م. ق. شاعری جوان، از دانشجویان دانشگاه امام
صادق علیه السلام (کارشناسی ارشد معارف اسلامی و ارتباطات) است. پس شکستند شیشه ها شعله ها در کوچه ها و همان صندلی کهنه ی من در اتوبوس
شهر پر گشت ز دود و
من آن روز ولی مانده بودم خانه
مرگ و خون و سنگ و دشنام و همه
از کجا آمده بود؟
شاید از یک تردید
شاید هم از تهمت
کآگاهانه به دولت دادند
و پس از آن همگی را کُشتند
و «شـهــــیـــدان» خواندند و
بگفتند «شما کشته شوید
ما همینجا و به دنبال شما می
آئیم» این چنین بوده و هست رسم تاریخ و زمان
رهبران جنبش مردم
بیچاره گرد تابوت روان مادر
آن کودک اشکبار و گریان ---------------- سبز می دانی چیست؟ رنگ زهرا و علی رنگ اولاد نبی رنگ تقوا و شعار ایمان بسپارید بخاطر این سبز که نام علی و آل نبی سال ها و قرن ها حاکمیت می کرد بر فضای قلب ها لیک از قلب برون شد این سبز مانتویی شد بر تن دختر جلف می سرود آن دختر مانتو و روسری ام، رنگ زهرا دارد پسرک ها همگی دور آن دختر سبز نیک می چرخیدند با صدای قهقهه سخت می خندیدند این چنین بود که زهرای بتول داد آواز ز دور گر مرا می خواهی از پسرها شو دور دخترک می نشنید امر زهرای بتول و پسرها همگی گرد آن پرچم سبز شاد می چرخیدند
سرحال و
خندان
آخرین مطالب وبلاگ پاورقی
-
اعلام نتایج اولیه کنکور سراسری دکتری
-
تیتر یک شماره 65 حیات
-
روز جهانی ارتباطات گرامی باد/ شماره 65 حیات منتشر شد
-
کتابهایی که از نمایشگاه خریدم- کتاب تبلیغات و اقناع
-
فهرست کتب پیشنهادی من- نمایشگاه کتاب 91
-
به زودی/ فهرست کتب پیشنهادی من!
-
یک بیانیه تصویری درباره نامههای سرگشاده اخیر دانشجویان دانشگاه
-
دو کتاب ضمیمه جدید
-
بهانهای برای بهروز کردن...
-
سایت جدید دانشکده فرهنگ و ارتباطات
-
همه پستهای وبلاگ پاورقی


