در راستای آسیب شناسی وضعیت موجود رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، قبلا ایمیلی به تمامی اساتید و کارکنان و دانشجویان ارسال کردیم (که نکات درس برانگیز زیادی داشت و بعدها بیشتر خواهم گفت) و به ماستمالیزیشن درسها توسط اساتید انتقاد کردیم. گفتیم می شود ماستمالی نکرد و استاد خوبی هم بود.

این بار به این نکته فوق العاده مهم اشاره می کنم که بستر تولید علم، یک بستر ارتباطی مناسب بین استاد و دانشجو را به عنوان یکی از حداقلهای جنبش نرم افزاری نیاز دارد. حال برخی اساتید احمقانه به تیرگی روابط  دامن می زنند. (شکست در بستر تعاملی که به زعم من مقصر، دانشجو نیست.)

تصویر برای تزیین است.

اگر دانشجو تندی می کند، باید توجه کرد دانشجو، جوان است و خام و پر شر و شور. تندرویی و مصلحت نیندیشی در ذات اوست. چرا که صداقت دارد و رو راست می گوید.

واقعا اتفاقاتی که می افتد، مایه تعجب است: استادی مثل کودکان لجوج و احمق رفتار می کند! (البته همین الان، تاکید می کنیم که کاری به سایر حسنهای استاد مثل تقوای دینی، دانش علمی مرتبط و ... نداریم. ما داریم صرفا ضعفهای اساسی و بسیار تاثیرگذار را بر می شماریم.) مثلا یک استاد این ترممان می گوید: کسانی که بعد از من وارد کلاس می شوند، غایب محسوب می شوند. (حتی اگر 100 دقیقه یا بیشتر در کلاس حاضر باشند!) یاد استادی افتادم که یک دانشجو به او تعارف کرد و استاد رفت تو کلاس و در رو بست و دانشجو هم غیبت خورد.

مجال آن نیست توضیح بدهم چقدر همه خوبی های این استاد به خاطر این رفتار کودکانه استاد نادیده گرفته می شود.

استاد عزیز! کمی فکر کن و انصاف به خرج بده!

کسی که مثلا 3 و 5 دقیقه می رسد سر کلاس. تنها به خاطر لحظاتی تاخیر باید غیبت بخورد و درسش صفر شود و یک یا دو ترم به دوره تحصیلش اضافه؟ آخر به چه استدلالی؟ آیا تصور کرده اید وقتی استادی دیرتر از دانشجویان بیاید، به خاطر لحظاتی تاخیر منطقی و موجه، غایب محسوب شده و از حقوقش کسر شود و توبیخ و ... . آیا اینها عادلانه است؟

به این مثال واقعی  توجه کنید:جالب است!

 دانشجویی راس ساعت در کلاس حاضر است. استاد هنوز نیامده. دانشجو می رود بیرون کلاس که یک تماس بگیرد. همین استاد با 5 دقیقه تاخیر وارد می شود و حضور و غیاب می کند. دانشجو برگشته ولی دانشجو غایب محسوب می شود.

 واقعا در این حالت، غایب کیست؟ دیر آمدن استاد به پای دانشجو نوشته شد!!!

بگذریم که در مورد این استاد حرف بسیار است. چرا که همین استاد می گوید: تصمیمی که بستر تعامل را به war تبدیل کند، فلان طور است و .... ولی عملا با این مبنای حضور و غیابش، بستر تعامل را به war تبدیل می کند. یا ایها الذین امنوا لم تقولون ما لا تفعلون؟ به عمل کار برِآید، استاد! به سخندانی نیست.

ای کاش اعصاب راحت تری می داشتم و بیشتر و بهتر  توضیح می دادم.

-----

توضیح برای مخاطبان بیرون دانشگاهی: افراط در بحث حضور و غیاب از سوی برخی اساتید، جوی بسیار منفی نسبت به این موضوع پدید آورده است که بررسی آن مجال دیگری می طلبد.