...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

جمعه 14 بهمن 1390

در انتظار شهدای علوم انسانیچرا یک دانشمند علوم انسانی شهید نمی‌شود؟

در انتظار شهدای تنگه احد انقلاب اسلامی

پاورقی‌نویس فرهنگ و ارتباطات

کارشناسی‌ارشد معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

www.PavaraQi.ir

اشاره:

بعد از ترورهای اول انقلاب (چه ترور شخصیت‌های دینی و انقلابی و چه ترورهای کور)، موج جدید ترورها متوجه دانشمندان شده است. تحلیل گفتمانی اختصاص ترورها به بعضی حوزه‌های علم، ما را به یک سوال جدی می‌رساند: «چرا کسی از اهالی علوم انسانی ترور نمی‌شود؟»


تنگه احد، یعنی نقطه ضعف ما

معنای لغوی تنگه احد، اشاره به یک رویداد تاریخی دارد که در ادامه خواهید خواند. اما این روزها معنای اصطلاحی آن خیلی به کار می‌رود. نقاط ضعف هر مجموعه را، تنگه احد آن مجموعه می‌نامند. اما واقعا چرا به نقاط ضعف هر مجموعه، تنگه احد می‌‌گن؟ مروری بر زمینه فرهنگی و ریشه تاریخی می‌تواند کمک بزرگی باشد تا به جواب این سوال برسیم.

 

داستان تنگه احد چه بود؟

داستان به صدر اسلام بر می‌گردد. پس از پیروزی غرورانگیز بدر، مشرکان مکه، جنگ احد را راه انداختند. پیروزی در احد هم از آن سپاه اسلام بود اگر...

فرمانده سپاه اسلام، حضرت رسول اعظم، عده‌ای را مامور به حضور در تنگه احد کرده بود که فکر عبور از تنگه و دور زدن مسلمانان، به سر سپاه شرک و کفر نیفتند. ماموریت آسانی بود. کافی بود صرفا مثل چوب‌های خشک در تنگه می‌ایستادند. اما همین ماموریت ساده را انجام ندادند تا یکی از بزرگ‌ترین ضربه‌ها به سپاه اسلام در تاریخ وارد شد. جمع‌آوری غنایم به حضور در پست نگهبانی تنگه احد ترجیح داده شد و شد آن‌چه نباید می‌شد.

 

پس، تنگه احد، نقطه ضعف ما نیست!

همان‌طور که دیدیدم، تنگه احد نقطه ضعف ما نیست؛ بلکه نقطه‌ آسیب‌پذیر ماست. بهتر بگوییم: نقطه‌ای که به سبب پاره‌ای غفلت‌ها و خیانت‌ها آسیب‌پذیر شده است. وگرنه ما که حواسمون هست، دشمن احتمالا از اون نقطه به ما ضربه می‌زنه و مراقبت از اون هم کاری نداره! نقطه‌ای که نیاز داریم بهش توجه کنیم. اگر خوب کار نکنیم، می‌شه نقطه ضعف و تنگه احد.

 

علوم انسانی در مقایسه با علوم پزشکی، فنی و مهندسی

قبل انقلاب، تصور همگان چنین بود که ما در زمینه‌های پزشکی، فنی و مهندسی خیلی از دنیا عقبیم و باید نیم قرن کار کنیم تا عقب‌ماندگی‌ها را جبران کنیم. اما همه باور داشتند که در زمینه علوم انسانی، حرف حق خودمان را در حوزه‌های مختلف حقوق، اقتصاد و... به راحتی می‌توانیم صادر کنیم و درستی اندیشه‌های اسلامی را به جهانیان بقبولانیم. اما بعد از گذشت سه دهه، کاملا وضع بر عکس شده است. هسته‌ای، نانو، لیزر و چیزهایی که اسم‌شان را بلد نیستیم، به راحتی تولید انبوه و صنعتی می‌رسند اما جدیدترین خبر حوزه دانشگاهی علوم انسانی، هم‌چنان تاکید بر بازنگری سرفصل‌های کتاب‌های درسی متناسب با بوم ایرانی اسلامی است! (یعنی خارجی‌ها که هیچ، یه کاری کنیم جوون‌های خودمون از دست نرن!)

 

علوم انسانی، تنگه احد انقلاب اسلامی

آیت‌الله حائری شیرازی نماینده مجلس خبرگان رهبری، این تشبیه تنگه احد انقلاب اسلامی را برای علوم انسانی به کار برده‌اند که مورد استقبال اهالی علوم انسانی هم قرار گرفته است!

تنگه احد انقلاب اسلامی، تعبیر قشنگی است. علوم انسانی نقطه نیاز، ضعف و آسیب‌پذیری ماست. البته من جرات نمی‌گم به اهالی علوم انسانی تهمت غفلت یا خیانت بزنم. ان‌شاءالله همه مشکلات و عقب‌ماندگی‌ها مربوط به دشواری‌های علوم انسانی است و اهالی تنگه، آن را رها نکرده‌اند و به دنبال غنیمت نرفته‌اند.

 

قرار بود بمب اتم باشیم

اما باز هم یک سوال، بی‌پاسخ می‌ماند. چرا کسی از دانشمندان علوم انسانی، ترور و شهید نمی‌شود؟

در شماره 60 مجله حیات، پروند ویژه انتخابات مجلس خواندم که چون نمایندگان مجلس، خطری برای دشمنان ندارند، دیگر نمایندگان مجلس ترور نمی‌شوند و تنها دانشمندان ترور می‌شوند.

بی‌شک این علوم انسانی فعلی، خطری برای دشمن ندارد. ما با قواعدی که دشمن تعریف کرده است، در زمینی که دشمن تعریف کرده است بازی می‌کنیم. اما قرار بود ما یک بمب اتم باشیم. هر جوان علوم انسانی‌خوانده باید به مراتب خطرناک‌تر از بمب اتم باشد. بمب اتم قادر است یک شهر را به هم بریزد، اما علوم انسانی قادر است جهانی را به هم بریزد. مگر مارکس، جهان را به هم نریخت؟ مگر تئوری ولایت فقیه امام، جهان را به هم نریخت؟

به امید آن روز که دانشمندان علوم انسانی، این اهالی تنگه احد انقلاب اسلامی هم شهید شوند!

بازنشر در: انصار نیوز (بدون ذکر منبع)

  • نظرات() 
  • سه شنبه 4 بهمن 1390

    جزوه نقد دینی در حکومت اسلامی: چند یادداشت از حجت الاسلام دکتر حسین سوزنچی درباره نقد اسلامی قدرت در نظام اسلامی جزوات فرهنگی آموزشی ماهنامه فرهنگی سیاسی حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلامجزوه نقد دینی در حکومت اسلامی: چند یادداشت از حجت الاسلام دکتر حسین سوزنچی درباره نقد اسلامی قدرت در نظام اسلامی
    داستان این جزوه

    مقدمه اول:

    در اینترنت چیزهای خوبی پیدا می‌شود. خوب باید گشت. خوب باید دید. خوب دوستانی باید داشت. فایل ورد این جزوه را در اینترنت پیدا کردم. با تشکر از دوستی که یادداشت‌ها را کنار هم قرار داد و بخش‌های مهم را متمایز کرد.

    مقدمه دوم:
    استاد دکتر حسین سوزنچی، از افتخارات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام است. یادداشت‌های این جزوه، نوشته‌های ایشان در هفته‌نامه پنجره است. این یادداشت‌ها به موضوع نقد قدرت در نظام اسلامی اختصاص دارد. گاهی نیت (انشالله خیرخواهانه) افراد در نقد قدرت در نظام اسلامی به چپ کردن آن‌ها‌ انجامیده است.

    مقدمه سوم
    تبیین گفتمان اسلام و انقلاب اسلامی از اهداف ماه‌نامه حیات است. آشنا شدن اهالی رسانه ‌های انقلابی چون حیات با گفتمان اسلامی نقد هم ضرورت دارد.

    ارتباط سه مقدمه:
    مثل روز، روشن است.

    نتیجه:
    به نظر می‌رسد همه کسانی که ممکن است روزی چپ کنند، باید این جزوه را بخوانند.
    راستی، زمینه برای انحراف همه ما فراهم است.
    یا علی مددی
    الاحقر حمید درویشی شاهکلائی
    درباره این جزوه (+)، صفحه اطلاع رسانی ماه‌نامه حیات در سایت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام (+)، وبلاگ مجله فرهنگی سیاسی حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام (+)، وبلاگ قرارگاه روزنامه‌نگاری حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام (+)، وبلاگ مجله حیات خلوت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام (+)

  • نظرات() 
  • شنبه 17 اردیبهشت 1390

    بی شک یکی از جذابیتهای اینترنت در گسترش نوعی جمهوریت بوده است.

    اول وبلاگ محمدصالح مفتاح (آذرباد) را بخوانید:( + ) سپس، شما هم امضا کنید.

    بسم الله الرحمن الرحیم

    ولایت‌پذیری و تبعیت از امام عصر از وظائف هر مسلمان است و در عصر غیبت، ولی فقیه عهده دار زمام امور مسلمین است. بر هر مسلمانی واجب است تا تبعیت خود را از ولی فقیه خود، هم به صورت زبانی و هم به صورت عملی اثبات کند.

    ما وبلاگ‌نویسان و فعالان فضای مجازی وظیفه خود می‌دانیم تجدید بیعت خود با ولی‌فقیه را اعلام کرده و اعلام کنیم که حمایت‌ها و همراهی‌های ما با گروه‌ها و مسئولین تا زمانی است که در مسیر ارزش‌های الهی و اسلامی گام بردارند. ما با کسی عقد اخوت نبسته‌ایم و مرزهای اعتقادیمان را با تمام وجود حراست می‌کنیم.

    ما معتقدیم که مشروعیت مسئولین نظام وابسته به اجرای احکام اسلامی و تبعیت از نایب عام امام زمان (عج) است و اگر کسی در غیر این مسیر گام بردارد، قرار گرفتنش در آن مسئولیت خلاف شرع و قانون اساسی است. ما از مسئولین می‌خواهیم تا «ولایت پذیری عملی» خود را اثبات کنند و راه را بر هرگونه شایعه و حرف‌های حاشیه‌ای ببندند چرا که ما معتقدیم که تبعیت از ولی فقیه در قالب سخنان زیبا نیست و باید این سخنان در عمل ظهور یابند.

    تعز من تشاء و تذل من تشاء
    بیدک الخیر انک على کل شىء قدیر
    جمعی از وبلاگ نویسان و فعالان فضای مجازی

    » دیگر وبلاگ‌نویسان با بازنشر این مطلب و ارسال کامنت همراهی خود را با این بیانیه اعلام کنند.

    اشتراک فید جدید: http://pavaraqi.ir/post/rss
    (فید چیست و چه کمکی می کند؟
    +)

  • نظرات() 
  • یکشنبه 15 فروردین 1389

    وقتی ذائقه ما را عوض کردند، وقتی زبان ما را عوض کردند

    اشاره: رسانه کتاب، مغز نظام رسانه ای، رسانه نخبگان، اولین و پدر رسانه های بشری در دوران پس از تاریخ است. (دکتر محمد ابراهیم فیاض، ایران آینده به سوی الگویی مردم شناختی برای ابرقدرتی ایران، پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات، تهران، 1387، ص 125)

    معرفی کتابهای مطالعه شده در سال جاری: دومین کتاب

    عنوان کتاب: حصر دل، نوشته عبدالله گیویان

    ادبیات دفاع مقدس در دهه 60 شاهد کتابهای خوبی بوده است. کتابهایی که اگر امروز چاپ می شدند، فروش بسیار بالایی داشتند. دهه 60 سوژه های ناب دفاع مقدسی فراوان بودند ولی حیف که ذائقه کتابخوانی هنوز ایجاد نشده بود. ما در ترم اول دانشگاه خواندیم که فرهنگ اکتسابی است و باید آموخته شود. امروز هم می گوییم برادر من! خواهر من! یعنی چی تو خونه تون سی دی همه فیلم ها رو دارید؟ بچه هفت هشت ساله کی گفته این همه فیلم باید ببینه؟! چرا ذائقه بچه را غلط می سازید؟! بچه تون رو کتاب خون تا خودش تصویر وقایع را بسازه. بذارین بچه تون فعال بشه، نه منفعل. فیلم هم خوبه ولی جای خود! و مسلما کمتر از اینها! این فیلم ها ذهن بچه تون را تنبل بار می آره!

    (این دل پردرد رو کجا ببرم؟! بریم به معرفی کتاب حصر دل، نوشته عبدالله گیویان)

    حصر دل

    محصول سال 1369 حوزه هنری. وقتی که کتابهای با عنوان سوره مهر چاپ نمی شدند. از نمونه های نخستین ادبیات داستانی فرهنگ پایداری. داستان کوتاهیه 72 صفحه. تحلیلی هم هست. نکات قشنگی از پشت جبهه هم داره. اطلاعات داخل جبهه اش هم جالبه. مثلا تو صحبتهای رزمنده دهه 60 یه جایی می گفت: «تو به چه دلیل کارت رو ول کردی اومدی جبهه؟ تو برای امت اومدی؟ برای امام اومدی؟» (ص 27) خب، این یعنی چی؟ توجه کردید؟ تازه این نکته از یکی از این کتابهایی بود که تو فضایی نوشته شده اند که هنوز دوران توسعه هاشمی و اصلاحات خاتمی ادبیات و گفتمان جامعه را خراب نکرده بود. امت و امام! نه مردم و رهبر! رزمنده های ما برای مردم و رهبر نجنگیدند برای امت و امام جنگیدند. ترجمه انگلیسی امت، society یا هر آنچه فکر می کنید نیست. امت همان امت می شود. Ummah. جاش نیست تفاوتهای این دو را بگم ولی لعنت به اونایی که زبان ما ( و حتی زبان رزمندگان) را عوض کردند. (چیه! شما که می دونین امروز دل پری دارم!) ذائقه ما را این رسانه های جمعی نابود کردند. فرهنگ ما را نابود کردند. امت و امام را که قدرت ما بود، از ما گرفتند و رهبر و مردم (شهروندان!) دادند. رهبر و شهروندان متقابلا حاضرند دیگری را نابود کنند. (تو فیلمهای هالیوودی فراوون از این توجیهات دیده اید که به مصلحتهای مختلف مردم به یکدیگر و حکومت خیانت می کنند و یا رهبران به مردم خیانت می کنند...) امت از ولایت دست نمی کشد. ولایت هم از امت با تمام وجود دفاع می کند. راستی «مبنا»ی حکومت ما حقوق شهروندی و این حرفها که نیست. مبنای حکومت اسلامی، حق و وظیفه حکومت ولایت فقیه است و تبعیت امت.

    اطلاعات کتابشناسی:

    کتاب حصر دل، عبدالله گیویان، تهران، انتشارات حوزه هنری، 1369.

