشد، به نظام هم خیانت بکند! با زیر سوال رفتن افراد، اصل نظام اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه که زیر سوال نمی رود! با خائن و فاسد در هر نظامی -حتی در نظامهای دموکراسی غربی یا حتی نظامهای استبدادی- برخورد می کنند. ما که نظام اسلامی هستیم و الگوی حکومتی امیرالمومنان علی را می خواهیم پیاده کنیم، باید با مسئولین فاسد قاطعانه تر مبارزه کنیم. استراتژی شیعه اینها را نمی پذیرد. در شیعه، مالک اشتر که در زمان پیامبر، آدم مهمی نبود، در زمان علی (ع) آدم مهمی می شود و دمار از روزگار آنانی که در زمان پیامبر مهم بودند را در می آورد. علی (ع) هم راضی است. تشبیهی نباشد ولی این چه استدلالی است که سابقه در نظام و مبارزه های انقلابی، برای کسی مصونیت ایجاد کند؟ نظام قبل از آن که کار از کار بگذرد، نیاز به جراحی دارد. یک وقت دیدید، سن مریضتان زیاد شد و دکترها به خاطر خطر مرگ حتی جراحی هم نمی کنند. بیاییم بیماری های نظام را در جوانی جراحی کنیم، با حداقل هزینه؛ تا این نشود که فقط ظاهری از نظام باقی بماند و آن ظاهر پوچ هم بعد از چندی از بین برود. راهکار و نتبجه گیری: این موضوع از زوایای مختلف قابل تحلیل است. برنده یا بازنده آن را مردم تعیین می کنند. بحث ارتباطی، اخلاقی، سیاسی تقریبا جبران ندارد. اتفاقی است که صورت پذیرفته است. تنها ممکن است با موج سازی های رسانه ای به توجیه و یا تبیین مناظره پرداخت. اما از منظر حقوقی قابل پیگیری است و باید پیگیری شود. اگر چیزی است به اسم آبروی نظام یا افراد ریخته شده، باید پیگیری شود. همه آقایان و یا خانمهایی که بهشان اتهام زده شده باید شکایت کنند. توجه دارید که مثلا قضیه استات اویل صرفا اتهام به شخص فرزند هاشمی نبود. (البته آقای احمدی نژاد اشاره نکردند که در استات اویل چه کسی رشوه گرفته است.) اگر اینها شکایت نکنند، نشانه شناسی به ما می گوید که خیلی عمل معناداری است! یکی اش شاید تایید و پذیرش اتهامات باشد. یکی روشدن پرونده های دیگر. یکی اش هم شاید ساخت و پاخت آقایون با یکدیگر! اگر اینها شکایت کنند،یا دروغ یکی از کاندیداها رو می شود ، یا بی عرضگی دستگاه قضایی (در صورت شکایت و عدم رسیدگی)... بالاخره برای شفاف شدن موضوعات، لازم است آقایان و خانمها شکایت کنند! شکایت کنند تا حقیقت روشن شوند، اگر اتهامات وارده بی اساس، آن وقت اگر خواستند، ببخشند یا درخواست اشد مجازات کنند. متهمان شکایت کنید!
وی را به بی اخلاقی متهم کنند. در مناظره قبلی با آقای موسوی هم، احمدی نژاد بی اخلاقی نکرد. تو این یادداشت به بررسی اجمالی حرفهای این دو کاندیدا (رئیس جمهور محبوب ایران و نخست وزیر دوران جنگ) می پردازیم از منظر (علمی) بحثهای ارتباطی، حقوقی و قضایی، اخلاقی و سیاسی. و در پایان هم راهکار ارائه می دهیم! البته نه لزوما راهکار جدید!
- برچسبها:مناظره انتخاباتی، میرحسین موسوی، محمود احمدی نژاد، دکتر سید مجتبی عزیزی، دانشگاه امام صادق علیه السلام، نقد و تحلیل، ارتباطات، حقوق، سیاسی، علم اخلاق، نظام سیاسی اسلام، توهین، فرهنگ و ارتباطات، ارتباط کلامی، ارتباط غیرکلامی، مصلحت نظام، علی (ع)، مفسدین اقتصادی، آیت الله مهدوی کنی، هاشمی، مباحث قضایی، انتخابات ریاست جمهوری، افشاگری، تخریب، مهدی کروبی،
آخرین مطالب وبلاگ پاورقی
-
اعلام نتایج اولیه کنکور سراسری دکتری
-
تیتر یک شماره 65 حیات
-
روز جهانی ارتباطات گرامی باد/ شماره 65 حیات منتشر شد
-
کتابهایی که از نمایشگاه خریدم- کتاب تبلیغات و اقناع
-
فهرست کتب پیشنهادی من- نمایشگاه کتاب 91
-
به زودی/ فهرست کتب پیشنهادی من!
-
یک بیانیه تصویری درباره نامههای سرگشاده اخیر دانشجویان دانشگاه
-
دو کتاب ضمیمه جدید
-
بهانهای برای بهروز کردن...
-
سایت جدید دانشکده فرهنگ و ارتباطات
-
همه پستهای وبلاگ پاورقی


