سید مرتضی آوینی، علی رضا کمری، یوسفعلی
میرشکاک، نصرت الله معین وزیری، سعید طایفه نوروزی، محمدرضا الوند، سید علی رضا
میرعلی نقی، مسعود ده نمکی، سپیده کاشانی، محمدکاظم کاظمی، امیرعلی مصدق، مجتبی
شبیری، مهرزاد ارشدی، علی داوودی، زهرا کاوه، سید حسین مطهری، حسین قدیانی و ... اینها اسامی نویسندگان و هنرمندانی است که
در شماره ششم (تابستان88) نشریه تخصصی پلاک هشت (فصلنامه فرهنگ و هنر پایداری
معاونت هنری بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس) آثار و گفتاری از خود به
یادگار نهاده اند. شماره جدید پلاک هشت، به مانند راه و
بسیاری از نشریات مد روز انقلابی دهه چهارم انقلاب، (راه، پنجره و ...) رنگی شده
است و در ورقهای گلاسه به چاپ رسیده است. گویا مشکل ساده زیستی و کاغذهای رنگی حل
شده است. صاحبان این رسانه ها هر چند دیر، به این نتیجه رسیده اند که مخاطب مداری
هم به اندازه کیفیت محتوا مهم است. خدا را شکر! گاهی احساس می کنم این نشریه بیش از حد
مدیر مسئولش (گل علی بابایی) را بزرگ می کند و زیاد از او می نویسد! پرونده ویژه این شماره، جنگ داستان ناگفته
نام دارد و به دو سرفصل مهم در مبارزه با انقلاب اسلامی پرداخته است. یکی تجاوز سراسری
31 شهریور1359، و دیگری از آن مهم تر و کم هزینه تر: کودتای 18 تیر 1358، کودتای
نقاب (نجات قیام ایران بزرگ). احتمالا می دونین گرچه طرح حمله عراق به ایران در
دوران مصدق توسط انگلیسی ها ریخته شد، زمینه مناسب اجرای اون فراهم نشد تا بعد
انقلاب. یکی از مهم ترین کارهایی که قبل جنگ هزینه بر برنامه ریزی شده بود، طرح بی
نظیر همین کودتای هجده تیر بود که در صورت موفقیت نیازی به جنگ نبود! ولی دشمنان
باید بدانند که این انقلاب رفتنی نیست! گفتگویی صریح با مسعود ده نمکی (موفق ترین
کارگردان سالهای اخیر سینمای ایران) پرده از مسائل جدیدی (به ویژه درباره فیلم پرفروش اخراجی ها) برداشته است. بخش شیپور جنگ هم گزارش جالبی از تاریخ و
سیر موسیقی نظام در ایران نوشته است. بخش رنگ جنگ، با صفحاتی به اسم «خون، نفت،
کوکاکولا» تصاویری از ساکنان گهواره تمدن زمین (عراق) احتمالا نظر هر بیننده ای را
جلب می کند. مقاله ای با عنوان گرافیک و انقلاب اسلامی به قلم سید شهید اهل قلم،
آقا مرتضی، (بر گرفته از کتاب انفطار صورت، نشر ساقی) به بررسی رابطه هنر و انقلاب
پرداخته و این که چرا گرافیک رابطه بهتری با انقلاب اسلامی برقرار کرد. پرونده ویژه ای برای شاعر مردمی، استاد
محمدرضا آقاسی، تمام صفحات بخش شعور سرخ را پوشانده. آقاسی به حق شعر مذهبی و سنتی
را مردمی کرد و عامه را مخاطب خویش کرد و به موفقیت رسید. چند مقاله و چندین
سوگنامه از هنرمندان و شاعران بنام کشور: یوسفعلی میرشکاک، محمد کاظم کاظمی،
امیرعلی مصدق، علی داوودی، محمدعلی عبدلی، علی محمد مودب، محمدزمان گلدسته، خشنود
محمدی، سپیده کاشانی، رقیه آزادنیا و محمدرضا احمدی فر. «اگر نفسی از سیده تاج خانم می آید، برای
رهبر است. ما همه چیزمان فدای رهبر است.» این بخشی از جملات یک مادر شهید
مازندرانی است که مصاحبه با او را در چهار صفحه می توانید بخوانید. «تا وقتی من و
دیگر پدر و مادر های شهدا زنده ایم و نفسی داریم، نمی گذاریم این انقلاب که با خون
جگر گوشه های ما به ثمر رسیده به دست دشمنان اسلام بیفتد.» به راستی برای نابودی
انقلاب باید اول خانواده های شهدا را کشت! کودتاچی های سبزنما، باید اول فکری برای
این همه پیرمرد و پیرزنی کنند که تا آخرین نفس خود پای نظام ایستاده اند. گفتگوی پایانی این نشریه با احسان محمد
حسنی است. فعال برجسته عرصه فرهنگ سالهای اخیر. مدیر سابق موسسه عاشورا، فرهنگسرای
پایداری و اکنون معاونت تبلیغات بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشها. او همان کسی است که
مراسم ظهر عاشورای فکه، تئاتر شب آفتابی و ... از ابداعات اوست. حرفهای خیلی قشنگی
زده. به ویژه در مورد میرحسینی که سالها در تلاش یک وقت ملاقات او بود و ...مجتبی شبیری مطلب قشنگی نوشته و به صدا و
سیما تاخته که با این همه سوژه دفاع مقدسی، شما تازه کاسه گدایی بده سوژه در راه
خدا به دست گرفته اید؟
- برچسبها:سید مرتضی آوینی، علی رضا کمری، یوسفعلی میرشکاک، نصرت الله معین وزیری، سعید طایفه نوروزی، محمدرضا الوند، سید علی رضا میرعلی نقی، مسعود ده نمکی، سپیده کاشانی، محمدکاظم کاظمی، امیرعلی مصدق، مجتبی شبیری، مهرزاد ارشدی، علی داوودی، زهرا کاوه، سید حسین مطهری، حسین قدیانی، معاونت هنری بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، نشریه تخصصی، فصلنامه تخصصی هنر و فرهنگ پایداری، نشریه پلاك هشت، پلاك هشت، احسان محمد حسنی، هنر دفاع مقدس، نشریات فرهنگی انقلاب اسلامی، گل علی بابایی، جنگ تحمیلی عراق و ایران، جنگ، كودتا، كودتای هجده تیر، كودتای نقاب، نجات قیام ایران بزرگ، انگلیس، صدا و سیما، سوژه، سوژه برای فیلمسازی، اخراجی ها، موسیقی نظام، عراق، كتاب انفطار صورت، گرافیك و انقلاب اسلامی، محمدرضا آقاسی، شعر مردمی، شعر متعهد، رهبری، مادران شهید، شهداء، كودتای سبز، مراسم ظهر عاشورای فكه، تئاتر شب آفتابی، مهندس میرحسین موسوی،
پیامك قشنگ یكی از دوستان جدید:
دیروز حضور میلیونی هواداران احمدی نژاد، حامیان گفتمان عدالت، در مصلی نتیجه انتخابات را چند روز قبل از برگزاری مشخص کرد.
دیروز به طور تصادفی متروی مصلی هم بسته بود. البته مردم می گفتند: هاشمی کم آورده، مترو رو بند آورده! (هاشمی رئیس متروست.) به همین دلیل ما تکه ای از مسیر برگشتمون از بین حامیان موسوی رد شده بود. جاهایی که جمعیت بود (بسیاری از طول مسیر جمعیتی نبود و ما حتی هو نمی شدیم!) خیلی توهین ها به ماشد! حالا به دکتر احمدی نژاد رو خودتون حساب کنید! مثلا اینکه ایشون چند هفته است که حموم نرفته اند! هم دروغ و افترا است و هم توهین! به هر حال وقتی در مملکتی آزادی این گونه فهم شود، همین طور هم خواهد شد!
توهین به احمدی نژاد که مهم نیست! چهار سال است که همه عادت کرده ایم که درباره اش جکهای توهین آمیز بشنویم! توهین به ما (سه نفر، هر سه از دانشگاه امام صادق علیه السلام) اصلا قابل توجیه نیست! ما فقط پرچم همراهمون بود! ما سه نفر که روی هم 160 کیلو می شدیم، مسیری طولانی رو مجبور بودیم پیاده برویم و تنها پرچم به دست داشتیم. پرچم ایران که اینها می گفتند حرمت دارد! یعنی چه؟ ما چرا نتوانیم پرچم کشورمان را در دست داشته باشیم؟ ما به پرچم چه توهینی کردیم؟ ولی ما می دیدیم که پارچه سبز که نماد مقدسات دینی، نماد امام حسین است، روی زمین افتاده بود. پارچه سبز روی زمین افتاده بود. این می دانید برای ما یعنی چه؟
یک توهین دیگه به ما که همه با هم تکرار مثل ... تکرار می کردند، بی سواد بود! من که 36 واحد تا اتمام دوره کارشناسی ارشدم مونده، بی سوادم؟ من که حدود 160 واحد درسی، یعنی به طور متوسط ترمی 20 واحد پاس کردم تو دانشگاه سخت گیر امام صادق با معدل بالای 91 از 100 من بی سوادم؟ من با این همه حجم عظیم کتاب و مجله و ... من با این حجم عظیم مطالعه ، من بی سوادم؟!
همه اون جمع باید از من حلالیت بگیرد! چرا باید حلال کنم؟ فقط فریب خوردگان را حلال می کنم! من که احمدی نژاد نیستم!
یه مورد دیگه: اون دوست عزیزی که پرچم رو از دست ما گرفت! ادامه مسیر رو تو ماشین بودیم. حتی از شییشه هم بیرون نبودیم. طبیعتا قسمتی از پرچم بیرون شیشه قرار می گرفت! (جلو سه نفری) منتظرم اون پرچم مقدس رو به آدرس دانشگاه امام صادق اتاق 9317 پست کنه!
دو تا فحش دیگه هم یادم اومد: یکیش خائن بود! یکیش هم دیوونه!
امشب رویدادی مهم تو دانشگاه ما اتفاق افتاد. حیف که وقتش نیست به شرح ما وقع بپردازم ولی همین که دو نفر به نمایندگی از تفکر میرحسین موسوی (مسلم نادعلی زاده (دانشجوی کارشناسی ارشد معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات) و علی حجتی) تونستند از عقاید خودشون دفاع کنن، این فضا بهشون داده شد تا توی سالن همایشها (اونم پر) از میرحسین دفاع و از احمدی نژاد انتقاد کنن، همین شکستن فضای تک صدایی خیلی خوبه. البته برکت دیگه این نوع برنامه مسلما اینه که احمدی نژادی ها تو احمدی نژادی بودن محکم تر شدند! (یکی از اساتید فرهنگ و ارتباطات دیروز شنبه گفت: اگه جای ضرغامی بودم، می گفتم 24 ساعته میرحسین صحبت کنه! این به نفع احمدی نژاده!) نوعا اینجوریه که هندوانه وقتی باز می شه، اشکالاتش رو می شه! آدمی مخفی است زیر زبان! حسین همازاده (دانشجوی کارشناسی ارشد معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات) و عمار خسروجردی (دانشجوی کارشناسی ارشد معارف اسلامی و اقتصاد) به نمایندگی از دکتر محمود احمدی نژاد صحبت کردند.
آخرین مطالب وبلاگ پاورقی
-
تای تمت شماره 60 ماهنامه فرهنگی سیاسی حیات- جبهه کجاست؟
-
چرا کسی از اهالی علوم انسانی شهید نمیشود؟
-
سومین حیات امسال با عکس استاد فیاض
-
بای بسم الله جزوه شماره هفت ماهنامه فرهنگی سیاسی حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام
-
علوم انسانی؛ تنگه احد انقلاب اسلامی
-
بای بسم الله جزوه شماره پنج ماهنامه فرهنگی سیاسی حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام
-
در معنای «حیات خلوت»
-
فرهنگ صاحبخانگی
-
فعالیت در تشکل بسیجی ها
-
حیات 59 با جلدهای رنگی منتشر شد
-
همه پستهای وبلاگ پاورقی