  • نظرات() 
  • یکشنبه 8 آذر 1388

    حسن باقری، فرمانده ای بزرگ ولی جوان

    ...اگر امام صادق علیه السلام یك شیعه ی تنوری مثل هارون مكی داشت،

    الان ولایت فقیه صدها هزار بسیجی شیعه دارد

    كه به یك اشاره ی مولایشان به قلب آتش می زنند.

    این بسیجی ها پدیده ی جدید خلقت اند...

    جملاتی از بنیانگذار اطلاعات جنگ سپاه

    سرلشكر (!) شهید غلامحسین افشردی

    معروف به حسن باقری

    (فصلنامه پلاك هشت، شماره 7، پاییز 1388)

    توجه دارید كه هفته بسیج هم تمام شود، روز بسیج تمام نمی شود. چرا كه این عصر، عصر بسیج است.

  • نظرات() 
  • یکشنبه 22 شهریور 1388

     

    وقتی حاج احمد از ولایت فقیه می گوید، میرحسین نخست وزیر جنگ بود، اما در مقام عمل این حاج احمدها بودند که جبهه می رفتند...اصولا مبنای تبعیت پذیری چیست؟

    مبنا، «امر ولایت» است. یعنی اگر کسی این امر را رعایت نکند، خارج از موازین «ولایت فقیه» قرار می گیرد و در نتیجه، چنین فردی از حیث اعتقادی، کافر است.

    توجه می فرمایید؟!

    فرمانده بسیجی؛ حاج احمد متوسلیان
    (همپای صاعقه، ص 522)

  • نظرات() 
  • سه شنبه 10 شهریور 1388

    پیامك قشنگ یكی از دوستان جدید:رهبری انقلاب اسلامی ایران، سید علی حسینی خامنه ای، ولی معظم فقیه

    گرگها خوب بدانند، در این ایل غریب - گر پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز!
    گرچه نیكان همگی بار سفر بر بستد- شیرمردی چو علی خامنه ای هست هنوز!
    گر امام شهدا نیست كنون در برمان- خلف صالح و مظلوم، علی خامنه ای هست هنوز!


    اگه كسی از شاعر و ... این شعر اطلاعاتی داره، لطف كنه تا اضافه كنیم.

    پسانوشتار!: با تشكر از نظرات دوستان، ظاهرا بیت اول شعر متعلق به زهرا رهنورد مشهور! (همسر میرحسین موسوی) است و بقیه ابیات كاری است از امت خوش ذوق و حزب اللهی ایران اسلامی. (نظرات را بخوانید!)

  • نظرات() 
  • جمعه 5 تیر 1388

    این اتفاقات اخیر ما را بر آن داشت که کوتاه و اجمالی مبانی حکومتی اسلام یا تئوری حکومت در اسلام را به زبان ساده بیان کنیم!

    یک مثال:

    «ولی» (مقام ولایت) کسی است که اگر به شما گفت: «زن رسمی و شرعی شما از امشب بر شما حرام است و حق آمیزش ندارید، شما هم چنین حقی ندارید! و اگر آمیزش کنید، عذاب الهی را خریده اید!»

    ولی فقیه کیست؟ از عدم ولایت تا ولایت مطلقه فقیه

    در یک نگاه هیچ انسانی چنین حق و حقوقی را به کس دیگری نمی دهد! ولی شیعه اعتقاد دارد که خدا و پیامبر و امام معصوم هم چنین حقی را دارند. چرایی چنین حقی روشن است. در عصر غیبت امام معصوم، اتفاق علمای شیعه به ولایت فقیه معتقدند. (بجز معطله که به تعطیلی حکومت در عصر غیبت معتقدند. دست روی دست بذار تا امام زمانت بیاد!) براساس منابع اسلامی اختیارات ولی فقیه در عصر غیبت به  ما لایرضی الشارع بترکه تعبیر می شود. اجرای حدود (قضایی) و اموری چون سرپرستی یتیم و اموری که از آن تعبیر به حسبه می شود، از مواردی است که همه علما اختیار آن را به ولی فقیه سپرده اند. اینجا علمای شیعه دو دسته می شوند. گروهی به ولایت مقیده می رسند و گروهی به ولایت مطلقه. در طول شیعه آنقدر تحت فشار بوده که فرصت و قدرت تشکیل حکومت نداشته. در مشروطه که فرصت پدید آمد، قاطبه علما طرفدار ولایت مقیده بودند. در عصر فعلی، عصر امام خمینی، امام ولایت مطلقه را آبرو بخشید و با آن زمینه عجیب ترین حکومت قرن بیستم را فراهم آورد. تفاوت ولایت مقیده با مطلقه در این است ولایت مقیده ای ها از امور حسبه حکومت نمی رسند. آنها در واقع اعتقاد دارند که حکومت حق امام معصوم است و حتی اگر یک فقیه بر مسند حکومت تکیه زند، آن را غصب کرده است. منتهی می گویند حکومت مثل کنیز سیاه است که گرچه سیاهی آن را نمی توان کاری کرد، کثیفی آن را می توان برطرف کرد. (حکومت به هر حال، غاصب حق امام معصوم است ولی می توان با تشکیل نهادهای نظارتی مثل مجلس مشروطه خواهان از ظلم حکومت به مردم کاست.) چون امروز کسی سر مقیده یا معطله بحثی ندارد و همه ما ولایت مطلقه را پذیرفته اند، به همین اکتفا می کنم که در ولایت فقیه مطلقه مثل جمهوری اسلامی ایرانی که امام خمینی تئوریسین آن بود، تشکیل حکومت در عصر غیبت مهمترین هدفش زمینه سازی برای ظهور است. (دیگر بحث نمی کنم که اشتباه آنانی که معطله بودند یا مقیده چیست و چه شده است که امروز همه به مطلقه معتقدند.)

    شرایط ولی فقیه

    ولی فقیه حقوق زیادی داشت، نه؟ به همین دلیل هرکسی نمی تواند ولی فقیه شود. نائب امام زمان شدن، آسان نیست. (به همین دلیل است که برای رهبری انتخابات برگزار نمی شود.) بر ولی فقیه که لاجرم عالم ترین و عادل ترین فقیه از بین فقهای موجود هر عصر خواهد بود واجب است که تشکیل حکومت دهد. امروز در نظام اسلامی ایران، تشخیص مصداقی ولی فقیه برای معرفی به مردم به مجلس خبرگان گذاشته شده است. ولی فقیه نمی تواند براساس هوا و هوس حکم کند. ولی فقیه اگر از عادل ترین (کسی که گناه کبیره نکند و بر صغیره هم اصرار نورزد.) و عالم ترین نباشد، خود به خود از مقامش منعزل می شود.

    چند نکته دیگر: نقدی بر نظام های دموکراسی

    در نظام اسلامی، همه چیز هم با رهبری نیست. بسیاری از امور هست که به سلیقه و انتخاب مردم است و خودشان باید به آن بپردازند و اینطور نیست که بنشینند و حکومت بیاید تصمیم بگیرد. انتصاب رئیس قوه قضائیه توسط رهبری که مثل روز روشن است. قوانین مصوب مجلس هم اعتبار خود را از رهبری گرفته است. یعنی هر روز که رهبری اراده کند، مجلس هیچ کاره مملکت می شود. درستش هم هست. قانونگذار خداست. طبق اعتقاد شیعه هم پیامبر و امام قوانین الهی را بیان می کنند. ولایت فقیه هم بر اساس روش شناسی فقهی، احکام الهی را اجرا می کند و مهم ترین مبنای تشکیل حکومت هم همین اجرای احکام الهی است. از طرف دیگر، این نمایندگان مجلس که خیلی هاشان با 10 هزار رای وارد مجلس شدند، نهایتا نماینده همان 10 هزار نفرند و نه جمعیت 70 میلیونی ایران! و نمی توانند به خاطر 10 هزار نفر هوادار یا بیشتر، برای 70 میلیون نفر قانون تصویب کنند و 70 میلیون را محدود کنند! رئیس جمهور هم مثل نمایندگان است. فرقی نمی کند. رئیس جمهور نهایتا نماینده 24 میلیون، و در فرض تخیلی 46 میلیون (کل شرکت کنندگان) است. اصلا نماینده هر 70 میلیون فعلی باشد. نماینده جمعیتی که بعدا به دنیا می آیند که نیست! به چه حقی برای تصمیم می گیرد؟ اصولا همه نظامهای دموکراسی، اگر کمی واقعی تر نگاه کنیم، هیچ مشروعیتی برای ساده ترین مثل چراغ قرمز هم ندارند! به چه حقی مردم را محدود می کنند و قانون می گذارند؟ در نظام اسلامی، این مشکل با اعتبار و مشروعیت بخشی از بالا (تنفیذ حکم ریاست جمهوری) حل شده است. معنی فصل الخطاب حکم رهبری هم همین است. شما با حکم پیامبر نمی توانی مخالفت کنی، چون حکم خداست. حکم رهبری هم همین گونه است. (البته توجه دارید که همه کلامهای رهبری لزوما حکم فقهی نیست. گاهی حکم اخلاقی است، گاهی هم بحث حکومتی نیست و .... ) به هر حال، همه افرادی که جزیی از حکومت اسلامی هستند، مشروعیت خود را از رهبری می گیرند. وگرنه، مردم که حتی سرپرستی خودشان هم با خودشان نیست. (در سطحی از بحث، ولایت و سرپرستی با خداست که سیر آن تا ولی فقیه را رفتیم، در سطوحی دیگر، مثلا دختر بدون اجازه پدر نمی تواند ازدواج کند، یا فرزند بدون رضایت والدین نمی تواند روزه مستحبی ...) نظریه وکالت فقیه هم به همین راحتی رد می شود. مردم چه چیزی از آن خود دارند که آن را به فقیه بدهند تا در آن امور وکیل آنها باشد؟ مثلا اجرای حدود و اینها که با مردم نیست که یکی را به اسم ولی فقیه وکیل خود کنند که او جای آنها انجام دهد. اتفاقا وظیفه ولی فقیه است که طی سلسله مراتبی در سه قوه توزیع شده است. البته مردم نقش مهمی در مشروعیت حکومت دارند و در آن شکی نیست. منتهی اینجا تا حالا در مورد نقش ولی فقیه بود که باید پررنگ توضیح می دادیم.

    نقش و جایگاه مردم در حکومت اسلامی و حکومتهای غربی

    اما نقش و جایگاه مردم در حکومت اسلامی: برخی دوست دارند طوری تاریخ را بیان کنند که از آن نتیجه بگیرند که اسلام طرفدار دموکراسی است. دموکراسی که ذاتا مشکل دارد و یه عده ای که امروزه واقعا اقلیت هستند نمی توانند برای همه تصمیم بگیرند. (اگر 80 درصد مردم واجد شرایط باشند، معمول مشارکت در نظام های دموکراتیک 30 درصد است که ما 50 درصد فرض می کنیم. یعنی 50 درصد هشتاد درصد می شود 40 درصد. 40 درصد کل مردم در انتخابات شرکت می کنند که از 40 درصد مثلا کاندیدایی با 75 درصد پیروز می شود! یعنی 30 درصد کل مردم. در این مثل به طور آشکار 70 درصد مردم هیچ گونه وکالتی به رئیس جمهور انتخاب شده، نداده اند!) برخی به ماجرای به حکومت رسیدن امیر مومنان علی در مدینه اشاره می کنند که مردم از جاهای مختلف حضور داشتند و از حضرت خواستند که حاکم شوند. واقعیت این است که آن جمع مردم مدینه بودند و تعدادی از شهرهای دیگر! آنها هم هیچ گونه نمایندگی از شهرهای خود نداشتند. از خیلی از شهر ها هم کسی حضور نداشت. به طور آشکاری خبری از اکثریت جهان اسلام هم نیست! اقلیتی در مدینه علی علیه السلام را به حکومت وادار کردند. در ادامه هم در کوفه حضرت را می بینیم که خطبه می خواند و می گوید که فقط کوفه در دست من مانده است و آنهم این چنین که وقتی دعوت به جهاد می کند و ان قدر خطبه حماسی می خواند فقط 300 نفر داوطلب جهاد می شوند. ولی حضرت که هیچ گونه پایگاهی در میان مردم ندارد، (همه تحت تاثیر اغواگری معاویه و به تعبیر به مصداق امروزی bbc قرار گرفته اند) حکومت را تحویل نمی دهد. توجه کردید: مشروعیت حکومت با حضور حداقلی مردم آغاز شد، تا یک سال هیچ تلاشی هم برای بیعت مردم شام نشد، با حضور حداقلی مردم کوفه هم ادامه یافت. واقعا دردناک بود که علمای بزرگ مدینه (بلا تشبیه آیات عظام قم) از حضرت حمایت نمی کردند و با سکوت خود به گروه قاعدین پیوسته و به باطل کمک کردند! بله! اگر حمایت مردم نباشد، حکومت اسلامی و حتی قیام و اقدام برای تشکیل حکومت نخواهد بود. ولی این مردم قرار نیست، اکثریت مردم باشد. همین که تعدادی از جان و دل از امام و ولی زمانه دفاع می کند، امام و ولی زمانه هم وظیفه دارد و بر او واجب است که از حق حکومت کوتاه نیاید. کما اینکه ائمه در مثالهای مختلف تعداد یاران مورد نیاز خود را به تعداد انگشتان دست، هفده عدد، چهل عدد و ... بیان کرده اند که به نظر می رسد، با توجه به شرایط و قدرت جناح مخالف این عدد متغیر است. حکومت اسلامی مردمی است به این معنا که ولی از قدرت تکوینی خود (معجزه) در امر حکومت و تشکیل و پاسداری آن استفاده نمی کند و این حضور مردم است که آن را بیمه می کند. پس مخالفت تعدادی خس و خاشاک و نیز چند رجل سیاسی و حتی مذهبی و یا مشابه انها خللی در حکومت ایجاد نمی کند. حق حکومت بر مردم از جانب خدا به ولی (پیامبر، امام، ولی فقیه اعلم و عادل ترین زمان) سپرده شده است. همان گونه که پیامبر برای افزایش مشارکت و نقش مردم، به تعبیری برای رشد مردم، به مردم نقش های مشورتی و اجرایی و حتی قضایی می داد، ولی فقیه زمانه ما نیز برای ایجاد حس مشارکت مردم در امور مختلف به آنها حق رای داده است و انها را وارد حکومت کرده تا بر اساس اسلام همه از یک زندگی خوب و سالم لذت ببریم!

    گفتنی ها از ولی فقیه و حکومت اسلامی و مردم فراوان است و وقت آزادی بیشتری می طلبد و همین فضای آرام که از حرفها برداشتهای سیاسی نشود و بهتر فهمیده شود.

    بعد التحریر:

     در بررسی بازدیدهای سایت وبلاگ پاورقی متوجه شدم، یكی این عبارت را سرچ كرده و این صفحه را مشاهده كرده: " آیا ولایت مطلقه فقیه به این معناست كه اگر رهبر گفت ماست سیاه است بپذیریم" از تعجب شاخ در آوردم! خوب یادم است كه مقام معظم رهبری در دیدار غدیر 84 به این مضمون گفتند كه اگر شما دانشگاهیان به نتیجه ای رسیدید، من رهبری در آن نظر علمی تان پیرو شما هستم. این مثال حرام شدن زن كه در بالا زدیم از باب لزوم ولایت پذیری بود به خاطر مشروعیت شرعی آن (و نه قانون اساسی و غیر آن) مثال آن هم مثلا وقتی است كه آن زنی كه با وی ازدواج كردیم، بفهمیم كه مثلا شوهرش زنده است، از محارم ماست و ... تبعیت غیرمنطقی و احمقانه از ولایت فقیه كه مبنایی ندارد و منظور كسی نیست جز آنانی كه ولایت فقیه را نمی فهمند و فقط به خاطر قانون اساسی به ولایت فقیه احترام می گذارند.

  • نظرات() 
  • سه شنبه 19 خرداد 1388

    چند وقت قبل مطلبی یادداشت علمی نوشتم با این نتیجه گیری که احمدی نژاد داره کشورهای مختلفی را براندازی می کنه (که لینکش در انتهای همین یادداشت علمی هست.). دوشنبه دکتر ابراهیم فیاض (جامعه شناس برجسته کشور که نظیرش را به تعبیری در کشور نداریم که در حوزه های مختلفی صاحب اندیشه و نظر تولیدی باشد) در دانشگاه امام صادق علیه السلام یک سخنرانی با موضوع عاملهای هویتی دولت احمدی نژاد داشته اند. به تعبیر دکتر فیاض، آن یادداشت مرا تایید و تکمیل کردند. البته علم گسترده ایشان کجا و من کجا؟! جملات ذیل، در جلسه نوشته شده. تماما برداشتهای شخصی من از حرفهای ایشان است. به ویژه کلمات و تعابیر. آنانی که فیاض را می شناسند، می دانند، فهمیدن حرفهای استاد هم کار چندان راحتی نیست. قصور و اشتباهات احتمالی از من است.


    تذکر: اگر حرفهای استاد را نفهمیدید، نباید رد کنید! بگذارید بعدا تامل کنید!
    تذکر: استاد گرجه به احمدی نژاد رای می دهند، به خاطر برخی مسائل که اشاره ای اجمالی به آن شده، نه پای بیانیه حمایت از موسوی را امضا کردند و نه احمدی نژاد.
    یک نکته در مورد بیانیه حمایت 70 جامعه شناس از موسوی: استادی از دانشگاه تهران داریم که هفته اول گفت 20 جامعه شناس و در هفته دوم گفت 70 تا. پرسیدیم که مگه تو دانشگاهتون چند تا جامعه شناس دارید؟! تازه بعضی ها مثل استاد فیاض و ... امضاء نمی کنن! گفت: نه اینکه همه جامعه شناس باشیم! منم که ارتباطات درس می دهم، امضا می کنم!

    چهار سال قبل گفتم: انتخابات آینده، انتخابات تئوری هاست.

    باید تئوری داد وگرنه نابود می شویم. گوش کسی در کشور پایین نیست.جامعه شناسانی که نامه حمایت از موسوی را امضا کردند، آبروی جامعه شناسی و  علم را آوردند پایین.

    ما بر اساس چهارجوب تئوریک به احمدی نژاد رای می دهیم.

    ما باید تئوری بسازیم.

    آقای احمدی نژاد ضد کلاسیسییم است و در دنیا همین گونه است. تئوری ها باید مبنای عمل و پشتوانه ریاست جمهوری باشد.

    من به عنوان کسی که در تفکراتم هنجار شکنی زیاد دارم ضد کلاسیسیم هستم. بنی صدر به کلاسیسیسم غربی معتقد بود. بنی رفت و کلاسیسیسم رفت. کمی بعد ما دچار کلاسیسیسم شدیم و باعث عقب نشینی شد. کلاسیسیسم نظامی در جنگ عامل شکست ما شد.

    اگر احمدی نژاد رای نیاورد، نقد کردن برای ما راحت تر است. البته اگر بیاورد هم شدید نقد می کنیم. کار ما دانشگاهیان نقد است.

    گویش و کنش دو تاست. می گفتند به شما حمله می کنیم ولی نکردند.

    من به عنوان یک دانشگاهی همراه احمدی نژاد هستم. احمدی نژاد در هم می شکند.

    تا کجا همراه احمدی نژادیم؟ شایعه درست کرده اند که می خواهد ولایت فقیه را نقد و رد کند!

    بحث کرده ایم که ولایت فقیه نمی تواند به استبداد منجر شود.

    ولایت فقیه در اسلام در اقتصاد مطرح شده. در باب بیع. ولایت فقیه بیعت است. سوپراستراکچری که نمی گذارد در کشور ما حتی رئیس جمهور ما مستبد شود، همان ولایت فقیه است. ولایت فقیه یک رای دارد.

    آقای مهاجرانی و نوری و دیگرانی که می خواستند ریاست جمهوری هاشمی را مادام العمر کنند، آن به استبداد منجر می شود. پوپر را بخوانید.

    آنانی که دنبال خاتمی و ... هستند دنبال استبداد هستند. آنانی که نمی خواهند ولایت فقیه را بپذیرند، دنبال استبداد هستند. دوره بنی صدر تا یک سال بعد جنگ مشکل داشتیم. ناامنی داشتیم. دوره خاتمی همین طور باشد، آرامش نداشتیم. می خواهند ولایت فقیه را از هم بین ببرند و این دموکراسی آنها این نتایج را خواهد داشت.

    بله به احمدی نژاد، بله به احمدی نژاد نبود. نه به آنها بود.

    دموکراسی موفق نیازمند به سوپر استراکچر ولایت فقیه است.

    مائو: ما نیاز به مارکسیسم محلی داریم. مائوئیسم شد. و قدرتمند ماند. در دوره سرمایه داری!

    دموکراسی موفق: باید کامن سنس شود که همه مردم فهم کنند.

    دموکراسی آمریکایی در چین: همه باید همدیگر را بخورند. جواب نمی دهد.

    سیستم ضد احمدی نژاد، تهران محور است. احمدی نژاد باید سفرهای استانی را بیشتر کند و حتی وزارتخانه ها پخش شود. آنان چون غربگرا هستند، تهران محور است. تهران مرکز مکنده ایران برای خارج است. که سرمایه را از کشور خارج می کند. در کتاب ایران آینده نوشتم که شهرهای شیراز و ... چه باید بشوند. نباید تهران کدخدا شود و تمام شهرها را چاپید.

    آن دموکراسی موفق است که این نظام ارتباطی را پی ریزی کند. دانشگاه تهران که کلاسیسیسم است. و نوآوری ندارد. کپی برداری همان طرف است. دانشگاه ما که خبری نیست. احمدی نژاد تنهاست. خودش تئوری می ریزد. خودش دارد این کار را می کند. این آقایون می خواهند رئیس جمهور ما را در حد مدیر کل کنند! مدیر کلی که حرفهای مدیر جهانی را اطاعت کند. مثل عربستان! ایران یکی از استانهای جهان.

    زنده باد احمدی نژاد که ما را از این ساختار خارج می کند. نباید تهران کشور باشد و بقیه... .

    در عصر اصلاحات مثل قاجار می گفتند، مملکت اصلاح نمی شه. احمدی نژاد دارد سیاستهای اصلاحی را اجرا می کند. (اقتصادی و ...)

    آنانی که در دوره خاتمی بودند، کجایند؟ رفتند خارج؟ در دوره بعد قاجار و پهلوی همین طور بود. اینجا پول جمع می کردند و می رفتند خارج می مردند. احمدی نژاد نمی خواهد مرکز-پیرامون بماند.

    20 کیلومتر کنار دوبی چه خبر است؟ بویی از تمدن نبرده است. در حالی که دوبی ...

    خیلی ها (خاتمی و هاشمی) می خواهند دوبی ایسم را به ایران بیاورند.

    یک فسلفه تاریخی (تئوری) با ریشه مذهبی نیاز داریم برای پیشرفت. هگل غرب را با فلسفه مسیحی خودش به جلو برد. ما باید با فسلفه مهدویت. نیوتن: مسیح 2046 برمی گردد. پشتوانه فیزیک کوآنتوم عرفان یهودی است.

    بهاییت دوره دوم خرداد اوج گرفت. که ما مهدویت ما را بشکند. مهدویت بزرگترین عامل پیش برنده تاریخ است. برید نقش افغانستان و عراق را در دوره ظهور بخوانید.

    بر اساس پیشرفت ما به عقلانیت می رسیم. مبنای احمدی نژاد عقلانیت فقهی است. عقلانیت ضد اشرافیگری است. هرجا که شرافت ذاتی باشد، ضد عقلانیت است. عقلانیت احمدی نژاد با اشرافیگری چپ و راست جور در نمی آید و این خط سوم، رفتن چپ و راست را نتیجه می دهد. چقدر از دکتراهای دانشگاه امام صادق و تهران سر کار رفتند. ساختارهای قدرت شکسته و متخصصین سرکار رفته اند.

    دانشگاه امام صادق که تئوری فقهی ریاست دانشگاه به احمدی نژاد می رسد، باید تئوری هایی برای احمدی نژاد تولید کند. احمدی نژاد با تئوری ضدکلاسیسیسم خودش، با ساختارهای داخلی و خارجی که به نفع ما نیست به مبارزه پرداخته. دموکراسی احمدی نژاد به سوپراستراکچر ولایت فقیه معتقد است که تنها همین نوع حکومت است که به استبداد منجر نمی شود و به عقلانیت می رسد.

  • نظرات() 
  • پیشنهادهای من

    پاورقی را در پیام‌رسان ایرانی بله دنبال کنید filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام