پنجشنبه 13 خرداد 1389  04:02 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 13 خرداد 1389 05:08 ب.ظ

این پیرمرد عاشق، تنها عاشق حضرت روح الله نبود، او برای تجدید میثاق با امام خامنه ای می آمد؛ اصلا به همین دلیل هم عکس احمدی نژاد را در پیشاپیش کاروان تک نفره خود داشت
من اگر سید حسن مصطفوی بودم؛
من اگر جای موسسه تنظیم و حفظ و نشر آثار امام خمینی سلام الله بودم؛
من حتی اگر برای تبلیغات خودم هم که شده بود؛
برای کسب منزلت اجتماعی هم که شده بوده؛ 
برای حاج غلامعباس دشتابی در ورودی حرم حضرت روح الله یک مجسمه بزرگ نصب می کردم.
سران همه دولتهای جهان، سیاستمداران، ورزشکاران، هنرمندان، همه شخصیتها و حتی همه مدعیان عشق باید بدانند، حضرت روح الله عاشقی داشت که تا 20 سال بعد رفتن خمینی کبیر، هر سال با پای پیاده از جهرم، (جهرم در استان فارس قرار دارد! خیلی جنوبی است. با اتوبوس 17 ساعت طول می کشد!) به دیدارش می آید تا بگوید ما هنوز با آرمانهای تو عهد محکمی داریم. ما هنوز می گوییم مرگ بر آمریکا. ما هنوز با استکبار مخالفیم. ما هنوز... او حتی با امام خامنه ای هم پیمان داشت. حتی با رئیس جمهور محبوب: محمود احمدی نژاد (عکس ها را ببینید!)
او نه تنها با خمینی که با امام خامنه ای و محمود احمدی نژاد هم پیمان داشت
همه بدانند خمینی چه عاشقانی دارد...
آری! مجسمه ای بزرگ که هیچ کس نتواند آن را بدزدد. مثل روزنامه سنگی داریوش، به زبانهای مختلف امروز دنیا، توضیح دهند که بیست سال برای یک پیرمرد آن هم از راه دور و با پای پیاده یعنی چه. به دنیا بگوید، در قرن بیست و یکم می توان در راه محبوب فدا شد فداشدنی.
چه کسی این مجسمه را خواهد ساخت؟
نمی دانم شاید خمینی هنوز هم از این عشاق دارد. اصلا اگر عمو غلام به خاطر كهولت سن، خستگی راه و كمبود آذوقه سفر به سرای باقی نمی شتافت، چه کسی می فهمید خمینی چنین عشاقی دارد؟ عشق به خمینی عشق به همه خوبی هاست.
قربان پاهای پیاده ات، عمو غلام
خبر درگذشت پیرمرد زائر جهرمی، امسال وقتی که تا شهرضا اصفهان آمد ولی آذوقه نداشت و رفت +









   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی

نگاهی به چالش های وبلاگ نویسی

به روایت آمار: یک نگاه کمی و دیدگاه کیفی نگر

چند دقیقه از سال جدید نگذشته بود که به پیشنهاد دوستان به میهن بلاگ آمدیم. در آغاز بازدید روزانه ام در میهن بلاگ، 30 تا بود ولی خیلی زود 100 تا و سپس 700 تا و کمی بعد 500 تا رسید و این اواخر هم 1800 تا. رکورد بازدید روزانه، ماهانه و سالانه ام امسال شکست و قطعا اینها همه از برکات فتنه بعد انتخابات بود. روی آوردن قشر مذهبی جامعه به اینترنت. واقعا اگر اسفند گذشته یکی می گفت: اسفند88، وبلاگ تو بیش از 52 هزار بازدید خواهد داشت، باور نمی کردم.

اما برای دیدن همه حقیقت، باید نگاه کیفی نگر داشت. ما با این وبلاگمون، چقدر تاثیر مثبت تو جامعه داشتیم؟

سیاسی یا علمی (تخصصی)

امسال می خواستم فقط مطالب تخصصی (معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات: دین، ارتباطات، جامعه، سیاستگذاری) و حداکثر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی بنویسم. ابتدا هم همین گونه بود. ولی همان اردیبهشت ماه بود که دیدم ظلم است اگر از احمدی نژاد و ولایت پذیری ننویسم.

علمی یا عمومی؟

از طرفی دانشجوی ارشدم و باید علمی بنویسم و از طرف دیگر اقتضائات وبلاگ چیز دیگری است. مهم تر از همه باید مختصر نوشت. (به یاد 140 کاراکتر توییتر) بنابراین نوع جدیدی از علمی نوشتن برای وبلاگ را تجربه کردیم که هم علمی است و عامه پسند بر پایه ساده نویسی و مختصر نویسی.

سال88، سال اصلاح الگوی مصرف یا حرکت به سمت مصرف بیشتر!

سال اصلاح الگوی مصرف بود؛ با استفاده از گوگل ریدر و شبکه های اجتماعی، الگوی مصرف اینترنتمان هم اصلاح شد. وقت کمتر ومفید تری در اینترنت بگذرانیم. دوباره سراغ کلوب رفتم. نتیران، بی شمار، نویسه هم این اواخر اضافه شدند. عضویت مان در فیس بوک و توئیتر به بسته شدن آنها منجر شد. ناگفته نماند مصرف امسال اینترنت ایران مسلما بیشتر شده است! بازدیدهای وبلاگ همه این را می گوید!

کتاب قلب فرهنگ است و مثل فرهنگ مظلوم

کتابخوانی و معرفی کتاب، موضوعی است که شدیدا به آن اعتقاد دارم. امسال برای چهارمین سال پیاپی برخی کتابها و مجلاتی را که خوانده ام در وبلاگم نوشته ام. بسیاری از کتابها از سالهای قبل مانده اند و معرفی نشده اند. حتی امسال کتابهای بسیار کمتری (68 کتاب) فرصت معرفی شدن یافتند.

گفتاری نویسی یا نوشتاری؟

موضوع پیش پا افتاده ای است. تو وبلاگها خیلی ها به ویژه قدیمی ها، کاملا گفتاری می نویسند. اما تمام گفتاری نوشتن باعث می شه که خوندن متن سخت بشه. نوشتاری نوشتن مثل بیانیه رسمی می شه و جالب نیست. پس ما سبک بینابینی انتخاب کردیم! وجعلناکم امة وسطا

سایت یا وبلاگ: دات آی آر؛ دامنه ای برای حفظ کلاس کار

تقریبا همه فکر می کنن وبلاگ بی کلاس است و آنها که می خواهند حضوری جدی داشته باشند و بازدید زیاد داشته باشند باید سایت داشته باشند. البته این تقریبا همه حرف مفت می زنند! دامنه «دات آی آر» یا «دات کام» اصلا ربطی به سایت یا وبلاگ ندارد. اما کلاس اجتماعی دارد. (من هم به همین دلیل دات آی آر گرفتم.) تعداد بازدید هم که کلا مکانیزمش فرق می کنه.می بینید که بازدید وبلاگ من از خیلی سایتها بیشتره.

دیگر موضوعات و سال 1389

وبلاگ نویسی من با موضوع عمره دانشجویی خیلی جدی شد. موضوع کد رشته دوره سوم فرهنگ و ارتباطات هم بود (کد سرفراز). یکی از موضوعات قدیمی تر هم شهر من بود. موضوعات جانبی و موقت هم بودند: خبرگزاری پانا، اردوهای جهادی خاکیان افلاکی و رسانه دات آی آر و ... . وبلاگهای درسی هم باید به این اضافه بشن. (مطالعات دین، روش پژوهش و اخیرا کارگاه پژوهش) برای شهرم شروع دوباره ای داشتم و وبلاگ درس کارگاه پژوهش در فرهنگ و ارتباطات هم فعال و به روز است. بقیه موضوعات کمی در این وبلاگ حل شدند. اسرائیل گرچه حقش است یک وبلاگ جدی باشد ولی هنوز به حق خود نرسیده است. فرهنگ و ارتباطات پایداری هم چند بار در جاهای مختلف شروع شد ولی سرویس دهندگان محترم ارضا نکردند ولی این یکی احتمالا ادامه پیدا کند. برای سال پربار 89 دعا کنید. سال پایان نامه و دکتری، ان شاءالله.

(می بینید که حوصله ندارم داخل متن به این وبلاگها و سایتها که اسم بردم لینک بدم!)

راستی سال نوتون مبارک. با دیدن بهار و نو شدن طبیعت به یاد برانگیخته شدن روز قیامت بیفتید!

   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی
شنبه 1 اسفند 1388  04:48 ب.ظ    ویرایش: شنبه 1 اسفند 1388 05:35 ب.ظ

تاریخ نباید فراموش کند: این همه آبروی روشنفکرها و روشنفکر زده ها بود که رفت
مطمئنا اولین جرقه حوادث بعد از انتخابات با کلیدواژه "تقلب در انتخابات" رقم خورد.
رهنورد پروفسور

و استحضار دارید که ستاد مهندس موسوی بعد از اینکه بر طبل تقلب کوبید تازه از مردم درخواست کرد تا شواهد خود را به سایت کلمه ارسال کنند.

در این بین مصاحبه زهرا رهنورد- که به گفته موسوی روشنفکرترین زن ایرانی و به گفته خود فول پرفسور است- با بی بی سی فارسی تا حد زیادی پرده از طرز تفکر مدعیان برداشت و چهره حقیقی آن ها را آشکار کرد.

آنجا که زهرا رهنورد می گوید: "یک نقاطی خودشون ملاک نادرست بودن آمار وزارت کشوره، مثلا ترک زبان ها و آذری ها فرزند خودشون رو نمی ذارن که به کسی دیگری رای بدهند یا لرها که خود من لر هستم و موسوی بارها گفته من داماد لرستانم داماد خود را نمی ذارن به آقای احمدی نژاد رای بدن، این ملاک ماست که بقیه آمار هم غلطه!"

شدت توهم و سطحی نگری و رای عشیره ای و قبیله ای در این مصاحبه به حدی بود که سایت رسمی بی بی سی این فیلم را از آرشیو خود برداشت.

حالا بعد از فتنه های مختلف که ریشه از دروغ تقلب دارد، بد نیست نگذاریم فراموشمان و فراموششان شود که چه قدر روشنفکرند!

همه در وبلاگ خود این فایل صوتی را بگذارید تا در اجر آن شریک باشید!

کافی است این کد را در تنظیمات وبلاگ خود کپی کنید، کار تمام است.


کد نظریه قرن توسط فول پرفسور زهرا رهنورد

   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی
پنجشنبه 2 مهر 1388  03:54 ق.ظ    ویرایش: پنجشنبه 2 مهر 1388 04:13 ق.ظ

1- چند روزی نبودم، چون اینترنتم به مناسبت شروع سال جدید تحصیلی در روندی احمقانه قطع می شود تا برویم دو هزار تومان ناقابل واریز کنیم! تازه ایمیل دانشگاه من هم قطع شده. باتشکر از همه دوستان و اساتیدی که جواب ایمیلهای اخیرم را دادند. متاسفانه هیچ ایمیلی به من نرسیده است.
2- ورودی های جدید هم به خیر و خوشی وارد دانشگاه شدند.
قرار بود و همچنان هست که مطالبی به همین مناسبت بنویسم.
یاد پارسال افتادم که در همان چند روز اول سال، ورودی های جدید عجیب ترین صحنه های زندگی شان را می دیدند. نقد های وحشتناک درون گفتمانی دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه السلام و اتفاقاتی که قرار شد از آن ننویسیم!
3- وبلاگ جدیدمبا مطلبی درباره عدالت و رسانه (با عنوان ضرورت پرداختن به فرهنگ و ارتباطات پایداری) به روز است. (ایثاربلاگ هم سرویس جالبی است.)
4- زنده باد عشق و معنویت، زنده باد صلح و امنیت، زنده باد عدالت و آزادی 
این ها کلماتی بودند که احمدی نژاد در سخنرانی اش در نیویورک قبل از "والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته " به کار برد. متن کامل
5- بعد از پیروزی بزرگ روز قدس، که به حق حامیان شیشه شکنی و لشکرکشی خیابانی به گروهگی برانداز تقلیل یافتند، دنیای سیاست را در مقایسه با اراده پروردگار خیلی کوچک یافتم!

   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی
جمعه 27 شهریور 1388  05:03 ب.ظ    ویرایش: جمعه 27 شهریور 1388 05:42 ب.ظ

گزارشی از نماز جمعه و راهپیمایی پرشکوه روز قدس بر اساس مشاهدات امروزنصویری از حضور حماسی امسال مردم که سبزهای اشوب دوست را بیرون راندند

امسال هم این امت حزب الله همیشه در صحنه، مردم شریف ایران، بودند که با حضور حماسی و دشمن شکن خود، مشت محکمی بر دهان همه منافقان (داخلی، خارجی، روحانی، سیاسی، احمق، نخبه و ...) کوبیدند.

سبزها که امروز فقط برای اختلاف و درگیری و تفرقه آمده بودند (البته باید یک پیرزن بد حجاب سبز را استثنا کنم که او هم مثل ما شعار وحدت سر داده بود) فقط به مدد نمادهای سبزشان دیده می شدند. نه فقط در زیر سقف، بلکه خیابانهای اطراف مسجد دانشگاه تهران، مملو از حضور نمازگران جمعه بود که با اعلام تبعیت از مقام رهبری، شعارهایی در راستای وحدت و حمایت از مردم فلسطین سر می دادند. بعضی سبزها، شعار مرگ بر روسیه سر می دادند! شعار "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" هم شنیده شد که با پاسخ "هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران" مواجه شد. بعضی سبزها دائما با گوشی های موبایل مشغول گزارش از قضایا بودند. یکی شان می گفت: کلی اتوبوس آوردند! تازه صدای آمپلی فایر نمی ذاره صدای مردم (سبزها) در بیاید! می خواستم بهش بگم که مگه تا حالا راهپیمایی نیومدی؟ هر سال بلندگو می آرن! هر هفته هم اتوبوسها نمازگزاران را به دانشگاه تهران می رساند و بعد نماز برمی گرداند!

 سبزها در شمال پارک لاله نظاره گر بودند و گاهی هم برای تحریک ما شعار می دادند. (البته کارهایی دیگری مثل جویدن آدامس، کشیدن سیگار، خوردن آب و ... هم می کردند که انشالله روزه آنان باطل نمی شود!) نیروی انتظامی هم مثل ما روزه خواری ها، هتک حرمتها، بادکنک بازیها و ...آنان را نظاره می کرد. اصلا همین بی توجهی ما که در مقابل آنان، تنها به صف نماز ایستادیم، خودش کلی سبزها را عصبانی می کرد.

من در هنگام سخنرانی احمدی نژاد رسیدم که جلوتر از پارک لاله نشد که بریم. در پشت سر ما سبزها بودند. سبزها که هنوز «توهم بی شمار بودن» را دارند، در اواسط سخنرانی احمدی نژاد لحظه به لحظه عقب تر (به سمت شمال) می رفتند و در هنگام شروع خطبه ها دیگر تا چشم کار می کردند، جمعیت نمازگزار دیده می شد که احیانا پلاکاردهایی مبنی بر تحریم کالاهای اسرائیلی، تبعیت از رهبری، پرچم ایران و پرچم فلسطین و ... داشتند. البته نکته شگفت انگیز ماجرا، بارش مصلحتی باران است که البته نتوانست صفهای نماز را بر هم بزند ولی باعث شد که سبزها بروند. باران پنج دقیقه بند آمد و ما در همان خیابان که بعد خطبه ها خشک شده بود نماز خواندیم.

پرچم بزرگ فلسطین، زیبایی خاصی به مسیر راهپیمایی داد. البته بعضی سبزها می گفتند که برین پرچم ایران را بردارید! یادمه ایام انتخابات بعضی از همین سبزها (بعد کمی بحث) به خود من می گفتند: شما اصلا عربید! پرچم ایران بابا حرمت داره!

زیر این پرچمهای بزرگ همیشه خالی نیست!

اواخر صحبتهای احمدی نژاد، ناگهانی ماشینی از وسط صفهای نماز به طرف ما می آمد! نمازگزاران صفهای به هم ریخته بلند می شدند و با دست خالی به ماشین حفاظت از این شخصیت مشهورحمله می کردند. درست است، مهدی کروبی در آن ماشین نشسته بود و شیشه های عقب خرد شده بود! لحظاتی بعد یک روحانی را دیدم که با وضعی پریشان در حالی عمامه به دست دارد، با شعار مرگ بر منافق استقبال می شود و کم و بیش هم مورد ضرب ملت انقلابی قرار می گیرد. باز هم درست گفتید! شیخ هادی غفاری معروف به شیخ ملعون بود که در حال خروج از صفهای نماز جمعه بود.

جالب اینکه روی اتوبوسهای نماز جمعه، شعارهایی مثل مرگ بر چاوز، مرگ بر روسیه دیده می شد که معلوم بود که با عجله نوشته شده.

برکت حضور سبزها: امسال همه مردم، زن و مرد، پیر و جوان، با انگیزه شعار می دادند. سبزها متشکریم که به ما انگیزه دادید!

ای کاش، روز قدس، روز وحدت می شد. ای کاش سبزها (مثل این حامی موسوی) مسائل را با هم اشتباه نگیرند و در راهپیمایی روز قدس، شعار "آمریکا، اسرائیل، حمایتت می کنیم" سر نمی دادند.


   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی
_ _
  • آخرین مطالب وبلاگ پاورقی

  • _ _
    • کل صفحات:3  
    • 1
    • 2
    • 3
    •   

    .*. پاورقی فرهنگ و ارتباطات

    حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات