پلاك هشت، نشریه ای
است درباره فرهنگ و هنر دفاع مقدس كه هر سه ماه یك بار توسط معاونت هنری بنیاد حفظ
آثار و ارزشهای دفاع مقدس (متولی حفظ ارزشهای جنگ ده ساله) منتشر می شود. شماره چهارم این فصلنامه فرهنگ و هنر
پایداری موضوع این مطلب ماست. بیش از هر چیز پلاك
هشت، به بررسی كاركرد و عملكرد هنر در قبال دفاع مقدس هشت ساله و حتی عامتر فرهنگ
پایداری (نگاه فراملی به دفاع مقدس و انقلاب كه شامل مقاومتهای حزب الله و
فلسطینیها و نیز دشمنی های شیطان بزرگ و اسرائیل هم می شود.) است. مفهوم عام هنر
در این نشریه تنها شامل مداحی و آنچه ذاتا اسلامی است مثل تعزیه نبوده، بلكه به
جنبه های مختلف هنر، نظیر سینما، هنرهای تجسمی، موسیقی، تئاتر و ... نظر دارد. این شماره با آثار و
گفتاری از حضرت آقا سید علی آقای حسینی خامنه ای، سردار باقرزاده، سردار مهندس
سعید قاسمی، مصطفی رحیمی، سید مهدی شجاعی، گل علی بابایی، سهیل كریمی، علی محمد
مودب، علیرضا قزوه، محمد رضا آقاسی،
محمدرضا درویش، حسین فدایی اصل، محمود بدرفر و ... زینت یافته بود. نظرات رهبری درباره
هنر متعهد و انتظار انقلاب از هنر نكات جالبی داشت. انقلاب از هنر می خواهد كه هنر
باشد. هنر (هنرمند) زیبایی ها را می بیند و به صورت هنر در می آورد. انقلاب از هنر
و هنر مند می خواهد كه زیبایی های جنگ و انقلاب، زیبایی های ایثار و فداكاری
فرزندان این آب و خاك، مادران این آب و خاك، زیبایی فرهنگ مردم این آب و خاك در
دوره انقلاب و دفاع مقدس به دست فراموشی سپرده نشود. بحث جالبی هم درباره اینكه
تعهد با هنر منافاتی ندارد هم مفید بود. بررسی جامعه شناسانه
رویكرد شاعران به دفاع مقدس و سطوح مختلف جنگ با عنوان از تقلیل گرایی تا تقلیل
سرایی هم مقاله ای بود كه نگاه جدیدی به شعر دفاع مقدس داشت. مصاحبه ها همیشه نقطه
قوت این فصلنامه فرهنگ و هنر پایداری بوده اند. مصاحبه با حاج منصور نورایی كه
مناجاتهای معروفی از او هنوز هم نه فقط برای بچه های جنگ (به زعم مصاحبه كننده) كه
برای همه خاطره است. باید توجه داشت كه
بخش مهمی از جنگ ما، همین دعا ها و مناجاتها و جنبه معنوی رزمندگان بود. گفتگو با آزاده سید
حسین هاشمی كه فوق لیسانس ارتباطات از كانادا داشت و در اولین روزهای جنگ در گروه
تلویزیونی جهاد به همراه مردم قصر شیرین اسیر شد و بعد از آزادی، مدیر گروه جهاد
سازندگی بود و مجموعه هایی در مورد آزادگان ساخت و مدتی نیز رایزن فرهنگی ایران در
فرانسه و كرواسی بود نیز از این جهت حائز اهمیت بود كه شامل نكته هایی جالب از
زندگی اسرا بود. خود ایشان زبان عربی را در اردوگاه رمادی و زبان فرانسه را در
اردوگاه موصل4 یاد گرفتند! بُعد مهمی از جنگ، تحولات اسرا است كه واقعا مبهم است. حاج
آقا ابوترابی معلوم نیست واقعا در اردوگاههای عراق چه می كرده است. در جایی از
مصاحبه خواندم كه 800 نفر از 1200 اسیر اردوگاه در حال یادگیری زبان انگلیسی
بودند. حكایت زمستان سعید عاكف هم چیزهای عجیبی می گفت. این قدرتی كه عده ای را
چنین به یادگیری وا می دارد، این تحولات عجیب واقعا عجیب است. صحبتهای جانباز
شیمیایی عبدالعزیز پورصفایی نیز شامل نكات مهمی از مشكلات جانبازان و ظلم های
بنیاد جانبازان بود. در جامعه اسلامی، آن یهودی و مسیحی از كار افتاده باید از
رفاه برخوردار باشند، چه برسد به سربازان اسلام كه در راه اسلام و حكومت اسلامی
متحمل صدمات شدند. حداقل صدمات آنها باید جبران شود، اگر خدمات جبران ناپذیر است.
- برچسبها:سردار میرفیصل باقرزاده، سردار مهندس سعید قاسمی، مصطفی رحیمی، سید مهدی شجاعی، گل علی بابایی، سهیل كریمی، علی محمد مودب، علیرضا قزوه، محمد رضا آقاسی، محمدرضا درویش، حسین فدایی اصل، محمود بدرفر، معرفی نشریه، نشریه جنگ، نشریه، پلاك هشت، فرهنگ و هنر پایداری، ادبیات پایداری، دفاع مقدس، هنر دفاع مقدس، نشریه تخصصی فرهنگ و هنر پایداری، حاج آقا ابوترابی، آزادگان، اسرا، موصل4، رمادی، اردوگاه، عراق، یادگیری، یادگیری زبان، زبان انگلیسی، زبان عربی، زبان فرانسه، حكایت زمستان، سعید عاكف، فرانسه، جهاد، سید حسین هاشمی، فوق لیسانس ارتباطات، رشته ارتباطات، حاج منصور نورایی، عبدالعزیز پورصفایی، جانباز شیمیایی، مناجات، شعر جنگ، رویكرد جامعه شناسانه، هنر متعهد، هنر، رهبری، انقلاب و هنر، انقلاب اسلامی، معاونت هنری، بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس، جنگ، بنیاد جانبازان و مستضعفان، جنگ هشت ساله، جنگ ده ساله،
- لینکهای مرتبط:شماره سوم پلاك هشت ،
استاد «نظریه های فرهنگ» مان، حجت الاسلام دکتر محمد سعید مهدوی کنی بک بار گفتند: این دوره زمونه هر چیزی را که بخواهند از هر قیدی رهایش کنند، یک قید فرهنگی به آن اضافه می کنند. نشریه فرهنگی تحلیلی راه مصداق بسیار مناسبی برای این سخن حضرت استاد شده است. بیش از 80 درصد شماره 41 راه، به موضوع زمین و مسکن اختصاص یافته است. حال هر کسی می داند که زمین و مسکن در حوزه اقتصاد است، نه در حوزه فرهنگ! اینجاست که می فهمیم که وقتی مقام معظم رهبری می فرمایند: بخش فرهنگ مظلوم است، یعنی چه! نشریه فرهنگی جبهه فرهنگی انقلاب، چهار پنجمش می شود اقتصادی! آقایان! از فرهنگ رفع مظلومیت کنید! (البته یه دفعه شما نیایید بگید: رفع مظلومیت از حوزه فرهنگ، توسعه آن است و اصلا همین محدود کردن مفهوم فرهنگ باعث مظلومیت آن شده است!) البته با نگاه عامی به فرهنگ، مسکن و زمین هم جزء فرهنگ است. با همه این ها از نشریه فرهنگی انتظار می رود فرهنگ به معنای خاص آن، فرهنگ به معنای مصطلح آن را پایه و اساس کار خویش قرار دهد و از فرهنگ مظلوم بنویسد! گرچه از «راه» افتادن «راه اقتصادی»، «راه سیاسی» و ... استقبال می کنیم. راه 41 کمی عجیب هم بود. از طرح روی جلد که برجهای تهران بود بگذریم، همان روی جلد عکس غلامحسین کرباسچی هم بود که به کلی متعجبمان می کرد! اصلا این راه وسط ماه رسید، خیلی زود رسید! صفحه جلد داخلی اش هم تبلیغات غیر فرهنگی داشت! (تبلیغات خدمات صوتی!) سرمقاله هم از رئیس جمهور احمدی نژاد! 2 صفحه هم به اخبار تصویری از انتخابات اختصاص یافته بود! گرچه تصور می رفت با آزادی جهانشاهی، دو صفحه از مطالب راه کم شود، نشد! این شماره به جای مصاحبه یا خبری از آقای جهانشاهی، راه به مرور مطالب نوشته شده در وبلاگها پرداخت! و آن را تاریخ، فرهنگ و اقتصاد عدالتخواهی نامید. (یه مطلبش هم از وبلاگ من بود.) در دو صفحه هم کمی تا قسمتی دکتر علی شریعتی نقد شده است به این که برون دینی به درون دین می نگریست! (یکی از دوستان - وبلاگ بارقه(محمد علی شاکری)- هم نقدی به این مطلب نوشته.) سه مطلب کوتاه هم از سرنوشت اعلام اسامی و تحریم شرکتهای حامی صهیونیستها (کالاهای اسرائیلی) رفته بود. میلاد عرفانپور برای این شماره هم دو صفحه از شاعران مختلف تقدیم کرده که از شعر آقای علی محمد مودب (در کوخ ها، در کوچه ها- در کاخ ها، در باغ ها...) که مقایسه قشنگی است خیلی خوشم اومد. پرونده ویژه 84 صفحه ای با عنوان عدالت زمینی، بررسی سه دهه سیاست زمین و مسکن در جمهوری اسلامی ایران، کار قشنگ و قابل تشکری بود. با همه شخصیتهای مهم در بحث مسکن بعد از انقلاب مصاحبه کرده بودند. از روی یکی از عکسها (مجله راهی که به دکتر یحیوی داند و عکس شهید دیالمه روی جلد بود) می شد فهمید یک کار طولانی مدت انجام شده. از وقتها پیش! دکتر برزو بیطرف (امید مهدی نژاد) هم 2 صفحه طنز مرحمت نمودند با عنوان نیازمندیهای اساسی، همه اش درباره خانه و مسکن! در انتظار شماره های بهتر راه.
صفحات جهان هم به ویتنام و انتخابات لبنان (معرفی گروههای موثر) اختصاص یافت.
جبهه فرهنگی این شماره درباره موسسه فرهنگی نرم افزاری مشهور آرمان بود. آرمان، تقریبا به یک موفقیت و تجربه اقتصادی خوبی هم دست یافته. سه سال پیش که با بچه های فرهنگی بسیج رفته بودیم مشهد، بچه های آرمان یک شب اومدن و از تجربیاتشون و مشکلاتشون گفتند. از همون موقع تصمیمم جدی تر شد که بیشتر کتاب بخرم، سی دی های اصل بخرم و ...
انعکاس رسانه ای راه یا پژواک باز هم مثل بخشیه که راحت دو صفحه مجله رو پر می کنه! این دفعه حتی زحمت bold کردن اسامی نویسندگان کامنتها را هم نکشیدند!
راستی، طراحی گرافیکی روز به روز داره بهتر می شه. دیگه این طور نیست که سطل رنگ پاشیده باشن تو صفحات!
- برچسبها:درس نظریه های فرهنگ، معرفی مجله، معرفی نشریه، نشریه راه، نشریه جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، جبهه فرهنگی، حجت الاسلام دکتر محمد سعید مهدوی کنی، قید فرهنگی، نشریه فرهنگی تحلیی راه، زمین و مسکن، عدالت زمینی، عدالتخواهی، اقتصاد، فرهنگ، مظلومیت فرهنگ، رهبری، رفع مظلومیت از حوزه فرهنگ، راه اقتصادی، راه سیاسی، غلامحسین کرباسچی، عکس روی جلد، تبلیغات، رئیس جمهوری، سرمقاله، انتخابات، حجت الاسلام علیرضا جهانشاهی، طلبه سیرجانی، تاریخ، فرهنگ و اقتصاد عدالتخواهی، دکتر علی شریعتی، وبلاگ بارقه، محمد علی شاکری، اعلام اسامی، تحریم کالاهای اسرائیلی، اسرائیل، کلاهای صهیونیستی، میلاد عرفانپور، علی محمد مودب، انقلاب اسلامی ایران، دکتر برزو بیطرف، موسسه فرهنگی نرم افزاری آرمان، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، انعکاس رسانه ای،
- لینکهای مرتبط:نقدی بر مطلب نقد دکتر شریعتی در مجله راه، در وبلاگ بارقه ،
این اتفاقات اخیر ما را بر آن داشت که کوتاه و اجمالی مبانی حکومتی اسلام یا تئوری حکومت در اسلام را به زبان ساده بیان کنیم! یک مثال: «ولی» (مقام ولایت) کسی است که اگر به شما گفت: «زن رسمی و شرعی شما از امشب بر شما حرام است و حق آمیزش ندارید، شما هم چنین حقی ندارید! و اگر آمیزش کنید، عذاب الهی را خریده اید!» ولی فقیه کیست؟ از عدم ولایت تا ولایت مطلقه فقیه در یک نگاه هیچ انسانی چنین حق و حقوقی را به کس دیگری نمی دهد! ولی شیعه اعتقاد دارد که خدا و پیامبر و امام معصوم هم چنین حقی را دارند. چرایی چنین حقی روشن است. در عصر غیبت امام معصوم، اتفاق علمای شیعه به ولایت فقیه معتقدند. (بجز معطله که به تعطیلی حکومت در عصر غیبت معتقدند. دست روی دست بذار تا امام زمانت بیاد!) براساس منابع اسلامی اختیارات ولی فقیه در عصر غیبت به ما لایرضی الشارع بترکه تعبیر می شود. اجرای حدود (قضایی) و اموری چون سرپرستی یتیم و اموری که از آن تعبیر به حسبه می شود، از مواردی است که همه علما اختیار آن را به ولی فقیه سپرده اند. اینجا علمای شیعه دو دسته می شوند. گروهی به ولایت مقیده می رسند و گروهی به ولایت مطلقه. در طول شیعه آنقدر تحت فشار بوده که فرصت و قدرت تشکیل حکومت نداشته. در مشروطه که فرصت پدید آمد، قاطبه علما طرفدار ولایت مقیده بودند. در عصر فعلی، عصر امام خمینی، امام ولایت مطلقه را آبرو بخشید و با آن زمینه عجیب ترین حکومت قرن بیستم را فراهم آورد. تفاوت ولایت مقیده با مطلقه در این است ولایت مقیده ای ها از امور حسبه حکومت نمی رسند. آنها در واقع اعتقاد دارند که حکومت حق امام معصوم است و حتی اگر یک فقیه بر مسند حکومت تکیه زند، آن را غصب کرده است. منتهی می گویند حکومت مثل کنیز سیاه است که گرچه سیاهی آن را نمی توان کاری کرد، کثیفی آن را می توان برطرف کرد. (حکومت به هر حال، غاصب حق امام معصوم است ولی می توان با تشکیل نهادهای نظارتی مثل مجلس مشروطه خواهان از ظلم حکومت به مردم کاست.) چون امروز کسی سر مقیده یا معطله بحثی ندارد و همه ما ولایت مطلقه را پذیرفته اند، به همین اکتفا می کنم که در ولایت فقیه مطلقه مثل جمهوری اسلامی ایرانی که امام خمینی تئوریسین آن بود، تشکیل حکومت در عصر غیبت مهمترین هدفش زمینه سازی برای ظهور است. (دیگر بحث نمی کنم که اشتباه آنانی که معطله بودند یا مقیده چیست و چه شده است که امروز همه به مطلقه معتقدند.) شرایط ولی فقیه ولی فقیه حقوق زیادی داشت، نه؟ به همین دلیل هرکسی نمی تواند ولی فقیه شود. نائب امام زمان شدن، آسان نیست. (به همین دلیل است که برای رهبری انتخابات برگزار نمی شود.) بر ولی فقیه که لاجرم عالم ترین و عادل ترین فقیه از بین فقهای موجود هر عصر خواهد بود واجب است که تشکیل حکومت دهد. امروز در نظام اسلامی ایران، تشخیص مصداقی ولی فقیه برای معرفی به مردم به مجلس خبرگان گذاشته شده است. ولی فقیه نمی تواند براساس هوا و هوس حکم کند. ولی فقیه اگر از عادل ترین (کسی که گناه کبیره نکند و بر صغیره هم اصرار نورزد.) و عالم ترین نباشد، خود به خود از مقامش منعزل می شود. چند نکته دیگر: نقدی بر نظام های دموکراسی در نظام اسلامی، همه چیز هم با رهبری نیست. بسیاری از امور هست که به سلیقه و انتخاب مردم است و خودشان باید به آن بپردازند و اینطور نیست که بنشینند و حکومت بیاید تصمیم بگیرد. انتصاب رئیس قوه قضائیه توسط رهبری که مثل روز روشن است. قوانین مصوب مجلس هم اعتبار خود را از رهبری گرفته است. یعنی هر روز که رهبری اراده کند، مجلس هیچ کاره مملکت می شود. درستش هم هست. قانونگذار خداست. طبق اعتقاد شیعه هم پیامبر و امام قوانین الهی را بیان می کنند. ولایت فقیه هم بر اساس روش شناسی فقهی، احکام الهی را اجرا می کند و مهم ترین مبنای تشکیل حکومت هم همین اجرای احکام الهی است. از طرف دیگر، این نمایندگان مجلس که خیلی هاشان با 10 هزار رای وارد مجلس شدند، نهایتا نماینده همان 10 هزار نفرند و نه جمعیت 70 میلیونی ایران! و نمی توانند به خاطر 10 هزار نفر هوادار یا بیشتر، برای 70 میلیون نفر قانون تصویب کنند و 70 میلیون را محدود کنند! رئیس جمهور هم مثل نمایندگان است. فرقی نمی کند. رئیس جمهور نهایتا نماینده 24 میلیون، و در فرض تخیلی 46 میلیون (کل شرکت کنندگان) است. اصلا نماینده هر 70 میلیون فعلی باشد. نماینده جمعیتی که بعدا به دنیا می آیند که نیست! به چه حقی برای تصمیم می گیرد؟ اصولا همه نظامهای دموکراسی، اگر کمی واقعی تر نگاه کنیم، هیچ مشروعیتی برای ساده ترین مثل چراغ قرمز هم ندارند! به چه حقی مردم را محدود می کنند و قانون می گذارند؟ در نظام اسلامی، این مشکل با اعتبار و مشروعیت بخشی از بالا (تنفیذ حکم ریاست جمهوری) حل شده است. معنی فصل الخطاب حکم رهبری هم همین است. شما با حکم پیامبر نمی توانی مخالفت کنی، چون حکم خداست. حکم رهبری هم همین گونه است. (البته توجه دارید که همه کلامهای رهبری لزوما حکم فقهی نیست. گاهی حکم اخلاقی است، گاهی هم بحث حکومتی نیست و .... ) به هر حال، همه افرادی که جزیی از حکومت اسلامی هستند، مشروعیت خود را از رهبری می گیرند. وگرنه، مردم که حتی سرپرستی خودشان هم با خودشان نیست. (در سطحی از بحث، ولایت و سرپرستی با خداست که سیر آن تا ولی فقیه را رفتیم، در سطوحی دیگر، مثلا دختر بدون اجازه پدر نمی تواند ازدواج کند، یا فرزند بدون رضایت والدین نمی تواند روزه مستحبی ...) نظریه وکالت فقیه هم به همین راحتی رد می شود. مردم چه چیزی از آن خود دارند که آن را به فقیه بدهند تا در آن امور وکیل آنها باشد؟ مثلا اجرای حدود و اینها که با مردم نیست که یکی را به اسم ولی فقیه وکیل خود کنند که او جای آنها انجام دهد. اتفاقا وظیفه ولی فقیه است که طی سلسله مراتبی در سه قوه توزیع شده است. البته مردم نقش مهمی در مشروعیت حکومت دارند و در آن شکی نیست. منتهی اینجا تا حالا در مورد نقش ولی فقیه بود که باید پررنگ توضیح می دادیم. نقش و جایگاه مردم در حکومت اسلامی و حکومتهای غربی اما نقش و جایگاه مردم در حکومت اسلامی: برخی دوست دارند طوری تاریخ را بیان کنند که از آن نتیجه بگیرند که اسلام طرفدار دموکراسی است. دموکراسی که ذاتا مشکل دارد و یه عده ای که امروزه واقعا اقلیت هستند نمی توانند برای همه تصمیم بگیرند. (اگر 80 درصد مردم واجد شرایط باشند، معمول مشارکت در نظام های دموکراتیک 30 درصد است که ما 50 درصد فرض می کنیم. یعنی 50 درصد هشتاد درصد می شود 40 درصد. 40 درصد کل مردم در انتخابات شرکت می کنند که از 40 درصد مثلا کاندیدایی با 75 درصد پیروز می شود! یعنی 30 درصد کل مردم. در این مثل به طور آشکار 70 درصد مردم هیچ گونه وکالتی به رئیس جمهور انتخاب شده، نداده اند!) برخی به ماجرای به حکومت رسیدن امیر مومنان علی در مدینه اشاره می کنند که مردم از جاهای مختلف حضور داشتند و از حضرت خواستند که حاکم شوند. واقعیت این است که آن جمع مردم مدینه بودند و تعدادی از شهرهای دیگر! آنها هم هیچ گونه نمایندگی از شهرهای خود نداشتند. از خیلی از شهر ها هم کسی حضور نداشت. به طور آشکاری خبری از اکثریت جهان اسلام هم نیست! اقلیتی در مدینه علی علیه السلام را به حکومت وادار کردند. در ادامه هم در کوفه حضرت را می بینیم که خطبه می خواند و می گوید که فقط کوفه در دست من مانده است و آنهم این چنین که وقتی دعوت به جهاد می کند و ان قدر خطبه حماسی می خواند فقط 300 نفر داوطلب جهاد می شوند. ولی حضرت که هیچ گونه پایگاهی در میان مردم ندارد، (همه تحت تاثیر اغواگری معاویه و به تعبیر به مصداق امروزی bbc قرار گرفته اند) حکومت را تحویل نمی دهد. توجه کردید: مشروعیت حکومت با حضور حداقلی مردم آغاز شد، تا یک سال هیچ تلاشی هم برای بیعت مردم شام نشد، با حضور حداقلی مردم کوفه هم ادامه یافت. واقعا دردناک بود که علمای بزرگ مدینه (بلا تشبیه آیات عظام قم) از حضرت حمایت نمی کردند و با سکوت خود به گروه قاعدین پیوسته و به باطل کمک کردند! بله! اگر حمایت مردم نباشد، حکومت اسلامی و حتی قیام و اقدام برای تشکیل حکومت نخواهد بود. ولی این مردم قرار نیست، اکثریت مردم باشد. همین که تعدادی از جان و دل از امام و ولی زمانه دفاع می کند، امام و ولی زمانه هم وظیفه دارد و بر او واجب است که از حق حکومت کوتاه نیاید. کما اینکه ائمه در مثالهای مختلف تعداد یاران مورد نیاز خود را به تعداد انگشتان دست، هفده عدد، چهل عدد و ... بیان کرده اند که به نظر می رسد، با توجه به شرایط و قدرت جناح مخالف این عدد متغیر است. حکومت اسلامی مردمی است به این معنا که ولی از قدرت تکوینی خود (معجزه) در امر حکومت و تشکیل و پاسداری آن استفاده نمی کند و این حضور مردم است که آن را بیمه می کند. پس مخالفت تعدادی خس و خاشاک و نیز چند رجل سیاسی و حتی مذهبی و یا مشابه انها خللی در حکومت ایجاد نمی کند. حق حکومت بر مردم از جانب خدا به ولی (پیامبر، امام، ولی فقیه اعلم و عادل ترین زمان) سپرده شده است. همان گونه که پیامبر برای افزایش مشارکت و نقش مردم، به تعبیری برای رشد مردم، به مردم نقش های مشورتی و اجرایی و حتی قضایی می داد، ولی فقیه زمانه ما نیز برای ایجاد حس مشارکت مردم در امور مختلف به آنها حق رای داده است و انها را وارد حکومت کرده تا بر اساس اسلام همه از یک زندگی خوب و سالم لذت ببریم! گفتنی ها از ولی فقیه و حکومت اسلامی و مردم فراوان است و وقت آزادی بیشتری می طلبد و همین فضای آرام که از حرفها برداشتهای سیاسی نشود و بهتر فهمیده شود. بعد التحریر: در بررسی بازدیدهای سایت وبلاگ پاورقی متوجه شدم، یكی این عبارت را سرچ كرده و این صفحه را مشاهده كرده: " آیا ولایت مطلقه فقیه به این معناست كه اگر رهبر گفت ماست سیاه است بپذیریم" از تعجب شاخ در آوردم! خوب یادم است كه مقام معظم رهبری در دیدار غدیر 84 به این مضمون گفتند كه اگر شما دانشگاهیان به نتیجه ای رسیدید، من رهبری در آن نظر علمی تان پیرو شما هستم. این مثال حرام شدن زن كه در بالا زدیم از باب لزوم ولایت پذیری بود به خاطر مشروعیت شرعی آن (و نه قانون اساسی و غیر آن) مثال آن هم مثلا وقتی است كه آن زنی كه با وی ازدواج كردیم، بفهمیم كه مثلا شوهرش زنده است، از محارم ماست و ... تبعیت غیرمنطقی و احمقانه از ولایت فقیه كه مبنایی ندارد و منظور كسی نیست جز آنانی كه ولایت فقیه را نمی فهمند و فقط به خاطر قانون اساسی به ولایت فقیه احترام می گذارند.
- برچسبها:حکومت اسلامی، تئوری های حکومت اسلامی، ولی فقیه، نقش و جایگاه ولی فقیه، نقش و جایگاه مردم، مبانی حکومتی اسلامی، تئوری حکومت در اسلام، ولی، مقام ولایت، عصر غیبت، پیامبر، امام معصوم، علمای شیعه، ولایت مطلقه فقیه، ولایت مقیده فقیه، معطله، امام زمان، شیعه، تشکیل حکومت، امام خمینی، قرن بیستم، امور حسبه، غصب حکومت، حکومت، ظلم، مشروطه، علمای مشروطه، مشروطه خواهان، نهادهای نظارتی، جمهوری اسلامی، ایران، ظهور، زمینه سازی ظهور، نائب امام زمان، انتخابات، رهبری، اعلم، عالم ترین، عادل ترین، فقها، وجوب تشکیل حکومت، مجلس خبرگان رهبری، گناه کبیره، گناه صغیره، عدالت، نظام اسلامی، انتخاب مردم، مردم، قوه قضائیه، رئیس قوه قضائیه، قوانین مجلس، مجلس شورای اسلامی، نمایندگی، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، قانون، قانونگذار، خدا، روش شناسی فقهی، احکام الهی، دموکراسی، نقد دموکراسی، رئیس جمهور، نظام های دموکراسی، تنفیذ حکم، مشروعیت، سرپرستی، ولایت، روزه مستحبی، وکالت فقیه، نظریه وکالت فقیه، ازدواج، تاریخ، اقلیت، اکثریت، نظام های دموکراتیک، مشارکت مردم، امیرمومنان علی، امام علی، مدینه، مردم مدینه، علمای مدینه، کوفه، خطبه، جهاد، معاویه، bbc، بیعت، مردم شام، شام، مردم کوفه، آیات عظام قم، قم، سکوت، قاعدین، باطل، حق، قیام، دفاع، ائمه، انگشتان، هفده، حکومت مردمی، قدرت تکوینی، معجزه، خس و خاشاک، رجل سیاسی، مخالفت با حکومت اسلامی، رشد مردم، رای، حق رای، ماست سیاه، ولایت فقیه، ولایت مطلقه، ولایت مطلقه فقیه، غدیر84، دانشگاه، دانشگاهیان، ولایت پذیری، قانون اساسی، مشروعیت شرعی،
الله اکبر! الله اکبر! الله اکبر! بسم الله الرحمن الرحیم اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه واحفظ قائدنا الله اکبر! حماسه حضور مردم، بر خلاف آن چه سی ان ان پیش بینی می کرد، برخلاف آنچه تحلیلگران ... می گفتند، به نفع دکتر محمود احمدی نژاد، به نغع ملت ایران، به نفع نظام اسلامی تمام شد. دکتر محمود احمدی نژاد مطمئنا بار دیگر رئیس جمهور ایران شده است. ستاد انتخابات وزارت کشور هم به زودی آمار رسمی را منتشر می کند. البته در آخرین مورد رسمی منشتر شده احمدی نژاد 10 میلیون بود و موسوی4! از 36 میلیون رای شمارش شده، 24 میلیون ایرانی به دکتر محمود احمدی نژاد اعتماد کردند. به این ترتیب رکورد به اصطلاح افسانه ای سید محمد خاتمی شکست. الف، به روز و لحظه به لحظه، نتایج انتخابات را اعلام می کند. جشن پیروزی هواداران احمدی نژاد از همین امشب شروع شده است. جشن شادی همه مظلومان بار دیگر شروع شده است. بی شک چیزی تا ظهور نمانده... بی شک چیزی تا نابودی اسرائیل نمانده... همه با یک نام و نشان به تفاوت هر رنگ وزبان / همه شادو خوش و نغمه زنان / به اصالت ایران کهن به صلابت ایران جوان /همه ئ جان وتنم وطنم وطنم وطنم ایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــران
توجه: حضرت آقای سیدعلی آقای خامنه ای و دکتر احمدی نژاد تنها رئیس جمهورانی هستند که در دور دوم ریاست جمهوری شان، آرای بیشتری نسبت به دور اول کسب کرده اند.
- برچسبها:انتخابات ریاست جمهوری، نتایج انتخابات، آخرین خبر، دکتر محمود احمدی نژاد، ایران، سی ان ان، ظهور، اسرائیل، هواداران و حامیان، شمارش آرا، ستاد انتخابات وزارت کشور، سید محمد خاتمی، رهبری، الله اکبر، امام زمان، حماسه حضور، مردم، cnn، تحلیلگران، نظام اسلامی، میرحسین موسوی، نابودی اسرائیل، وطنم ایران،
قرار بود به مناسبت روز جهانی ارتباطات، انجمن دانشجویی علمی معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات یه مجموعه ای برنامه هایی اجرا کند. یکی اش برنامه یه روزه (شنبه) چند سخنرانی با عنوان کلی (ارتباطات و اسلام؛ در راستای کاری که وظیفه دانشکده ماست)؛ دومی سخنرانی صبح یک شنبه آقای دکتر معتمدنژاد با عنوان روز جهانی ارتباطات (به هر حال لقب پدری علم ارتباطات ایران، چه شایسته آن باشند، چه نباشند) ؛ سومی هم دو پنل ویژه مرجعیت علمی دانشکده فرهنگ و ارتباطات و راهکار تحقق آن: یکی ویژهم اندیشی اساتید (که به پیشنهاد استاد ارجمند سعید مهدوی کنی به برنامه ها اضافه شد) و پنل دوم: پنل دانشجویی مرجعیت علمی که به بیان پیشنهادات و تقابل نظرات دانشجویی دانشجویان می گذشت و در پی پیشنهاد جناب دکتر مهدوی کنی به برنامه ها اضافه شد. البته برنامه های انجمن دانشجویی فرهنگ و ارتباطات چون زیر مجموعه معاونت پژوهشی رفته که حمایت مالی و اجرایی پیدا کنه، تو تبلیغاتش می خوره با همکاری معاونت پژوهشی دانشکده فرهنگ و ارتباطات. آنچه اتفاق افتاد، عدم اتفاق برنامه های فوق بود! عدم اتفاق هم نوعی اتفاق است. تنها، برنامه روز جهانی ارتباطات، به صورت یک برنامه نیم ساعته بزرگداشت روز جهانی ارتباطات بدون حضور سخنران اصلی، بدون حضور رئیس دانشکده فرهنگ و ارتباطات، با حضور 3 استاد (دکتر آشنا، باهنر و محسنیان) و 3 دانشجو برگزار شد. البته باید به آن 20 دانشجوی کلاس تعطیل شده آقای دکتر مهدی محسنیان راد که به برنامه اضافه شدند را هم حساب کنیم. حال به بیان شنیده ها بپردازیم. البته خرده نگیرید که چرا شنیده ها را نقل می کنی! گرچه گفته اند: حسبک من الکذب ان تحدث بکل ما سمعت. به هر حال به نظر می رسد این حدیث مشکل سندی داشته باشد، (و البته ما هنوز سند حدیث را ندیدیم) یا با توجه به قرینه ها و نهایتا تشکیل خانواده حدیثی، نهایتا کاربرد اخلاقی داشته باشد، کما این که ظاهرا حکمی فقهی بر مبنای آن صادر نشده و ما هم فقط در برگه های اخلاق دکتر خندان این حدیث را دیدیم. دانشکده فرهنگ و ارتباطات ابتدا با برنامه موافق بوده و بعد از اضافه شدن پیشنهاد دکتر مهدوی کنی مبنی بر اضافه شدن پنل، دانشکده مخالفت کرده. البته ظاهرا این تغییر جزیی بهانه ای بیش نبوده است. دانشکده فرهنگ و ارتباطات ظاهرا گفته نه تنها همکاری نمی کنیم، سنگ هم جلوی پایتان می اندازیم! دانشکده فرهنگ و ارتباطات: هزینه ها را نمی دهیم! دانشکده فرهنگ و ارتباطات: سالن هماهنگ شده تان رو لغو می کنیم! دانشکده فرهنگ و ارتباطات: سخنرانانتان را دم در راه نمی دهیم! دانشکده فرهنگ و ارتباطات: چرا در اطلاعیه جلسه اسم آقای مولانا بالاتر از اسم آقای معتمدنژاد است؟ دانشکده فرهنگ و ارتباطات: مرجعیت علمی.... یکی از دوستان می گفت تنها علت موفقیت دوره علمی پژوهشی دانشجویی هفته دعوت (با حضور اساتید گرانقدری چون مولانا، فیاض، محسنیان راد، مهدوی کنی و ...) عدم حضور دانشکده فرهنگ و ارتباطات بوده. کتاب هفته دعوت (تابستان گذشته) تقریبا آماده است. دعوت دوره ای بود که به کمک بچه های بسیج وهمکاری نسبی معاونت پژوهشی دانشگاه امام صادق علیه السلام برگزار شد. این دو روز هم قرار بود اتفاق مشابهی بیفتد ولی نیفتاد. (تا حالا که حرف رادیکالی نزده ایم؟) بالاخره یکی باید حرف رو زمین مانده مقام معظم رهبری، تنها انتظار ایشان از دانشگاه ما را جدی بگیرد یا نه؟! البته بعضی دانشکده ها کارهایی کرده اند. لازم نیست که بگوییم اگر دانشکده فرهنگ و ارتباطات به ما (دانشجویان) سالن ندهد، نهادهای متعددی هستند که سالن می دهند؟ اگر دانشگاه امام صادق علیه السلام هم ندهد، بیرون دانشگاه پر است از نهادهای علمی پژوهشی که منتظر این حرفها هستند. اصلا آنها هم نباشند، این حرفها نیاز به منابع مالی و سالن ندارد! تو همین مسجد قدس دور هم جمع می شویم. مطمئنا پروفسور مولانا، دکتر سوزنچی، دکتر فیاض و ... خواهند آمد. بچه ها تو گرمای تابستون اومدند، باز هم می آن. انشالله. واقعا می خواستید به انتظامات بسپارید پروفسور مولانا، مشاور رئیس جمهور، یک چهره شناخته شده بین المللی را برای حضور در یک نشست علمی که سخنران آن هستند، اجازه ورود ندهند؟ واقعا فکر می کنید اسم آقای معتمدنژاد بالاتر از اسم آقای مولانا باید نوشته شود؟ اصلا آقای معتمدنژاد برای اسلام، انقلاب و مرجعیت علمی چه کرده اند؟ واقعا دانشکده فرهنگ و ارتباطات مرجعیت علمی را شوخی گرفته؟ عمدا ما از عبارت کامل دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات در این نوشته استفاده نکردیم و همه جا (نه به اختصار) نوشتیم دانشکده فرهنگ و ارتباطات. یکیش وقتی معارف اسلامی به حقوق یا اقتصاد اضافه می شه، معنی داره. ولی اضافه شدن معارف اسلامی به ما چیزی اضافه نمی کنه. ما به خاطر ذات میان رشته ای رشته مون باید معارف اسلامی بخونیم. دلیل مهم تر: دروس اسلامی رشته مون و در واقع اکثریت واحدها رو دانشکده فرهنگ و ارتباطات ارائه نمی ده. از حدود 180 واحد لیسانس، فقط 60 واحد را دانشکده فرهنگ و ارتباطات ارائه می ده. وقتی یک واحد معارف اسلامی ارائه نمی ده، در مورد محتوای و عناوین واحدهای معارف اسلامی هم قدرتی نداره، پس ما معارف اسلامی مون را از دانشکده فرهنگ و ارتباطات نمی گیریم. لازم نیست بگم که نهایتا تولید علوم انسانی اسلامی هم به همین سادگی محقق نمی شه!
- برچسبها:روز جهانی ارتباطات، دانشکده فرهنگ و ارتباطات، دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، دانشگاه امام صادق علیه السلام، انجمن دانشجویی فرهنگ و ارتباطات، مرجعیت علمی دانشکده فرهنگ و ارتباطات، دانشجویان معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، مولانا، فیاض، سوزنچی، مهدوی کنی، معتمد نژاد، محسنیان راد، باهنر، آشنا، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، هفته دعوت، علمی پژوهشی، شبهه حدیثی فقهی اخلاقی، اسلام و ارتباطات، رهبری، دوره علمی پژوهشی، پنل دانشجویی، میان رشته ای فرهنگ و ارتباطات، علوم انسانی اسلامی، دروس معارف اسلامی، بهانه، رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات،
آخرین مطالب وبلاگ پاورقی
-
چرا کسی از اهالی علوم انسانی شهید نمیشود؟
-
سومین حیات امسال با عکس استاد فیاض
-
بای بسم الله جزوه شماره هفت ماهنامه فرهنگی سیاسی حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام
-
علوم انسانی؛ تنگه احد انقلاب اسلامی
-
بای بسم الله جزوه شماره پنج ماهنامه فرهنگی سیاسی حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام
-
در معنای «حیات خلوت»
-
فرهنگ صاحبخانگی
-
فعالیت در تشکل بسیجی ها
-
حیات 59 با جلدهای رنگی منتشر شد
-
دو تامل درباره آزمون دکتری جدید علوم ارتباطات (در سال 1391)
-
همه پستهای وبلاگ پاورقی
تبلیغات



