سیر مطالعاتی فرهنگ و ارتباطات براساس چهار بخش هر علم


منظور من از نقشه هوایی علم

در مطلب قبلی (+)، اشاره ای شد که برای موفقیت آسان، شناخت جایگاه هر درس در برنامه درسی رشته ضروری است. این که این درس با چه درسهایی در ارتباط است و چرا باید این واحد را بخوانیم؟ این درس، کجای رشته ماست؟  ما اگر یک نقشه هوایی از رشته مان داشته باشیم، کمکمان می کند تا بدانیم قرار است این درس چه نیازی از ما را بر طرف کند.
در مطلب قبلی، بیشتر ناظر به داوطلبان آزمون کنکور سراسری دکتری علوم ارتباطات به این موضوع پرداختیم و در این مطلب، بیشتر تاکیدمان بر ورودی های جدید و بچه های کارشناسی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام است. داشتن چنین نگاهی برای ورودی های جدید، لازم و ضروری است. هم چنین به داوطلبان آزمون دکتری، کمک می کند تا حوزه های مغفول در رشته خود را تشخیص بدهند. باز هم تاکید می کنم که مطالب این یادداشت، براساس نظر امروز من است!

 

چهار بخش رشته ارتباطات

نقشه هوایی رشته علوم ارتباطات (فرهنگ و ارتباطات)

رشته ارتباطات (و به طور خاص فرهنگ و ارتباطات) مثل عموم حوزه های دانش، در یک نگاه از 4 بخش مهم الف- مفاهیم (دروس مبانی: جامعه شناسی، روان شناسی، ارتباطات انسانی، ارتباط جمعی و ...)، ب- روش (دروس آمار و روش تحقیق)، ج- نظریه (دروس نظریه جامعه شناسی، نظریه فرهنگ، نظریه ارتباطات و ...) و د- مسائل (دروس سازمانها و سیاستها و سمینار مسائل جهانی و منطقه ای فرهنگ و ارتباطات) تشکیل شده است.


ارتباط این چهار بخش در یک جمله

ما در تحقیقات علوم اجتماعی مان (به طور عام و علوم ارتباطات به طور خاص)، یک مساله را بر مبنای یک نظریه و با یک روش تحقیق مشخص با اصطلاحات و مفاهیم معتبر همان حوزه بررسی می کنیم.


الف- بخش  مفاهیم و دروس مبانی

در این درسها با نگاه رشته به واقعیت های زندگی، سرفصلهای اصلی رشته، ادبیات تخصصی رشته، (بعضا) محققان برجسته و تحقیقات مهم آشنا می شوید. به عنوان مثال، دانشجوی علوم اجتماعی باید بتواند با مطالعه مبانی جامعه شناسی، کاربرد تخصصی اصطلاحاتی چون نقش و کارکرد و ... را تشخیص دهد.

در دروس مبانی قرار نیست که در موضوعی عمیق شوید. همین که با نگاه رشته و علمتان به زندگی و واقعیت ها آشنا شوید، کافیست. مثلا آب در شیمی، یعنی «هاش دو او». اما در فقه، آب یا مطلق است و یا مضاف! پاک است یا نجس. اما لازم نیست هاش دو او باشد! شراب خوردن حرام است اما فکر می کنی آبه، نوش جونتان!

یا مثلا وقتی مبانی انسان شناسی فرهنگی پاس می کنید، باید بتوانید تفاوت دو رویکرد جامعه شناسی و انسان شناسی به یک موضوع (به یک واقعیت زندگی) را تشخیص دهید. 

در برخی دروس مبانی فرعی، بعضا با همه حوزه های چهارگانه علم مواجه می شوید. مثلا در دو واحد نشانه شناسی، ممکن است هم با مبانی، نظریه ها و روش تحلیل نشانه شناسی آشنا می شوید. این موضوع به خاطر محدودیت واحدها و ارزش موضوعات اتفاق می افتد.


یک نکته مربوط به انتخاب واحد دروس مبانی:

در دانشگاه ما، درس انسان شناسی فرهنگی ترم 5 ارائه می شود. احتمالا این دروس مبانی، پیش نیاز خاصی ندارند. اما پیشنهاد ما، لزوما انتخاب واحد زودتر این درسها نیست. اگر این درسها را با کدبالایی ها بردارید، آن استفاده مطلوب از درس (که کدبالایی ها به علت تنفس بیشتر در فضای رشته به دست آورده اند) را نخواهید داشت. کدبالایی ها یک چیزهایی را می فهمند که شما نمی فهمید. بنابراین ابتدا قوی شوید و بعد این دروس (که بعضا مثل انسان شناسی از دروس اصلی رشته هستند) را با کدبالایی ها بردارید. با انتخاب واحد دروس فرعی مثل تدبیر زندگی و جریان شناسی تاریخ معاصر و ... از هم کدی هاتون جلو بیفتید.


ب- دروس نظریه

نظریه ها در علوم اجتماعی پشتیبانی کننده تحقیقات شما و تولید علم هستند. مثلا شما موضوع پایان نامه تان را (مثلا امام جماعت، مثلا تلویزیون، مثلا تعزیه،...) براساس یکی از نظریه های موجود و با ادبیات همان نظریه بررسی می کنید.

دروس اصلی نظری رشته ما همان نظریه جامعه شناسی (ترم6)، نظریه فرهنگی (ترم7)، و نظریه ارتباطات (ترم8) و نظریه فرهنگ و ارتباطات (ترم اول ارشد) هستند و متاسفانه نظریه های ارتباطات انسانی یا نظریه های زبان شناسی ممکن است در حاشیه ی برخی درسها مطرح گردند. (البته به محدودیت واحدها هم واقف باشید!)


ج- دروس روش تحقیق

تولید گزاره های علمی در رشته شما چگونه معتبر است؟ کاربرد آمار و روش تحلیلهای آماری در رشته شما کجاست؟ ابزارهای معتبر گردآوری داده در رشته شما (متناسب با موضوع تحقیق شما) چیست و چگونه انجام می شود؟

مثال جزیی از ارتباط آمار با روش تحقیق:

در آمار یاد می گیرید که همبستگی را با ضریب اطمینان 90 درصد یا 95 درصد محاسبه کنید. در روش تحقیق با مفاهیمی مثل فرضیه و ... هم سر و کار دارید. ممکن است فرضیه تحقیق شما در حوزه نظریه های تاثیر رسانه ها این باشد که رسانه ها افکار مخاطبان را شکل می دهند. به این منظور، همبستگی متغیرهای مستقل و وابسته را به کمک فرمولهای آماری بررسی می کنید. مثلا متغیر مستقلتان را مطالعه رجانیوز در نظر می گیرید و متغیر وابسته، درجه رادیکال بودن افکار نمونه انتخاب شده از جمعیت آماری دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه السلام. (اینجا نمی خواهم وارد جزییات شوم.) با ضریب همبستگی پیرسون محاسبه می کنید و نهایتا نتیجه می گیرید که با ضریب اطمینان 95 درصد که نه اما با 90 درصد اطمینان می توان گفت رجا نیوز موجب شکل گیری افکار رادیکال می شود. حتی ممکن است دوستتان در کار کلاسی اش بررسی کند و بگوید که آنانی رجانیوز نمی خوانند، افکار رادیکال هم ندارند. کار تحقیقی، یافته های لذت بخشی دارد. اما یک بار دیگر مباحث روش تحقیق وارد می شود و می گوید گرچه محاسبات آماری شما درست است اما شما در تشخیص متغیر مستقل اشتباه کردید و این افکار رادیکال عده ای امام صادقی بوده که رجانیوز شکل گرفته! (از تحلیل علت و معلولی داده های همبسته باید بپرهیزید!)


در یک نگاه عامتر، درسهای کاربرد کامپیوتر برای دانشجو و روش های کاوش در منابع اطلاعاتی، دروس فرعی اما مهم (چون مهارت هستند) از مجموعه دروس روش تحقیق هستند.

درسهای اصول فقه و متون روایی (روش فهم حدیث) و حتی تفسیر نیز در جایگاه دروس اصلی روش تحقیق در منابع اسلامی هستند. در این نگاه، قواعد عربی 1 تا 4 هم دروس فرعی روش تحقیق در منابع اسلامی محسوب می گردند.


د- دروس مسائل

این درسها، ارتباط رشته ما با واقعیت های زندگی است. خوشبختانه، همه درسهای ما، کاربردی اند و ناظر به واقعیت های زندگی اجتماعی و فردی انسان. حتی درس دوبار انتزاعی نظریه فرهنگ (یک بار به خاطر نظریه و یک بار به خاطر فرهنگ) هم با واقعیت های زندگی اجتماعی به ویژه در ارتباط با قدرت، ایدئولوژی و گفتمان سر و کار دارد. مثلا در بحثهای مرتبط با صنعت فرهنگ، شما به سهولت می توانید هر یک از متن های فرهنگی (اعم از پیام بازرگانی و ...) را متناسب با دیدگاه این نظریه تحلیل کنید و بین دانشتان و واقعیتهای زندگی ارتباط برقرار کنید.

دروس مسائل در رشته ما در ارتباط محکمی با دروس مدیریتی و سیاستگذاری (گرایش رشته) قرار دارند. به طور خاصتر درسایی مثل «سازمانها و سیاستهای فرهنگی» یا «سمینار مسائل جهانی و منطقه ای فرهنگ و ارتباطات» از جمله دروس اصلی مسائل و سیاستگذاری (انتخاب یک سیاست و تصمیم برای حل مساله) اند.


چند نکته برای داوطلبان دکتری و حتی بچه های کارشناسی

  1. بهتر است این دروس اصلی با همین ترتیب خوانده شوند. یعنی ابتدا مبانی جامعه شناسی بخوانید و بعد سراغ نظریه جامعه شناسی بروید. ابتدا مبانی ارتبطات بخوانید و بعد نظریه های ارتباطات. خواندن روش تحقیق در علوم اجتماعی در میانه این دو مناسب به نظر می رسد. هم چنین مسائل در نوبت آخر قرار می گیرد. در این نگاه، درسهای اصلی را از دروس فرعی می توانید تفکیک کنید و اهمیت و وزن واقعی هر درس را تشخیص دهید. البته همه درسها مهم اند. اما واضح است درسی چون «شیوه نگارش برای رسانه های جمعی» یک درس فرعی است. مثل درس فرعی «کاربرد رایانه برای دانشجو«.
  2. بهتر است ابتدا و یا همزمان با دروس مبانی جامعه شناسی، روان شناسی، ارتباطات و انسان شناسی فرهنگی، به مباحث شیرین فلسفه بپردازید. فلسفه برای علوم انسانی لازم است. قبل از مطالعه یک دور خواندن تاریخ اندیشه بشری به مطالعه نظریه ها نپردازید. پس، مبانی، فلسفه، و سپس نظریه.
  3. در بین نظریه ها، با نظریه جامعه شناسی شروع کنید، سپس نظریه فرهنگی بخوانید و بعد نظریه ارتباطات. این طوری، فهم نظریه ها برای شما راحت می شود. در پایان هم نظریه های فرهنگ وارتباطات (حوزه تعامل فرهنگ و ارتباطات).

---------
اشتراک فید پاورقی، بهترین گزینه برای دریافت آسان جدیدترین مطالب ماست.
لطفا تنها این فید پاورقی را در گوگل ریدر لایک بزنید و همخوان کنید: http://pavaraQi.ir/post/rss
با اشتراک، شما به جمع 546 مشترک فید ما اضافه می شوید.
شاید شما برای 17646 بار، مطالب این وبلاگ را لایک بزنید!