یکشنبه 20 تیر 1389  01:35 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 17 تیر 1389 01:38 ب.ظ

سلام بر ابراهیم

معمولا چند کتاب رو با هم خرد خرد می برم جلو تا تموم بشن و دوباره یه کتاب دیگه رو شروع کنم. گاهی این روند به هم می خوره و شبانه روزی یک کتاب رو می خونم تا تموم بشه. به قول خارجی ها پوت ات دان نمی کنم.

کتاب سلام بر ابراهیم از این دست کتابها بود. ابراهیم هادی. یه آدم معمولی بود ولی سعی کرد به آنچه که  می داند درست است عمل کند. ای کاش من هم این طور شوم و به آنچه که می دانم عمل کنم.

ابراهیم هادی آدم جالبی بوده. یه الگوی دست یافتنی خوبی برای ما می تونه باشه. فقط باید کمی تلاش کنیم و به آنچه می دانیم عمل کنیم.

امام خامنه ای (حدیث ولایت، جلد7، ص 238) از گنج جنگ گفته اند. دفاع مقدس ما، انسانهای فوق العاده ای به خودش دید. یکی از گنج های این جنگ. ابراهیم هادی در میان این انسانهای فوق العاده، گنج با ارزش دیگری بود.

من از دوست عزیزی که این کتاب رو تهیه کرد و اسم خودش رو هم نیاورد تشکر می کنم. جالب بود که همون سال اول انتشار، بدون تبلیغات خاص، به چاپ چهارم رسید. راستی چرا برای نسخه های چاپ نشده هری پاتر اون همه تبلیغات می شد ولی برای کتابهای این چنینی که مطمئنا در فضای جامعه تاثیر مثبتی دارند، (الگوهای کارآمد امروزی هستند) این تبلیغات انجام نمی شه؟

ضعف از ما بچه مذهبی هاست. چی کار به دولت دارین؟ این که دیگه تماما به اجانب صهیونیست بر نمی گرده. کم کاری ماهاست.

کتابشناسی:

سلام بر ابراهیم، گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی، تهران، انتشارات پیام آزادی، چاپ چهارم، 1388. 240 صفحه.

پیوندهای مفید:

صفحه گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی در سایت گودریدز +

صفحه کتاب سلام بر ابراهیم در سایت گودریدز +

   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی
یکشنبه 2 خرداد 1389  04:26 ق.ظ    ویرایش: - -

کتاب خاطرات آقای بنادری که جیب و دکمه روی آن دوخته اند

در مورد فرهنگ پایداری (دفاع مقدس) دو نکته برایم جالب است: یکی اینکه چرا این فرهنگ که اینقدر هم مورد توجه امام خامنه ای است، منتقل نمی شود. بازتولید نمی شود. در کتب درسی نیست. ما در هیچ کتاب درسی با «بابانظر»ها، «معصومه رامهرمزی» ها، «علی هاشمی» ها، و این «ها» ها آشنا نشدیم. (البته نمی گم همه چیز را باید در کتب درسی بخوانیم؛ نه. ولی این رسانه های مختلف (آموزش و پرورش، صداوسیما، مطبوعات و کتاب و سینما و ...) مثل یه پازل باید همدیگر را تکمیل کنند. نه اینکه همه سکوت کنند و فقط چند ناشر مثل سوره مهر، کتاب چاپ کنند آن هم فقط در حد خاطره!)

بالاخره حداقل نهادهای فرهنگی و رسانه ای حکومتی تکلیفشان روشن کنند که می خواهند چه کنند! اگر هدف انقلاب امام خمینی -یا به تعبیر حضرت ماه- فتح الفتوح امام خمینی، تربیت چنین انسانهایی بود؛ اگر هدف غایی حکومت اسلامی تربیت چنین انسانهایی است؛ -همانگونه که که بارها دو امام عزیز ما گفتند- این همه غفلت برای چی؟

نکته دوم که برای من جالب است: این دلاورها رو هم فراموش کردیم و گذاشتیم کنار و هم رنجوندیمشون. صفحات آخر بابانظر اشک آدم رو در می آورد. وقتی با سرداران سپاه اسلام این برخوردها می شد، بسیجی ها و پاسدارهای ساده باید خیلی بیشتر خون جگر خورده باشند. تو کتاب امروز (کتاب خاطرات آقای بنادری) وضع به گونه ای بدتر است. تو همون دوره جنگ فراموش می شه. استعفا می ده و از سپاه می ره بیرون وهیچ کی نمی فهمه!

عبدالحسن بنادری، قبل انقلاب سرباز ارتش بوده و آموزشهای خوبی می بینه. این آموزشها به تدریج بعد انقلاب تو سپاه (جزیره مینو و آبادان) خیلی به کارش می آد. می شه مسئول عملیات سپاه آبادان. خاطرات سال اول جنگ ایشون فوق العاده مهم است. تصور کنید هر روز یکی با مینی بوس می آد بهش می گه من با نیروهام هر جا که شما بگید، هر کار که شما بگید، ما آماد ایم بیاییم بجنگیم. کی ها؟ اونایی که سال دوم و سوم جنگ فرماندهان بزرگ جنگ شدند: علی فضلی، مهدی باکری، حمید باکری، مرتضی قربانی، احمد کاظمی و ... . دوره بنی صدر و هادی غفاری و دیگران! این زمان و مکان فرمانده پرور طبیعتا باید بیشتر از اینها روش کار بشه. مسلما باید پایان نامه های فراوانی از اینجا بیاد بیرون.

برام جالب بود که بنادری-وقتی که امثال محسن رضایی سرگرم بنی صدر بودند- یکسال تمام آبادان رو از سقوط حفظ می کنه ولی امروز مدیر حراست پالایشگاه یا نیروی انسانی پالایشگاه نفته. سپاه باید قدر سرداران واقعی، سرداران سردارپرور خود را بداند. نه فقط سپاه، که امت انقلابی ایران. جالب بود که علی شمخانی بعد جنگ می فهمه که ایشون خیلی وقته پاسدار نیست و از سپاه حقوق نمی گیره.  فراموش شدن این پیشکسوتان جهاد و مبارزه –که از قضا این یکی تحصیل خارج کشور را هم بی خیال شد و آمد به انقلاب خدمت کند- فراموش شدن اونا تو پیچ و خم زندگی روزمره همان خطری بود که حضرت روح الله دهه 60 تذکرش رو دادن. ما فقط تکرار کردیم.

پی نوشت:

1-     این کتاب همون کتابیه که روی جلدش جیب یک پیراهن بسیجی دوخته شده. دکمه و پارچه واقعی. همون کتابیه که 400 صفحه است و 11 هزار تومان. همون کتابیه که باید ارزون چاپ می شد. امید که در کنار این سوسول بازی ها (که به گران تر تمام شدن کتاب می انجامد) چاپهایی ویژه دانشجو و مستضعفان چاپ کنند تا  قشر کتابخوان بیشتری بتواند کتاب را تهیه کند.

2-     دلم نیومد بگم ایشون چون یه جورایی بالادست مهندس غرضی وزیر نفت بودند، و آقای وزیر زحمتهای ایشون رو تو همون اوایل جنگ لمس کرده بودند، به پاس تشکر از ایشون همون سالهای اول تا وسط جنگ، برای ایشون یه طرفه حکم استخدام صادر می کنند.  بدون اینکه آقای دلاور چیزی به کسی بگن. وقتی هنوز یک پاسدار بود.

3-     این کتاب اولین منبع عمومی بود که دیدم چیزی از سردار گمنام هور، علی هاشمی نوشته است. نمی دونم چرا علی هاشمی اینقدر ناشناخته ماند؟

اطلاعات کتابشناختی:

تاریخ شفاهی2: سرباز سالهای ابری: خاطرات عبدالحسن بنادری، مصاحبه و تدوین: سیدقاسم یاحسینی، تهران، نشر فاتحان، چاپ اول، 1389، 400 صفحه، 11هزار تومان.

   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی
جمعه 10 اردیبهشت 1389  01:00 ق.ظ    ویرایش: - -

روایت فتح

معرفی کتابهای مطالعه شده در سال جاری: هفتمین کتاب

عنوان: روزگاران- 1: خاطرات نوشته کوروش علیانی

روایت فتح

انتشارات روایت فتح نسخه جیبی این کتاب را هم منتشر کرد تا قطع جدیدی را تجربه کند. قطعی که از قطع کتابهای یادگاران دستی تر است. در جیب های بیشتری جا می شود و کاغذ کمتری می برد.

مجموعه روزگاران، عنوان کتابهایی است که بنا دارد در صد صفحه تصویرهایی از سال های جنگ را در قالب خاطرات بازنویسی شده، برای من و تویی که آن سالها را ندیدیم، نشان بدهد. سالهای قشنگ پایداری. خواندنشان حداقل این فایده را دارد که به ما یادآوری کند آن روزها بوده اند و آن واقعه ها رخ داده اند؛ نه در سال ها و جاهای دور، در همین نزدیکی.

اطلاعات کتابشناختی:

کوروش علیانی، روزگاران1: کتاب خاطرات، تهران، انتشارات روایت فتح، چاپ دوم (جیبی) 1388

   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی
جمعه 20 فروردین 1389  09:20 ق.ظ    ویرایش: شنبه 21 فروردین 1389 02:20 ب.ظ

دیروز

معرفی کتابهای مطالعه شده در سال جاری: چهارمین کتاب

کتاب نامه ای به پدر آسمانی ام

گویی همین دیروز بود که تو برای ما می نوشتی. وقتی که جبهه بودی را می گویم. امروز من ...

این جمله مبنای این کتاب زیباست که شامل نامه های عمدتا عاطفی و ادبی و در مواردی با تحلیل های خوب اجتماعی و سیاسی فرزندان ایثارگران و شاهد به پدرانشان است. به پدرانی که برای اعتلای نام الله، برای نهضت جهانی اسلام از خود گذشتند.

امروز

از فرزندانی که گاهی به خاطر شجاعت پدرشان تحقیر می شدند. فرزندانی که عموما برداشتهای اشتباهی از زندگی آنها داریم. بی تعارف ما آنها را نمی شناسیم. هدیه این کتاب 110 صلوات برای شادی روح شهداست.

اطلاعات کتابشناختی:

نامه ای به پدر آسمانی ام، تهران، حوزه مشاوران جوان بنیاد شهید و امور ایثارگران


   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی

وقتی ذائقه ما را عوض کردند، وقتی زبان ما را عوض کردند

اشاره: رسانه کتاب، مغز نظام رسانه ای، رسانه نخبگان، اولین و پدر رسانه های بشری در دوران پس از تاریخ است. (دکتر محمد ابراهیم فیاض، ایران آینده به سوی الگویی مردم شناختی برای ابرقدرتی ایران، پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات، تهران، 1387، ص 125)

معرفی کتابهای مطالعه شده در سال جاری: دومین کتاب

عنوان کتاب: حصر دل، نوشته عبدالله گیویان

ادبیات دفاع مقدس در دهه 60 شاهد کتابهای خوبی بوده است. کتابهایی که اگر امروز چاپ می شدند، فروش بسیار بالایی داشتند. دهه 60 سوژه های ناب دفاع مقدسی فراوان بودند ولی حیف که ذائقه کتابخوانی هنوز ایجاد نشده بود. ما در ترم اول دانشگاه خواندیم که فرهنگ اکتسابی است و باید آموخته شود. امروز هم می گوییم برادر من! خواهر من! یعنی چی تو خونه تون سی دی همه فیلم ها رو دارید؟ بچه هفت هشت ساله کی گفته این همه فیلم باید ببینه؟! چرا ذائقه بچه را غلط می سازید؟! بچه تون رو کتاب خون تا خودش تصویر وقایع را بسازه. بذارین بچه تون فعال بشه، نه منفعل. فیلم هم خوبه ولی جای خود! و مسلما کمتر از اینها! این فیلم ها ذهن بچه تون را تنبل بار می آره!

(این دل پردرد رو کجا ببرم؟! بریم به معرفی کتاب حصر دل، نوشته عبدالله گیویان)

حصر دل

محصول سال 1369 حوزه هنری. وقتی که کتابهای با عنوان سوره مهر چاپ نمی شدند. از نمونه های نخستین ادبیات داستانی فرهنگ پایداری. داستان کوتاهیه 72 صفحه. تحلیلی هم هست. نکات قشنگی از پشت جبهه هم داره. اطلاعات داخل جبهه اش هم جالبه. مثلا تو صحبتهای رزمنده دهه 60 یه جایی می گفت: «تو به چه دلیل کارت رو ول کردی اومدی جبهه؟ تو برای امت اومدی؟ برای امام اومدی؟» (ص 27) خب، این یعنی چی؟ توجه کردید؟ تازه این نکته از یکی از این کتابهایی بود که تو فضایی نوشته شده اند که هنوز دوران توسعه هاشمی و اصلاحات خاتمی ادبیات و گفتمان جامعه را خراب نکرده بود. امت و امام! نه مردم و رهبر! رزمنده های ما برای مردم و رهبر نجنگیدند برای امت و امام جنگیدند. ترجمه انگلیسی امت، society یا هر آنچه فکر می کنید نیست. امت همان امت می شود. Ummah. جاش نیست تفاوتهای این دو را بگم ولی لعنت به اونایی که زبان ما ( و حتی زبان رزمندگان) را عوض کردند. (چیه! شما که می دونین امروز دل پری دارم!) ذائقه ما را این رسانه های جمعی نابود کردند. فرهنگ ما را نابود کردند. امت و امام را که قدرت ما بود، از ما گرفتند و رهبر و مردم (شهروندان!) دادند. رهبر و شهروندان متقابلا حاضرند دیگری را نابود کنند. (تو فیلمهای هالیوودی فراوون از این توجیهات دیده اید که به مصلحتهای مختلف مردم به یکدیگر و حکومت خیانت می کنند و یا رهبران به مردم خیانت می کنند...) امت از ولایت دست نمی کشد. ولایت هم از امت با تمام وجود دفاع می کند. راستی «مبنا»ی حکومت ما حقوق شهروندی و این حرفها که نیست. مبنای حکومت اسلامی، حق و وظیفه حکومت ولایت فقیه است و تبعیت امت.

اطلاعات کتابشناسی:

کتاب حصر دل، عبدالله گیویان، تهران، انتشارات حوزه هنری، 1369.

   


share | داغ کن - کلوب دات کام share on friendfa به اشتراک گذاری و ارسال به شبکه های مجازی و اجتماعی
_ _
  • آخرین مطالب وبلاگ پاورقی

  • _ _
    • کل صفحات:3  
    • 1
    • 2
    • 3
    •   

    .*. پاورقی فرهنگ و ارتباطات

    حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات