پس از خاطرههای تلخ و شیرین پارسال،
رتبه امسال با پارسال، «یکی» نشد. یعنی «یک» نشدم!
صرفا مجاز شدیم به انتخاب رشته تا امسال هم سرنوشت ما در مصاحبه مشخص شود.
به امید نشان لبخند رضایت بر لبان امام
لینکهای مرتبط:
گزارش حضور در مصاحبه دکتری + نکات (+)
دومین امتحان کتبی دکتری + نکات (+)
پستی برای شاد کردن دل دوستان: نفر اول دکتری شدم (+)
و خدا را شکر به سر آمد زمستان! (+)
پیشنهاد مطالعاتی (+)
نقشه هوایی علوم ارتباطات (+)
اولین تجربه امتحان دکتری (+)
بی ربط:
فرارسیدن ماه رجب پربرکت!
در مشهد مقدس نایبالزیاره ایم. (+)
1- روز قبل از امتحان چیزی بیش از 100 پیامک با این محتوا آمد که برای
امتحان شما دعا کردیم. ایمیلها و کامنتها را خودتان حدس بزنید. به هر
حال، ما که اعتقاد داریم سلاح مومن دعاست! شما هم امتحان کنید!
2- شب قبل از امتحان تا 12 شب، مشغول برخی کارهای اینترنتی بودم! چند تا عکس مرتبط به مجله حیات به طراح عزیز (کالگراف) ایمیل کردم. چند نفری از دوستان حاضر در گوگل پلاس (مثلا)
تذکر دادند که زودتر بخوابم. امتثال امر کردیم.
البته من تا جایی که
بتوانم سر شب میخوابم و همه را به خوابی که یکی دو ساعت بعد از اذان شروع
شود، توصیه میکنم.
3- تجربه پارسال (+)
میگفت من تحمل 4 ساعت نشستن فعال بر صندلی امتحان آن هم در حال فکر کردن و
نوشتن را ندارم.
امتحانات دانشگاه هم معمولا نیمساعت، 45 دقیقه -حتی اکر
تموم نمیشد- پا میشدم! (همیشه معدلم بالا بود و نیازی به نوشتن پاسخ
همه سوالات و نیز همه پاسخ سوالات (این دو با هم فرق میکنند) نداشتم!!!)
بر میگردم به خود بحث: بامدادان، مجموعهای از حرکات ورزشی مفید را انجام
دادم. اما مثل این که توانایی جسمانی بیشتری لازم است.
قبل از آزمون- حوزه امتحانی
4-راستی، محل حوزه امتحانی باید شهرستان پدری
باشد. خانواده خوب، مثلا برادری که شما را تا حوزه امتحانی برسونه،
لهجه هماستانیها (+)، دیدار دوستان و اخیرا معلمان سالهای دور در افزایش روحیه شما موثر است.
5- پسته و شکلات، بسته فرهنگی پیشنهادی من برای جلسه
امتحان است.
زمان مناسب خوردن اینها هم وقتی است که بر صندلی نشستید. (یعنی تقریبا نیم ساعت قبل از شروع امتحان) مغز
شما به موقع فعال میشود.
6- امسال حوزه امتحانی خواستههای منو برآورده نکرد! به
جای اینکه نیم ساعت قبل از شروع در حوزه را ببندند، هفت و نیم تازه در را
باز کردند! (و من هم اولین نفری بودم که وارد شدم!) هم نوبت صبح و هم نوبت
عصر با تاخیر 35 دقیقهای شروع شد! خبری از ناهار نبود. رفتم کباب کوبیده
سبکی (به ارزش 1300 تومان) زدم.
آزمون صبح- سوالات تخصصی علوم ارتباطات
7- 90 دقیقه برای 60 سوال علوم انسانی زمان زیادی است! به
ویژه اگر سوالهای آمار و ریاضی نداشته باشد و همچنان حجم سوالات حفظی از
سوالات تحلیلی بیشتر باشد!
دفترچه اول (نوبت صبح) سوالات تخصصی بود. مثل
پارسال، 35 دقیقه (احتیاطا بخوانید 40 دقیقه!) طول کشید. پارسال که سوالات تخصصی را
جواب دادم، دو سوال مونده بود که همینجوری زدم گزینه 4. (آخه دیده بودم
حق این گزینه ادا نشده است!)
امسال همه را جواب دادم. بعضی را از حفظ و
بعضی را با فکر و استدلال! البته شاید اینهایی که با فکر جواب دادم، از
کتابهایی بود که نخواندم!
البته من درک میکنم سازمان سنجش در حال تجربه و
یادگیری طراحی سوالات است. باید فرصت پیدا کند تا یاد بگیرد.
سوالات
روزنامهنگاری (که فکر میکردم درباره تیتر و لید و این حرفها باشد) و
سوالات مطالعات ارتباط جمعی، خیلی بد بود! سوالات روش و نظریه بهتر شده
بود. البته یادشون رفته بود سطح سوالات را به کارشناسی ارشد برسانند! مثلا
سطوح سنجش را ما در آمار ترم 3 خواندم. آمار ترم 4 و روش تحقیق ترم 4 هم
سطوح سنجش را سوال امتحانی میدادند و من از همان موقع به اهمیت سطوح سنجش
پی بردم! البته فکر نمیکردم که سوال دکتری هم...
بین دو آزمون
8- بعد از امتحان، گشتی در شهر (منظورم روستاهای
امیرکلاست) زدم. اول چشمم به «جمعه بازار» افتاد. خیلی از «یکشنبه بازار» شهر
ما بزرگتر بود. اما کپی برابر اصل شهر ما بود. گویا عوامل مشترکی بر هر دو
اثرگذار است. مدتی بود «غاز» و «سیکاکته» که شما به این دومی «جوجه اردک»
میگویید، ندیده بودم! چیزی حدود دو ساعت در جمعه بازار سیر کردم. خوش
گذشت.
9- این خاطره را هم بخوانید: از چای نمیتوان گذشت. در
چایخانه سر کوچه دانشگاه، یک پیرمردی به مناسبتی برای شاه، طلب آمرزش کرد. رفیقش
هم گفت: این حرف را نزن! [نمره] انقلاب 20 است! مگه یادت نیست؟ امام گفت: من از
ابرقدرتها نمیترسم، اما از هملباسهای خودم خواب راحتی ندارم!
بین دو آزمون- روز جمعه
10- شهدا شرمندهایم. گلزار شهدای شایستگان که 113 شهید
داشت. (و این تعداد بالایی است). بیجهت نیست که در خاطرات رزمندگان مثلا
کتاب از معراج برگشتگان آقای داوودآبادی می بینم که وقتی لشکرهای تهران و
اصفهان دچار کمبود نیرو هستند، لشکر 25 کربلای مازندران، 100 گردان نیرو
وارد منطقه میکند! تعجبی ندارد وقتی فرماندهان تهران (همان سرداران ستودنی
دفاع مقدس، همان اسطورهها) در مقابل رای فرماندهی جنگ میایستند و
استراتژی جنگ تن در برابر تانک (دفاع گوشتی) را نمیپذیرند، این مرتضی
قربانی (فرمانده اصفهانی لشکر 25 مازندران) و لشکر اوست که جانفشانی میکند.
پسر جوانی به همسرش در حال معرفی شهدا بود. حتی گفت:
«قبلا اینجا سبزه و درخت داشت. باصفا بود. هر شهیدی حجله خودش را داشت.»
چقدر از طرح یکسان سازی قبور شهدا متنفرم! واقعا چرا طراوات و تنوع گلزار
شهدا را ازش گرفتند؟ باز هم خوب است که روی سنگ مزار شهدا، جملههای خوب و
متفاوتی از وصیتنامه شهدا انتخاب کردند!
11- آنانی که روز جمعه را برای امتحان دکتری پیشنهاد
میدهند، احتمالا خودشان نماز جمعه نمیروند!
رفتن و برگشتن به نماز جمعه
بابل میسر نبود. (من که ماشین ندارم!)
موقع نماز ظهر، مساجد و حسینیهها هم
همه بسته بودند. نمازگزاران هم به نماز جمعه میروند! حتی متولی!
اما
پرسانپرسان حسینیه گلزار شهدای درزیکلا را دیدیم.
(مرز روستاها برای من
قابل تشخیص نبود. زمینهای شالیزاری که یک معیار عمده در گذر از روستایی به
روستای دیگر هستند، تبدیل به باغ مرکبات، خانه، مغازه، کارگاه بلوکزنی(!)
و ساختمان شده بودند!)
این همه شهید! یعنی اون 113 تا متعلق به یک روستا
بود! بیشک، این روستاها دین خود را به انقلاب ادا کردهاند.
آنجا نماز
خواندیم. خوب است مسئولان سازمان سنجش که متوجه نیاز «ناهار داوطلبان»
شدهاند، به نیاز چند متری برای «نماز» هم توجه کنند. (نمازخانه دانشگاه،
سالن امتحانات ما بود! تازه، در دانشگاه هم ساعت 2 باز میشد!)
خواستم خلاصه باشد. پس، نکات مربوط به بعدازظهر را بیخیال!
- برچسبها:آزمون کتبی دکتری علوم ارتباطات سال 1391، دکتری ارتباطات، پیشنهادهای آزمون دکتری، خاطرات دکتری، پیامک، امتحان، دعا، عوامل معنوی، شب قبل از امتحان، توصیه های قبل از امتحان، وبلاگ کال گراف حسین براتی، ماهنامه فرهنگی سیاسی حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه الاسلام، گوگل پلاس، خواب، اذان، خواب شبانه، صندلی امتحان، ورزش، نرمش، آمادگی جسمانی، حوزه امتحانی، شهرستان، لهجه، معلمان سالهای دور، پسته، شکلات، بسته تغذیه مناسب کنکور، دانشگاه امام صادق علیه السلام امیرکلای بابل، جلسه امتحان، کباب کوبیده، سوالات تخصصی علوم ارتباطات در کنکور سراسری دکتری نیمه متمرکز سال 1391، علوم انسانی، سازمان سنجش آموزش کشور، طراحی سوالات دکتری، سوالات چهار گزینه ای، سوالات روزنامه نگاری کنکور دکتری، لید، تیتر، سوالات مطالعات ارتباطات جمعی، سطح سوالات دکتری، سطوح سنجش آمرا، شهر امیرکلای بابل، بابل، جمعه بازار، یکبشنبه بازار شیرگاه، سیکاکته، غاز، جوجه اردک، جمله ای از امام، چای خانه، شهدا، گلزار شهدا، گلزار شهدای شایستگان، جنگ تحمیلی ایران و عراق، لشکر 25 کربلای مازندران، سردار سپاه اسلام مرتضی قربانی، استراتژی دفاع گوشتی، استراتژی جنگ تن در برابر تانک، دفاع مقدس، طرح یکسان سازی قبور شهدا، روز جمعه، نماز جمعه، نماز جمعه بابل، مساحد، حسینیه، گلزار شهدای درزی کلای امیرکلای بابل، زمینهای شالیزاری، حسینیه گلزار شهدای درزیکلای امیرکلای بابل، نماز، ناهار دکتری، نماز دکتری!،
آنچه میخوانید فهرست منابع پیشنهادی یکی از دانشجویان خوب دانشگاه تهران برای آزمون دکتری علوم ارتباطات سال آینده است. من ضمن تشکر از این دوست عزیز -که معرفی این حجم از منابع خود بر توان بالای علمی ایشان دلالت دارد-، تاکید مجدد خود بر نظریه جامعه شناسی و نظریه فرهنگ را تکرار میکنم. دانشجوی دکتری باید علاقهمندیها و تواناییهای نظریهای داشته باشد.
در مورد روزنامه نگاری:
برخی مطالب مرتبط در وبلاگ پاورقی فرهنگ و ارتباطات:حاشیه ها و نکته هایی از اولین تجربه ام در آزمون دکتری ارتباطات
سند مربوط به عدم استفاده از سهمیه در کسب رتبه یک دکتری علوم ارتباطات سال1390
دو تامل درباره آزمون دکتری جدید علوم ارتباطات (در سال 1391)
پیشنهاد مطالعاتی برای دانشجویان علوم ارتباطات؛ از ترم یک تا دکتری!
نقشه هوایی علوم ارتباطات (با تاکید بر رشته فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام!)
یک ملاحظه عمومی و یک ملاحظه تخصصی را بخوانید! در پایان هم دو نکته اصلی را نوشتم!
چه کسی باید دکتری بخواند؟/ نخواند؟
1- به این دوره های دکتری می گویند پی اپ دی. ph در ابتدای phd یعنی فلسفه. d هم یعنی دکتری. یعنی دانشجویان دکتری، قرار است وارد مطالعات عمیق تری شوند. اگر در دوره لیسانس، دانشجویان ارتباطات، مهارتهای روزنامه نگاری می آموزند؛ در دوره دکتری باید نظریه بخوانند. جدی هم باید بخوانند. روی مبانی فلسفی مکاتب و نظریه ها باید تفکر کنند و نقد کنند. از دانشجوی دکتری، انتظار تولید دانش می رود. دانشجوی دکتری باید پژوهش کند!
2- می گویند دکتری، مصداق علم لاینفع نیست. چون، مدرک است و علم نیست. لاینفع هم نیست؛ بلکه پول توشه.
3- با توجه به گزینه دو، به بسیاری از علاقمندان حق می دهم که شانس خود را برای دکتری امتحان کنند؛ اما باید قبول کرد که بسیاری از انسانها برای دکتری خواندن ساخته نشده اند.
منابع آزمون دکتری علوم ارتباطات در سال 91
4- منابع پارسال، نسبتا مشخص و منطقی بود. دروس نظریه و روش تحقیق و آمار. هیچ کس را یارای آن نیست که همه نظریه ها (جامعه شناسی، فرهنگ، ارتباطات و با همه زیرشاخه های عجیب و غریب آنها) را بخواند و یاد بگیرد. اما آمار و روش تحقیق، حدود مشخصی دارند. مثلا شما آمار توصیفی و استنباطی می خوانی و آمار تمام می شود.
5- امسال، در روندی تامل برانگیز، روزنامه نگاری همه به منابع اضافه شده است! نمی دانم آنهایی که روزنامه نگاری را به منابع اضافه کرده اند، از خود پرسیده اند مهارت روزنامه نگاری چه کمکی به نظریه پردازی و اهداف دوره دکتری می کند؟
6- به هر حال، نظر من این است که روزنامه نگاری و همه مهارتهای آن (خبر، مصاحبه، گرافیک و ...) یک درس انحرافی است. برای موفقیت در ارتباطات، باید نظریه و روش بلد بود. قبولی تان را به خدا بسپارید. اگر صلاح نیست، قبول نمی شوید. اگر صلاح بود، بدون وقت گذاشتن برای روزنامه نگاری هم قبول می شوید. (البته دانشجوی ارتباطات، باید روزنامه نگاری بلد باشد. اما این که روزنامه نگاری، جزء مواد آزمون دکتری باشد، محل اشکال است.)
* نکته اصلی: من یک دانشجوی ساده کارشناسی ارشد معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات بیش نیستم. پس، این حرفها را در همین حد جدی بگیرید که یک دانشجوی ساده کارشناسی ارشد معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات زده است.
* نکته اصلی دوم: این که چه کتابی را بخوانیم، سوال خوبی نیست. فرض بر این است که این آزمون، سطح دانش شما را می سنجد. بنابراین شما باید مثلا تحلیل محتوا بلد باشید. فرقی نمی کند که آن را کجا آموخته اید.
- برچسبها:ایمیل، کامنت، ملاحظه، نظر، دکتری، دوره های آموزش و پژوهش دکتری در ایران، phd، دانشجو، دانشجویان دکتری، چه کسی دکتری بخواند؟، تحصیلات و آموزش عالی درایران، تحصیلات، آموزش عالی، دوره لیسانس، دوره کارشناسی، دوره آموزشی، پژوهش، آموزش، نظریه، نقد، مبانی فلسفی، علم لاینفع، مدرک، علم یا مدرک، پول، منابع آزمون دکتری رشته علوم ارتباطات سال 1391، دکتری ارتباطات، سال 1391، دروش نظریه، دروس روش تحقیق و آمار، نظریه جامعه شناسی، نظریه فرهنگ، نظریه ارتباطات، آمار توصیفی، آمار استنباطی، روزنامه نگاری، مهارت روزنامه نگاری، خبر، مصاحبه، گرافیک، تحلیل محتوا،
شروع تابستان، طوفانی و هیجان انگیز بود.
سه روز اعتکاف (+) با صفا در طبقه فوقانی مسجد دانشگاه امام صادق علیه السلام.
کسب عنوان دلنشین رتبه یک کنکور در اولین آزمون کنکور سراسری دکتری.
پایان همه 200 و اندی واحد دانشگاهی که باید پاس می شدند.
و ...

زمستان در تابستان
اما این فکر که «اگر قبول شوم، کی واحد بره دنبال 28 واحدی که
اعلام نتیجه نشده اند؟ چه جوری پایان نامه رو تموم کنم که خودمم راضی باشم؟
و ...» بسیار آزارم می داد! رک بگم، این بلاتکلیفی، تابستانم را زمستان
کرد!
به همین دلیل از همون اول، از همه التماس دعای خیر داشتم و نه قبولی. (+)
یک نکته دیگر هم بگم: با انتقاداتی که به کنکور امسال وارد بود و توسط
رسانه ها چند برابر هم دیده شد، و توسط سیاستمداران و سیاستگذاران شورای
عالی انقلاب فرهنگی (+) پشت کوه قاف (+) بیشتر هم شد، قبولی در کنکور دکتری امسال را جای افتخار نمی دانستم! (گرچه همه دوستان را خوشحال می کند.)
و خدا را شکر زمستان بالاخره سر آمد و دوباره روز از نو...
مطالب مرتبط:
- برچسبها:تابستان، زمستان، اعلام نتایج کنکور دکتری، آزمون دکتری، دکتری ارتباطات، کنکور دکتری علوم ارتباطات، علوم ارتباطات، اولین آزمون کنکور سراسری دکتری، اعتکاف مسجد دانشگاه امام صادق علیه السلام، مسجد دانشگاه امام صادق علیه السلام، رتبه یک کنکور سراسری، اتمام واحدهای دانشگاهی فرهنگ و ارتباطات، پایان نامه کارشناسی ارشد، دعای خیر، رسانه ها، شورای عالی انقلاب فرهنگی پشت کوه قاف، شورای عالی انقلاب فرهنگی، نقش مخرب سیاست در فرهنگ،
آخرین مطالب وبلاگ پاورقی
-
اعلام نتایج اولیه کنکور سراسری دکتری
-
تیتر یک شماره 65 حیات
-
روز جهانی ارتباطات گرامی باد/ شماره 65 حیات منتشر شد
-
کتابهایی که از نمایشگاه خریدم- کتاب تبلیغات و اقناع
-
فهرست کتب پیشنهادی من- نمایشگاه کتاب 91
-
به زودی/ فهرست کتب پیشنهادی من!
-
یک بیانیه تصویری درباره نامههای سرگشاده اخیر دانشجویان دانشگاه
-
دو کتاب ضمیمه جدید
-
بهانهای برای بهروز کردن...
-
سایت جدید دانشکده فرهنگ و ارتباطات
-
همه پستهای وبلاگ پاورقی


