یادداشت ذیل در شماره سوم و چهارم نشریه دانشجویی وقایع اتفاقیه (مدیر مسئول محمدحسین ذوالانوار، سردبیر: بشیر خالقی پور)، ویژه نامه سبک زندگی دانشجوی امام صادقی (بهمن و اسفند 90) منتشر شده است. که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها نکاتی چند درباره سیر آسان به مشکل سبک غیرحرفهای
نشریات دانشجویی حمید درویشی شاهکلائی www.PavaraQi.ir 1-
در عالم مطبوعات، نشریات دانشجویی برای خود عالمی دارند.
اصلا این قدر متفاوت هستند که با صفت «دانشجویی» متمایز میشوند. حالا این که «دانشجویی» فحش است یا نشانه تحبیب، تصغیر
یا همه موارد، خدا میداند! 2-
نشریاتی که از سوی دانشجویان و اساتید در محیط دانشگاهها
منتشر میشوند، نیازی به کسب مجوز از وزارت ارشاد نداشته و این تنها تفاوت حقوقی
قانونی این دسته از نشریات با دیگر نشریات است. دانشگاهیان با کسب مجوز از دانشگاه
خود میتوانند در موضوعات مختلف سیاسی، علمی، فرهنگی و... به انتشار نشریه دست
بزنند. اگر آییننامه (کاملا حمایتی) انتشار نشریات دانشجویی را بخوانید، شکی باقی
نمیماند که «دانشجویی» صفت تحبیب است! اما چیزهای دیگری هم هست. 3-
علاوه بر سهولت و سرعت اخذ مجوز از دانشگاه، شور دوره
جوانی، کارها را آسان جلوه میدهد. نشریات دانشجویی، معمولا با علاقه دانشجویان
شروع میشوند. تنهایی یا سه چهار نفری دور هم، ایده تا تولید و تکثیر یک نشریه شکل
میگیرد. مثلا نشریه «نیش شتر» در دانشگاه صنعتی شریف به مدت 10 سال از سوی یک
دانشجو منتشر میشد که تحصیلات دانشگاهی خود را از کارشناسی تا دکتری در این
دانشگاه گذرانده بود! 4-
خودجوش بودن صفت همه نشریات دانشجویی نیست. بعضی نشریات
دانشجویی، متعلق به نهادها و تشکلهای هستند. البته این نشریات، در بدو تاسیس،
شاید به صورت خودجوش و داوطلبانه شکل گرفته باشند. 5-
فارغ از وابستگی تشکیلاتی یا استقلال، نشریات دانشجویی یک
ویژگی مشترک دارند: «حرفهای نبودن»! حرفهای نبودن همان مشکلی است که موجب میشود
نشریات دانشجویی بیش از پنج شماره منتشر نشوند. اصلا نشریات به دو دسته حرفهای و
دانشجویی تقسیم میشوند! حرفهای نبودن روح کلی نشریات دانشجویی است؛ هر چند ممکن
است در برخی اجزا، حرفهای عمل شود. سبک غیرحرفهای نشریات دانشجویی... 6-
گرچه معمولا نامهای خلاقانه و خوبی برای نشریات دانشجویی
انتخاب میشوند، لوگوی نشریات دانشجویی دو مشکل دارد: یک، بعضا فونت (=بدون طراحی)
است و دو، خوانایی ندارد. اگر بخواهیم مشکل سوم را هم ذکر کنیم، تغییرات نامتعارف
آن را هم باید اشاره کنیم. 7-
در حالی که کتابهای آموزش روزنامهنگاری تاکید میکنند
امروزه برای انتشار یک بروشور هم نیاز به تخصص و کار گروهی متخصصان وجود دارد،
نشریات دانشجویی مهر بطلانی برای این آموزهها و فرضیهها هستند. هنوز هم عمده
نشریات دانشجویی، قائم به یکی دو نفر هستند و بعضا یک نفر به تنهایی عمده مقالات
را نوشته، مصاحبهها را انجام داده، خود ویراستاری و سردبیری و مدیرمسئولی کرده و
بعضا دستی در طراحی هم میبرد! 8-
علاوه بر فقدان ساختار سازمانی، محتوای نشریات دانشجویی هم
معمولا ساختار نشریهای ندارد. مثلا مجلات دانشجویی، فصلبندی (رویکرد پروندهای
سرویسی، موضوعی، قالبی) مشخصی ندارند. ستونبندی نشریهای ندارند. تنوع مطلب (استفاده
از قالبهای متعدد) ندارند. 9-
بعضی نشریات دانشجویی در تامین مطالب خود مشکل جدی دارند.
آنهایی هم که مشکل ندارند، با مشقت مطالب خود را آماده میکنند. فقدان هیات
تحریریه در کنار عدم وجود منابع مالی به منظور پرداخت پول به نویسندگان و مصاحبهکنندگان،
همچنین موجب میشود نشریات دانشجویی، به صورت نامنظم منتشر شوند. 10-
درک مشکلات نشریات دانشجویی، تا وقتی خود در دام عشق آن
مشکلات نیفتید، میسر نیست.
این یادداشت در نشریه خبری تحلیلی پنجره شماره 118، شنبه 19 آذر 1390، منتشر شده است. لینک این مطلب در سایت پنجره (+) درباره رمان «آسمان شیشهای نیست!» مرتضی انصاری
با هم برویم ته چاه/ حمید درویشی شاهکلائی
سبک زندگی هر تمدنی جدای از پیشفرضها و اصول فکری آن تمدن نیست و هر
تمدنی هنگام برخود با سایر تمدنها مجموعهای را از خود عرضه میدارد که
شامل همهچیز است، از غذایی که پیشنهاد میدهد تا شیوه تربیت فرزندان. در
این مجموعه، جایگاه علوم، بهویژه علوم انسانی برجسته است. علوم انسانی هر
تمدنی متأثر از نوع نگاه آن به هستی است و در مرحله بعد خود به نگاه افراد
به هستی شکل میدهد و چرخه تولید و بازتولید را کامل میکند. در این داستان
اختلافات ریشهای سبکهای مختلف زندگی دیده میشود که ارتباط تنگاتنگی با
علوم انسانی دارند.
قصه از آنجا آغاز میشود که «حامد» در سرگردانیها غرق است. هرچند
اشاره مستقیمی به عامل این وضعیت نمیشود؛ اما با توجه به فضای داستان و
زندگی کنونی او میتوان به نقش پررنگ رشته تحصیلیاش رسید. استاد مسن حامد
که اتفاقا دارای اعتقادات فردی مذهبیست، به هنگام تدریس و بحث، خدا را
کنار میگذارد و میگوید: «باید این فرض را بپذیریم که انسان موجودی مستقل و
خودبنیاد است و سرنوشتش بهدست خودش رقم میخورد و نباید چشم بهجای
دیگری بدوزد... اینکه برخی از امور توسط نیروهای جدای از انسان صورت
میگیرد با روح برنامهریزی سازگار نیست. بهعنوان مثال در جامعهای که
اتفاقات را به خدا، جادو یا الههها نسبت میدهند؛ امکان برنامهریزی وجود
ندارد.» و تقابل این نوع نگاه با نگاه دینی بههنگام حضور حامد در مسجد
بهراحتی قابلمشاهده است: «... رفت عقبتر و تکیه به دیوار مسجد داد. یک
صفحه قرآن خواندند و بعد دعا کردند: خدایا به برکت این قرآن موانع ازدواج
جوانان را رفع بگردان، توطئههای دشمنان را به خودشان برگردان، همه
مریضها را شفا بده. برایش جالب بود که از خدا این همه تأثیر در عالم
میخواستند. ذهنش شروع به اشکال گرفتن کرده بود...»
همگان اذعان دارند که هر سبک زندگی مجموعهای از باید و نبایدها را
با خود دارد؛ اما نکته مهم آن است که حدود باید و نبایدها را چهچیزی
تعیین میکند. ملاک درست و غلط چیست؟ خواست خدا یا خواست بشر؟ دستور خدا یا
رضایت طرفین؟ نباید به صرف اشتراک ظاهری بعضی رفتارها حکم به نزدیکی
سبکهای زندگی داد. اندیشههای بشر خودبنیاد به او یاد داده بهخاطر
خودپرستی گاهی به رفتارهای به ظاهر نیک روی بیاورد. «... با لحنی که
انگار دارد تأسف میخورد گفت: «میشه الان با یه ذره کمک، نذاریم این گدا
تبدیل به دزد بشه؛ وگرنه اون موقع چند برابر این کمک بهمون ضربه میزنه.
حتی میشه به مردم فهموند که این کمک براشون یهجور سوده و آموزششون داد
که به این آدمها کمک کنند.» تعجب کرد. بیشتر از تعجبی که تا آن موقع با
شنیدن حرفهای سارا و حتی از لبخندهای خودش تجربه کرده بود...» الگوی هر
سبک زندگی به واقع جهتدهنده بقیه قسمتها است. داستان پایانی باز دارد و
سرگردانی حامد وارد مرحله جدیدی میشود و به نوعی مخاطب را متوجه
انتخابهای پیشرویش در زندگی میکند. اما کم نیستند کسانیکه افق سبک
زندگی خود را ناآگاهانه انتخاب کردهاند. مانند استاد حامد که حاضر است حتی
به ته چاه غرب برود، چون در این کار هم آنها تجربه بیشتری از ما دارند:
«استاد انگار که حرفی تکراری شنیده باشد، سریع گفت: اگه اونا خودشون رو
انداختن تو چاه، من هم خودم رو میاندازم. میدونین چرا؟ چون اونا 400 سال
از ما جلوترن... چون اونا برای همین کارشون هم کلی دلیل و برنامهریزی
دارن. اگه اونا الان ته چاهن و ما با این وضعیتمون سر چاهیم، من ترجیح
میدم ته چاه باشم. چند نفری خندیدند.»

- برچسبها:مجله خبری تحلیلی پنجره، هفته نامه پنجره، نشریه پنجره، مجله پنجره، هفته نامه پنجره شماره 118، آذر ماه سال 1390، آذر ماه، سال 1390، سایت مجله پنجره، رمان، رمان آسمان شیشه ای نیست!، رمان آسمان شیشه ای نیست مرتضی انصاری زاده، کتاب رمان آسمان شیشه ای نیست! مرتضی انصاری زاده، مرتضی انصاری زاده، یادداشت با هم برویم ته چاه، بخشی از رمان آسمان شیشه ای نیست مرتضی انصاری زاده، نگاه تمدنی به کتاب رمان آسمان شیشه ای نیست مرتضی انصاری زاده، نگاه تمدنی به سبک زندگی، سبک زندگی، تمدن، پیش فرضها و اصول فکری، تمدن شناسی، فرهنگ شناسی، شیوه تربیت فرزند، علوم، علم، جایگاه علم در تمدن، علوم انسانی، جایگاه علوم انسانی در تمدن، رابطه علوم انسانی و هستی شناسی، حامد آسمان شیشه ای نیست، نقش پررنگ رشته تحصیلی در سبک زندگی، برنامه ریزی، انسان خود بنیاد، سرنوشت انسان، فرد و جامعه، جادو، الله ها، خدا، مسجد، تاثیر خدا در عالم، گدایی، سارای آسمان شیشه ای نیست، پایان داستان آسمان شیشه ای نیست، غرب، غرب گرایی، غرب زدگی، آموزش علوم انسانی در ایران،
برنامه گره، یکی از نمونه های موفق ورود جوونای حزب اللهی به عرصه تولید برنامه در صدا و سیما است که سعی دارد نگاه و تفکر انقلاب اسلامی را حفظ کند.
موضوع محوری برنامه گره که مدتی است به صورت «زنده» پخش می شود و به جریان سازی رسیده، سبک زندگی است که موضوع عام، و جالب توجه برای همگان به ویژه دانشجویان علوم انسانی است.
مجری جوان برنامه، میلاد دخانچی است. در هر برنامه، از کلیپهای جذاب استفاده می شود و کارشناسان برجسته حضور می یابند. کارشناسانی که بخشی از عمرشان را در موضوع مورد بحث کار کرده اند. کارشناس مهمان امروز این برنامه، حجت الاسلام علیرضا پناهیان است و موضوع آن «حجاب و چالشهای آن در جمهوری اسلامی ایران». گفتگوی تلفنی جالبی هم با آقای سید مجید امامی (دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات و استاد دانشگاه امام صادق علیه السلام و ...) انجام گرفت که گزارش تحقیقات میدانی ایشان در باره پوشش مورد بحث قرار گرفت.
ساعت 8 و بیست دقیقه است و گره همچنان ادامه دارد.
بازنشر این مطلب در سایت بچه های قلم +
بعد التحریر:
1- برای دانلود و مشاهده این برنامه می توانید از این لینک استفاده کنید:
http://raztv.ir/video+fhhvocyozp
2- تهیه کننده این برنامه، دوست و هم کلاسی من، حسین افشار است. شاید به همین دلیل هم است که این برنامه، از مشاوره های استاد ارجمند دانشکده، دکتر آشنا (+) بهره می گیرد.
- برچسبها:صدا و سیما ی جمهوری اسلامی ایران، شبکه سوم سیما، برنامه زنده گره، برنامه گره، میلاد دخانچی، حسین افشار، زمان پخش برنامه گره، سبک زندگی، پیشنهاد برنامه های خوب، برنامه های زنده صدا و سیما، برنامه های تلویزیون، استاد حجت االاسلام علیرضا پناهیان، حجاب، چالش های حجاب در جمهوری اسلامی ایران، استاد سید مجید امامی، نقد صدا و سیما،
آخرین مطالب وبلاگ پاورقی
-
اعلام نتایج اولیه کنکور سراسری دکتری
-
تیتر یک شماره 65 حیات
-
روز جهانی ارتباطات گرامی باد/ شماره 65 حیات منتشر شد
-
کتابهایی که از نمایشگاه خریدم- کتاب تبلیغات و اقناع
-
فهرست کتب پیشنهادی من- نمایشگاه کتاب 91
-
به زودی/ فهرست کتب پیشنهادی من!
-
یک بیانیه تصویری درباره نامههای سرگشاده اخیر دانشجویان دانشگاه
-
دو کتاب ضمیمه جدید
-
بهانهای برای بهروز کردن...
-
سایت جدید دانشکده فرهنگ و ارتباطات
-
همه پستهای وبلاگ پاورقی


