یکشنبه 14 فروردین 1390  01:34 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 15 فروردین 1390 03:36 ب.ظ

عکس پروفایل حمید داوودآبادی در وبلاگ خاطراتش در پرشین بلاگوقتی کتاب «از معراج برگشتگان» خاطرات حمید داوودآبادی را می خواندم، (اینجا) بسیاری از داستانهای طنزی که در مورد دفاع مقدس خوانده بودم، به واقعیت پیوستند. من هم تعجب می کردم که این داستانها را تا دیروز زاییده تخیل طنز نویسان دفاع مقدس می دانستم و امروز همه آنها را واقعی و جزیی از خاطرات رزمنده دوست داشتنی: حمید داوودآبادی.

راز این مساله هم وقتی معلوم شد که در وبلاگ خاطرات جبهه حمید داوودآبادی خواندم: مفت خورها به بهشت نمی‌روند!
آری وقتی فهمیدم بسیاری از کتابها و در حقیقت حتی نویسندگان دفاع مقدس هم کپی رایت را رعایت نکرده اند به شدت ناراحت شدم. خدا از حق الناس نمی گذرد! باور کنید:
  بنیاد شهید،"ناگفته‌های جنگ: خاطرات شهید صیاد شیرازی" به‌کوشش "احمد دهقان" ،"داود امیریان"، کتاب "رفاقت به سبک تانک" از طرف حوزه‌ی هنری، فردی به‌نام "امینی" از "موسسه‌ی شهید آوینی" نرم افزاری به‌نام "معبر خاکی"،"سیاوش سرمدی"، مجموعه‌ی"هشتاد سال مقاومت"،"موسسه‌ی فن القدس"، مجله‌ی "شاهد یاران"،"زهره علی‌عسگری" خاطره‌ای در مجله‌ی فکه،نشریه‌ی "یالثارات"، مفت خوری به اسم "حاج احمد نعیمی" و ...

از افشاگری حمید داوودآبادی (این یکی) تشکر می کنم. قبلا هم از خبرگزاری اخلاق مدار مهر (سازمان تبلیغات اسلامی آقای خاموشی) افشاگری کرده بود که رعایت کپی رایت عکس هایش درباره فیلم اخراجی ها 3 مسعود ده نمکی را نکرده اند. (اینجا: مفت خوری به سبک خبرگزاری مهر) البته اینها افشاگری نیست و جواز تظلم مظلوم است که در این مورد شما حتی می توانید به غیبت مومن ظالم هم بپردازید.

من ضمن تشکر مجدد از افشاگری (تظلم مظلومانه) آقای داوودآبادی از همه به ویژه وبلاگ نویسان می خواهم ضمن محکوم کردن این حرکات زشت، خود نیز به رعایت کپی رایت آثار دیگران احترام بگذارند.


مرتبط:
پسانوشتار:
1- فراموش نکنیم پرمخاطبت ترین آثار هنری ایران درباره دفاع مقدس است: فیلم و سریال لیلی با من است،  کتاب خاکهای نرم کوشک سعید عاکف، فیلم اخراجی ها 1 و 2 و 3 مسعود ده نمکی، کتاب دا و .... پس کپی رایت دفاع مقدس مهم تر هم هست. به ویژه اینکه مثلا فیلم اخراجی ها 1 با همین مساله آسیب دید.
2- اینهایی که اسمشون (یا اسم موسسه شون) بولد شده، متهم به عدم رعایت کپی رایت هستند. برای این که بدانید دقیقا چه کسی، چه کاری کرده باید به خود وبلاگ آقای داودابادی سر بزنید! تازه! شاید با شنیدن دفاعیات اینها، برخی از آنها را بی گناه تشخیص بدهید. آن چه مسلم است این است که در تهیه برخی آثار اجازه لازم از اقای داودآبادی گرفته نشده است که فهرست آن را می بینید!

   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی
پنجشنبه 19 اسفند 1389  07:32 ب.ظ    ویرایش: جمعه 20 اسفند 1389 04:27 ب.ظ

دیشب تالار اندیشه حوزه هنری مهمان فیلم «گزارش یک جشن» آخرین ساخته ابراهیم حاتمی کیا بودیم.
1- ابراهیم حاتمی کیا را به خاطر مهاجر، به خاطر دیدبان، حتی به خاطر آژانس شیشه ای دوست دارم. حاتمی کیا را دوست دارم چون  آوینی برای او نوشت: «برادران! خسته نباشید!»
2- می گویند فیلمهای ابراهیم حاتمی کیا را باید در کنار دیگر فیلمهایش تحلیل کرد زیرا او یک فیلمساز مولف است. چنین تحلیلی، وقت بیشتری هم خواهد طلبید.
3- اما فیلم سینمایی گزارش یک جشن؛ اگر فیلم رو درست فهمیده باشم، حاتمی کیا نمی خواسته چنین فیلمی بسازد. چیزهایی که فیلم به ما می گوید، حرف حاتمی کیا نیست. حاتمی کیا می داند ما 200 هزار شهید دادیم. آن وقت فیلم بسازد بگوید هر جا خواستید، خلاف قانون عمل کنید ودر این کار از پیشکسوتانتان هم جلو بزنید!
یعنی باور کنیم ابراهیم حاتمی کیا می گوید: نسل جوان! اگر جایی نیروی انتظامی به خواسته شما تن نداد، شما بریزید تو خیابونها و مثل جنبش سبز؟! این فیلم نیروی انتظامی را نابود کرد.
4- در مقام تطبیق شخصیتهای فیلم با عالم واقعیت (سیاست) نباشید. جور در نمی آیند!
5- علت مکالمه مشکوک جناب سرهنگ فیلم با مقام بالادست، آن هم با لحن غیرمحترمانه جناب سرهنگ، رو ما نفهمیدم. یعنی از تو فیلم چیزی در نیومد.
6- مجله پنجره شماره 82 چند مطلب درباره این فیلم از نگاه افراد مختلف نوشته است که شاید خواندن آنها بی فایده نباشد.
صحنه ای از فیلم گزارش یک جشن

   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی

وقتی ذائقه ما را عوض کردند، وقتی زبان ما را عوض کردند

اشاره: رسانه کتاب، مغز نظام رسانه ای، رسانه نخبگان، اولین و پدر رسانه های بشری در دوران پس از تاریخ است. (دکتر محمد ابراهیم فیاض، ایران آینده به سوی الگویی مردم شناختی برای ابرقدرتی ایران، پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات، تهران، 1387، ص 125)

معرفی کتابهای مطالعه شده در سال جاری: دومین کتاب

عنوان کتاب: حصر دل، نوشته عبدالله گیویان

ادبیات دفاع مقدس در دهه 60 شاهد کتابهای خوبی بوده است. کتابهایی که اگر امروز چاپ می شدند، فروش بسیار بالایی داشتند. دهه 60 سوژه های ناب دفاع مقدسی فراوان بودند ولی حیف که ذائقه کتابخوانی هنوز ایجاد نشده بود. ما در ترم اول دانشگاه خواندیم که فرهنگ اکتسابی است و باید آموخته شود. امروز هم می گوییم برادر من! خواهر من! یعنی چی تو خونه تون سی دی همه فیلم ها رو دارید؟ بچه هفت هشت ساله کی گفته این همه فیلم باید ببینه؟! چرا ذائقه بچه را غلط می سازید؟! بچه تون رو کتاب خون تا خودش تصویر وقایع را بسازه. بذارین بچه تون فعال بشه، نه منفعل. فیلم هم خوبه ولی جای خود! و مسلما کمتر از اینها! این فیلم ها ذهن بچه تون را تنبل بار می آره!

(این دل پردرد رو کجا ببرم؟! بریم به معرفی کتاب حصر دل، نوشته عبدالله گیویان)

حصر دل

محصول سال 1369 حوزه هنری. وقتی که کتابهای با عنوان سوره مهر چاپ نمی شدند. از نمونه های نخستین ادبیات داستانی فرهنگ پایداری. داستان کوتاهیه 72 صفحه. تحلیلی هم هست. نکات قشنگی از پشت جبهه هم داره. اطلاعات داخل جبهه اش هم جالبه. مثلا تو صحبتهای رزمنده دهه 60 یه جایی می گفت: «تو به چه دلیل کارت رو ول کردی اومدی جبهه؟ تو برای امت اومدی؟ برای امام اومدی؟» (ص 27) خب، این یعنی چی؟ توجه کردید؟ تازه این نکته از یکی از این کتابهایی بود که تو فضایی نوشته شده اند که هنوز دوران توسعه هاشمی و اصلاحات خاتمی ادبیات و گفتمان جامعه را خراب نکرده بود. امت و امام! نه مردم و رهبر! رزمنده های ما برای مردم و رهبر نجنگیدند برای امت و امام جنگیدند. ترجمه انگلیسی امت، society یا هر آنچه فکر می کنید نیست. امت همان امت می شود. Ummah. جاش نیست تفاوتهای این دو را بگم ولی لعنت به اونایی که زبان ما ( و حتی زبان رزمندگان) را عوض کردند. (چیه! شما که می دونین امروز دل پری دارم!) ذائقه ما را این رسانه های جمعی نابود کردند. فرهنگ ما را نابود کردند. امت و امام را که قدرت ما بود، از ما گرفتند و رهبر و مردم (شهروندان!) دادند. رهبر و شهروندان متقابلا حاضرند دیگری را نابود کنند. (تو فیلمهای هالیوودی فراوون از این توجیهات دیده اید که به مصلحتهای مختلف مردم به یکدیگر و حکومت خیانت می کنند و یا رهبران به مردم خیانت می کنند...) امت از ولایت دست نمی کشد. ولایت هم از امت با تمام وجود دفاع می کند. راستی «مبنا»ی حکومت ما حقوق شهروندی و این حرفها که نیست. مبنای حکومت اسلامی، حق و وظیفه حکومت ولایت فقیه است و تبعیت امت.

اطلاعات کتابشناسی:

کتاب حصر دل، عبدالله گیویان، تهران، انتشارات حوزه هنری، 1369.

   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی
دوشنبه 14 دی 1388  02:53 ب.ظ    ویرایش: شنبه 28 آذر 1388 11:08 ب.ظ

    اشاره:

    مشکل ما سه راه حل دارد: خواندن، خواندن و خواندن. البته راه حل چهارمی هم وجود دارد که آن هم خواندن است. مطالعه را به برنامه روزمره زندگی خود وارد کنید. -نقل به مضمون از دکتر حسن رحیم پور ازغدی

    معرفی کتابهای مطالعه شده در سال جاری: پنجاه و پنجمین کتاب

    عنوان کتاب: کتاب پاییز در قطار اثر محمد کاظم مزینانی

    پاییز در قطار

    کتاب پاییز در قطار طرح روی جلدی دارد که تداعی رمان کودکان یا رمان نوجوانان می کند. البته کم حجمی کتاب 59 صفحه هم بر این معنا دلالت دارد. اما اصلا برای کودکان و نوجوانان مناسب نیست! واقعا این داستان می خواست چی بگه؟ چی گفت؟ جبهه رفتن پسرک چشم آبی داستان محکوم شد! همین. البته کتاب ویژگیهای مثبتی هم داشت مثل اینکه حسد سگ داستان -خانمی- درمان شد. رشد و تعالی آن سگ هم چیز خوبی بود.

    کتابشناسی:

    کتاب پاییز در قطار -رمان-، محمد کاظم مزینانی، دفتر آفرینش های ادبی، تهران، انتشارات سوره مهر، 59ص.

   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی
پنجشنبه 10 دی 1388  02:24 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 30 آذر 1388 12:30 ق.ظ

اشاره: کتاب، دوست ماست. لکن با کتاب، معامله دوری و دوستی نکنیم.

پوستر رونمایی کتاب

معرفی کتابهای مطالعه شده: پنجاه و سومین کتاب

عنوان: کتاب خاطرات شفاهی شهید محمد حسن نظرنژاد: بابانظر

شهید محمدحسن نظرنژاد، پهلوان باغیرتی بود. قهرمان ورزشی ملی -در قبل انقلاب- بود. سوابق انقلابیگری قبل انقلاب داشت. در کردستان و گنبد هم بود تا مشتی منافق و مخالف، به مردم زور نگویند. 140 ماه هم سابقه حضور در جبهه دارد! -هشت سال جنگ می شود 96ماه؛ 10 سال هم به تعبیر آقا سعید -سردار قاسمی- می شود 120 ماه؛ بروید کتاب را بخوانید تا بفهمید چطور می شود 140 ماه سابقه داشت!- انواع مختلف جانبازی ها در قسمتهای مختلف بدن؛ چیزی بیشتر از 150 درصد جانبازی. با همه اینها، این سردار با ارزش تاریخی فرهنگی سپاه بی جهت در سال 1375 شهید می شود! به کوه می رود ولی یک تیم پزشکی همراه او نیست، حتی یک کپسول اکسیژن هم می توانست او را برای ما حفظ کند ولی نشد.

بگذریم. کتاب فوق العاده قشنگی است. مدتها بود چنین کتابی نخوانده بودم. دو شب تا صبح بیدار بودم که تمام شد. ما به خاطرات شفاهی خیلی نیاز داریم. لایه های تاریک و پنهانی از تاریخ با تاریخ شفاهی شفاف می شود. بابانظر از کتاب دا هم بهتر است. یعنی جالب تر و جذاب تر است. سرگذشت این مرد که با تاریخ دفاع مقدس خراسان عجین شده، پر از غمها و شادیهایی بود که دو روز اول محرم امسال با آن زندگی کردم.

بابانظر، حقش است که رکورد کتاب دا را بشکند. خریدیم، خواندیم، هدیه می دهیم.

نکته فرعی: در قسمت فهرست نویسی فیپای کتاب موضوع کتاب سرگذشتنامه ورزشکاران معلول ایران عنوان شده!

کتابشناسی:کتاب خاطرات شفاهی شهید محمد حسن نظرنژاد: بابانظر؛ مصاحبه: سید حسین بیضایی، تدوین: مصطفی رحیمی؛ دفتر ادبیات و هنر مقاومت، تهران، سوره مهر، چاپ سوم 1388

   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی
_ _
  • آخرین مطالب وبلاگ پاورقی

  • _ _
    • کل صفحات:3  
    • 1
    • 2
    • 3
    •   

    .*. پاورقی فرهنگ و ارتباطات

    حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات